• راه کارﻫﺎي ﺗﺤﻘﻖ وﺣﺪت و ﻫﻢﮔﺮاﯾﯽ اﺳﻼﻣﯽ از ﻣﻨﻈﺮ ﻗﺮآن
  • حفظ «وحدت» از ضروریات بقا و رشد هر اجتماعی است. جامعه اسلامی به عنوان یک اجتماع انسانی برای حفظ، بقا و توسعه‌ی خویش و برای ایستادگی و مقابله با دشمنان خود، نیازمند یکپارچگی، هم‌گرایی و اتحاد می‌باشد. از آن‌جا که دین اسلام محور هم‌گرایی مسلمانان به شمار می‌آید و قرآن منبع مکتوب و آسمانی این دین می‌باشد؛ این پژوهش با هدف یافتن راهکارهای رسیدن به وحدت جامعه اسلامی به مطالعه آیات قرآن پرداخته است. قرآن برای رسیدن به اتحاد راهکارهایی چون: توحید، ولایت خدا و رسول9 و اولی الامر، اعتصام به حبل‌الله، اخوت ایمانی، حفظ روابط عاطفی میان رهبری و مردم، تأسی به پیامبر اکرم9، تولی و تبری و امر به معروف و نهی از منکر را ارائه می‌کند.

     

  • مقدمه

    «پیرمرد در حال مرگ بود. فرزندانش را جمع کرد، به هر کدام تکه‌ای چوب داد و از آن‌ها خواست تا آن را بشکنند. بعد از آن تعدادی از چوب‌ها را دسته کرد و این‌بار از فرزندانش خواست که «دسته ی چوب‌ها» را بشکنند. وقتی فرزندان دیدند که از شکستن چوب‌ها ناتوانند، متوجه پدر شدند، مرد دنیا دیده، به فرزندان خود رو کرد و گفت: این حکایت شماست. اگر با هم باشید، قدرتی بر شما غلبه نخواهد کرد واگر جدا و متفرق باشید به آسانی نابود خواهید شد».

    این داستانی است که بارها پدران و مادران در گوش فرزندانشان زمزمه کرده‌اند، و معلمان برای دانش‌آموزان باز گفته‌اند و دائماً نسلی به نسل دیگر یادآوری کرده است. در واقع این قانون طبیعت است که بقا و تداوم و پیروزی در اتحاد و انسجام است حتی حیوانات هم از این قانون استثنا نیستند.

    جامعه انسانی نیز به تبع این‌که جزئی از جهان خلقت است، مشمول این قانون می‌باشد، که اتحاد شرط بقا است. لذا اسلام بعنوان دینی جهانی و کامل به این مسئله اهتمام خاص داشته است. و در موارد متعدد پیروان خود را به حفظ و تقویت اتحاد فرا خوانده است.

    در این مقاله سعی شده به دیدگاه قرآن درباره ی اتحاد پرداخته و راهکارهای پیشنهادی قرآن را برای رسیدن به اتحاد مطرح شود، امید است مفید واقع شود.

    1-وحدت و هم‌گرایی

    تعریف اتحاد و هم‌گرایی

    در تعریف «اتحاد» آمده است «آن‌چه مرکب از دو چیز یا بیشتر و با نسبت‌های معین باشد. به طوری که چیز سومی از آن‌ها به وجود آید که با اجزای خود تفاوت کامل داشته باشد. مثل آب که مرکب از اکسیژن و هیدروژن است» (معلوف، 1383، ذیل واژه اتحاد) این واژه از ریشه‌ی «وحد» است که به باب افتعال برده  شده است. این باب برای مطاوعه میباشد، به معنای قبول کردن آن فعل و ممتنع نشدن. فعل وحدت وقتی به این باب برده می شود، به این معنا می‌شود که: اتحاد مبتنی بر اصولی خواهد بود و هرگاه ضرورت آن احساس شد می بایست به آن عمل کرد و نباید خواسته‌های شخصی و سلیقه ای را بر آن مقدم داشت.

    در معنای صریح تری که برای اتحاد بیان شده این‌گونه آمده است که: اتحاد به معنای توافق و وحدت نظر، متحد بودن، یکی شدن، یگانگی داشتن، یک‌رنگی، یک دلی، یک جهتی و هماهنگی و مبارزه ی مشترک نیروهای گوناگون برای نیل به هدف مشترک است. (آذرنوش، 1379، ذیل واژه اتحاد)

    هم‌گرایی اسلامی در واقع اصطلاحی است که برای اتحاد میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی به کار برده می‌شود؛ و مقصود از آن وحدت و انسجام میان مسلمانان می‌باشد که همواره برای دفع دسیسه‌ی دشمنان ضروری است.

    ضرورت وحدت و هم‌گرایی اسلامی:

    در این حقیقت نباید تردید روا داشت که هم‌گرایی و انسجام یکی از پیش فرض های توسعه و پیشرفت در همه ی جوامع و ملت ها به شمار می رود و زمینه ی بروز خلاقیت ها و شکوفایی استعداد ها را که پیش تر امکان ظهور نداشت فراهم می سازد و آرامش و امنیت و آسودگی خاطر را که لازمه ی هر موفقیتی است به ارمغان می آورد. ضمن آنکه در شرایط تنازع و اختلاف و درگیری های گوناگون قومی، نژادی، فرقه ای و مذهبی انگیزه ها و امیدها کم فروغ و شرایط زیست سالم و به هنجار، دشوار و شانس زندگی و ماندن رو به کاهش خواهد گزارد.

    از آن گذشته، ایستادگی در برابر قدرت های جنگ افروز منطقه ای و جهانی و رویارویی با فزون خواهی های آنان جز در سایه ی هم‌گرایی و همبستگی گروه‌ها و افرادی که اهداف مشترک، آنان را به یکدیگر پیوند داده، امکان پذیر نیست. (احمدپور، 1386، ص32)

    در عصر حاضر، جمعبت عظیم مسلمانان و پراکندگی جمعیتی آنان در حساس‌ترین نقاط تاکتیکی و استراتژیکی دنیا و تهدیدهایی که کیان و هویت اسلام را به چالش کشانده است، ضرورت وحدت و انسجام اسلام را در جهان امروز ایجاب می نماید.اگر جمعیت یک و نیم میلیاردی مسلمانان از هر فرقه و دسته و گروه از شیعه و سنی، با هم متحد و همراه و همگام شوند، دنیای استکبار را به پهنه‌ی نیستی می برند.

    امام خمینی ;که منادی وحدت بین مسلمین بودند، به همین علت و برای رساندن قدرت مسلمانان به اوج عزت و اقتدار فرمودند:

    «بر علمای دین که وارثان پیامبر9 هستند، فرض و واجب است که موقعیت حساس جهان اسلام و نقشه های شوم و خطرناک دشمنان را در یابند، با عوامل تفرقه و اختلاف به طور جدی مبارزه نمایند، نقشه های شوم دشمنان را برای مسلمین تشریح کنند و همه یآنها را برای دفاع از اسلام و مبارزه با شرک و استکبار جهانی بسیج نمایند». (شیرازی، 1386، ص29)

    دشمنان اسلام دریافته اند که با انسجام و یکپارچگی اسلامی، امکان تسلط بر جهان اسلام و تعرض به منابع و ذخایر آنان ناممکن است، لذا در جهت تفرقه و جدایی مردم از یکدیگر و پدید آوردن درگیری های مصنوعی میان آنان و دامن‌زدن به اختلافات فرقه‌ای از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و از این  رهگذر بیشترین زیان و خسارت را بر مسلمین وارد ساخته‌اند و کارنامه‌ای بس سیاه وآلوده از خود بر جای نهاده‌اند که ترمیم آن جز در سایه‌ی همبستگی و اتحاد ناممکن می‌نماید.

    هرچند که شرایط خاص جهانی و عوامل بازدارنده و منفی منطقه‌ای، سازگاری اجتماعی و تعهد و مشرکت جمعی بیشتری را بر دوش مسلمین می‌گذارد، اما بیشتر و بالاتر از آن، آموزه‌های درون دینی و جوهره‌ی مکتبی اسلام و عناصر تشکیل دهنده‌ی آن است که وحدت و همبستگی جدی و پایداری را متوجه مسلمانان و موحدان می‌سازد. و آنان را به تعاون و هم‌یاری فرا می‌خواند.

    چرا که اهداف و آرمان‌های بی بدیل و درخوری چون: برپایی نظام ارزشی اسلام، توسعه و تحکیم عدالت اجتماعی، زدودن فقر و فساد، نفی ستم و بیداد و دیگر ارزش های انسانی و معنوی به ویژه در مقیاس جهانی، که اسلام در پی انجام آن است، جز با وحدت و همبستگی و وفاق جمعی انجام یافتنی نیست.

    مبنای وحدت امت اسلامی

    منشأ حقیقی وحدت امت اسلامی «دین اسلام» است. این منشأ ریشه یخود را از فطرت سلیم انسان می‌گیرد که خداوند متعال در نهاد مردم همه‌ی جوامع به ودیعت نهاده است. تحولاتی که این دین فطرت، در طول تاریخ داشته فقط مربوط به فروع جزئی احکام بوده است. و اصول و مبادی کلی که متن دین الهی را تشکیل می دهند، همواره در طول تاریخ متحد بوده‌اند. بنابراین، مبنای وحدت امت اسلامی مستند به همان دین فطری انسانی است که همه ی پیامبران الهی: آن را به بشریت تبلیغ نموده و متن کامل آن پس از حضرت نوح و پیامبران: پیشین بوسیله حضرت ابراهیم خلیل 7 ابلاغ شده و یهود و مسیحیت نیز خود را وابسته به آن می‌دانند. (موثقی، 1370، ج1، ص20)

    2-راهکار وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن کریم

    از آن جایی که مبنای اصلی وحدت امت اسلامی «دین اسلام» است. لذا شایسته است برای پی بردن به دیدگاه این دین در ارتباط با اتحاد و هم‌گرایی، قرآن را که سند مکتوب و قطعی این دین فطری است، مورد بررسی قرار گیرد.

    قرآن کریم، بدون تردید کلام خداوند و وحی الهی است که توسط پیامبر اکرم 9 برای هدایت مردم، و قرار دادن انسان‌ها و جوامع بشری در مسیر فطرت و توحید، که مسیر وحدت و یگانگی است، به جهانیان عرضه شده است.

    به اعتقاد مسلمین و پیروان همه مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنی و غیر از آن، قرآن بر خلاف سایر کتب آسمانی و علی رغم همه ی دسیسه‌ها و توطئه های دشمنان اسلام، دست نخورده و بدون تحریف باقی مانده و قول به تحریف قرآن، بنا به نظر اکابر علمای اسلام چه شیعه و چه سنی باطل است و خداوند خود حافظ آن است:

                                « إِنَّا نحنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحَافِظُون»[1]

    و این رمز جاودانگی قرآن و تعالیم آن می باشد. بنا بر این استناد به کلام خداوند در قرآن و پیگیری مسئله‌ی وحدت و تفرقه در آن و ارائه‌ی تعالیم و دستورات سلبی و ایجابی و نفی و اثباتی و یا امر و نهی قرآن در این رابطه برای همه‌ی مسلمانان و موحدین و مؤمنین دارای سندیت و اعتبار قطعی می‌باشد. (موثقی، 1370، ج1، ص47)

    آیات قرآن را در رابطه با موضوع مورد بحث، می توان به سه دسته کلی تقسیم نمود، یک دسته آیاتی هستند که نه در جهت سلب و نفی و نهی و نه در جهت ایجاب و اثبات و امر می‌باشند بلکه به بررسی توحید و هماهنگی، اختلاف و تفاوت در نظام خلقت و جهان آفرینش می‌پردازند. برخی از این آیات عبارتند از:

    «لَوْ كاَنَ فِيهِمَا ءَالهةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا»[2]

    «يَأَيها النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكمُ مِّن ذَكَرٍ وَ أُنثىَ‏ وَ جَعَلْنَاكم شُعُوبًا وَ قَبَائلَ لِتَعَارَفُواْ إِنَّ أَكْرَمَكم عِندَ اللَّهِ أَتْقَئكُمْ» [3]

     «وَ لَوْ شَاءَ رَبُّكَ لجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ لَا يَزَالُونَ مختَلِفِين»[4]

    با توجه به آیات می‌توان دریافت که توحید و یگانگی خداوند، نظم واحد و هماهنگی و پیوستگی اجزاء جهان آفرینش را نیز به دنبال دارد و بر عالم خلقت بر مبنای قوانین و سنت‌های الهی، وحدت و انسجام اعجاب انگیزی که با دقیق‌ترین محاسبات ریاضی و کامپیوتری مطابقت دارد حکم فرماست. اما در عین حال پاره ای از اختلافات طبیعی و وجودی در عالم خلقت و موجودات عالم وجود دارد، که این امر از نظر عقلی و فلسفی، به سلسله مراتب وجود و در نهایت بر اساس عدل الهی به فلسفه ی خلقت و هدف آفرینش موجودات بر می‌گردد. و علی‌رغم این همه کثرت و تنوع، وحدت و یگانگی بر جهان حاکم است. لذا میتوان گفت در عالم خلقت و در تکوین، اختلاف و تفاوت وجود دارد که فراتر از سلب و ایجاب و امری طبیعی و تکوینی است. (موثقی، 1370، ج1، صص48-51)

    اما باید در نظر داشت که بر مبنای توحید در خلقت و یگانگی خالق، انسان ها نیز چون از منشأ واحدی هستند، در خلقت و فطرت، مشترک و برابر و یکسان می باشند و جامعه ی انسانی می باید در راستای همین وحدت نوعی و انسانی و فطری انسان ها، سازمان یافته و تبعیضی میان افراد نباشد.

    دسته ی دوم آیاتی هستند که در پی سلب در نهی مسلمین از تفرقه و جدایی و تنازع و تخاصم و امثال آن آمده است. قرآن مسلمانان را به فراتر رفتن از مرز های تنگ و محدود جهان طبیعت و ماده و نفی و شکستن همه بت‌ها و اله ها که از جنس همان کثرات عالم طبیعت  و ماده اند و یا به نحوی از آن برخاسته اند فرا می خواند. در راستای این هدف، قرآن، مسلمانان را از دوستی با کفار و منافقین بر حذر می‌دارد و آنان را به تقویت ارتباط میان خودشان فرا می خواند. هم‌چنین از آنان می خواهد که از اطاعت طاغوت و استکبار دوری کنند و تسلیم فرامین خدا و رسولش و اولیاء خدا باشند. تا آن‌جا که در قرآن آمده است:

    « وَ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَا تَنَزَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِيحُكم وَ اصْبرواْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابرِين»[5]

    دسته‌ی سوم آیاتی هستند که به طور ایجابی و اثباتی و امری مسلمانان را به وحدت و همبستگی و اتحاد و اتفاق دعوت نموده و آن‌ها را به این امر مهم فرا می‌خواند. که از این آیات تحت عنوان  عوامل و راهکارهای وحدت در قرآن بحث می‌شود.

    سطوح اتحاد از منظر قرآن

    قرآن به طور کلی، راهکارهای خویش را برای اتحاد و انسجام در سه سطح عرضه می‌دارد: (منصوری، 1386)

    1- در سطح اول که اتحاد انسانی است، بر مسئله ی وحدت نوعی انسانها تکیه دارد. چرا که خداوند خالق، معبود و مدبر امور همگان است وهمه ی افراد از اصل و ریشه ی واحدی آفریده شده اند چه از نظر مادی که از خاک و گل سرشته شده اند و چه از نظر روحی و معنوی که از نفس واحدی بوده و روح خدایی در آن‌ها دمیده شده است.[6]

    2-سطح بعد، اتحاد پیروان شرایع آسمانی را متذکر می شود چرا که پیامبران آن‌ها همگی از جانب خدای واحد مبعوث شده و همگی آنان حامل پیام واحدی برای بشر بوده‌اند. قرآن گوهر شرایع آسمانی را یک‌سان و تسلیم در برابر خداوند و توحید می‌داند، از این رو از دین آسمانی به عنوان  اسلام یاد می‌کند و همه‌ی پیروان شرایع آسمانی را به همبستگی و اتحاد در محور توحید می خواند. و دین را تنها «اسلام» معرفی کرده که به معنای تسلیم در برابر یگانه ی هستی است و می فرماید: « إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْاسْلَام».[7]

    در تحلیل قرآنی همه ی شرایع بر اصول سه گانه ی توحید، نبوت و معاد بنیاد نهاده شده اند و همه‌ی پیامبران الهی: مردمان را به این سه اضل فرا می خوانده اند. بنا براین تفاوتی در اصول شرایع وجود نداشته و آنچه موجب اختلاف میان شرایع شده است، اصول جزئی و فرعی است که به سبب مقتضیات زمانی و مکانی پدید آمده است. و خداوند شریعت ها را برای هدایت افراد انسانی با توجه به شرایط زمانی و عصری فرستاده است تا آن را روش زندگی خود قرار دهند و به کمال برسند. شریعت پیامبر اکرم 9 نیز یکی از شرایع دین اسلام است و علت نامگذاری این شریعت به اسلام نیز از آن رو بوده است که این شریعت به عنوان آخرین و کامل‌ترین شریعت و برای همه ی عصرهای پس از عصر نزول و برای همه‌ی جهانیان فرستاده شده است. از این رو می‌توان شریعت پیامبر اکرم 9 را به عنوان اسلام و دین کامل یاد کرد؛ زیرا هرگاه تطابق کلی میان دو چیز به گونه‌ای باشد که یگانگی در آن به حد کمال رسیده باشد می توان نام آن را بر دیگری گذاشت. ازین رو می‌توان نام شریعت پیامبر اکرم 9 را به عنوان اسلام نام برد، در حالی که نمی‌توان از شریعت و منهج و روش موسوی و عیسوی : به اسلام یاد کرد، بلکه باید گفت که هر یک از آن‌ها یکی از شرایع اسلام است.

    در بینش قرآن تفاوت میان شرایع اسلام (به معنای اصطلاح عام) تفاوتی بر پایه‌ی مقتضیات بوده است. چنانکه تفاوت دین اسلام و شریعت اسلامی با دیگر شرایع در بیان تفصیلی و جامعیت و کمال آن است.[8]

    با توجه به اشتراک و یگانگی اسلام در همه‌ی شرایع آسمانی و پذیرش اصول اساسی اسلام از سوی همگان، قرآن همه ی اهل کتاب و شرایع آسمانی را به اتحاد و همبستگی دعوت می کند و از آنان می خواهد تا در سایه سخن و عقیده مشترک با مسلمانان گرد آیند و متحد گردند:

     « قُلْ يَأَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلىَ‏ كَلِمَةٍ سَوَاءِ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكمُ‏ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لَا نُشرِكَ بِهِ شَيئاً وَ لَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُون»[9]

    در این آیه محورهای اتحاد که توحید و دوری از شرک است بیان شده است؛ بنا بر این پیروان ادیان آسمانی می توانند تحت این کلمه مورد پذیرش همگان گرد آیند و تحت پرچم توحید حرکت کرده و به یکدیگر یاری رسانند، با هم‌زیستی و دوری از ظلم و ستم از فواید اتحاد و همبستگی بهره‌مند گردند. (منصوری، 1386)

    در دو آیه دیگر از قرآن، خداوند نه تنها این نکته را راه نجات دنیا برشمرده، بلکه با بیان دو شرط ایمان به معاد و عمل صالح، آن را عاملی برای نجات و رهایی از آتش دوزخ و بهره‌مندی از بهشت و نعمت های آن بر می‌شمارد.[10]

    البته این به معنای عدم نسخ شرایع پیشین نیست، بلکه به معنای آن است که کسانی از اهل کتاب که اسلام و حقانیت آن را نمی‌شناسند و با توجه به جهل خود نسبت به اسلام به همان شرایع پیشین به شرط باور به توحید و رستاخیز عمل می کنند و کار های شایسته و نیکو انجام می دهند، ممکن اسن آیه یقرآن بر آنان صدق کند و در غیر این صورت هیچ دلیلی مبنی بر تعمیم آیه بر مصادیق دیگر وجود ندارد. بر همین پایه و اساس است که قرآن نسبت به کسانی که اسلام را می شناسند و در محیط اسلامی زندگی می‌کنند می‌خواهد که یا اسلام را بپذیرند یا جزیه بدهند.[11] در برابر جزیه اسلام متعهد می شود تا با حفظ حرمت ایشان، حقوق و امنیت آنان را در جایگاه اقلیت های دینی محافظت کند.

    با وجود همه ی این مسائل، قرآن پیروان همه ی شرایع آسمانی را بر گرد آمدن در محور نقاط مشترک فرا می خواند[12] و از آنان می خواهد بر این محور با یکدیگر متحد شده و جامعه امن و به دور از ستم و تعدی بر پا کنند و نسبت به عقاید و سنت های و مراکز عبادی یکدیگر احترام متقابل داشته باشند؛[13] زیرا هر شریعت، اصول شرایع دیگر را تأیید کرده و مدافع آن بوده است.[14]

    3- سطح سوم که مهمترین سطح از سطوح همبستگی و اتحاد از منظر قرآن است، اتحاد و همبستگی و یگانگی میان مؤمنان و مسلمانان به عنوان امت واحد است. در منظر اسلام و قرآن، هر کس که شهادتین (گواهی به توحید و نبوت پیامبر اکرم 9) را بر زبان جاری ساخت، مسلمان و مشمول احکام اسلامی است. و واجب است با او همچون برادری دینی برخورد کرد.

    این‌گونه است که بدون توجه به مسأله پیمان واقعی، که ایمان قلبی و حقیقی است، به صرف بیان زبانی شهادتین از حقوق شهروندی اسلام برخوردار می‌شود.( شرف الدین عاملی، 1380، ص27)  با توجه به این مسائل بسیاری از مردمان در حوزه اتحاد دینی وارد می شوند و به عنوان امت اسلامی از همزیستی و اتحاد و فواید آن برخوردار می گردند.

    قرآن برای اتحاد میام مؤمنان و مسلمانان، راهکارهایی را ارائه کرده است که به طور اختصار به آن ها اشاره می شود.

    راهکارهای قرآن برای وحدت و هم‌گرایی اسلامی

    الف) وحدت بر محور فکر و ایدئولوژی

    مهمترین مسئله یفکری و عقیدتی میان مسلمانان بحث «توحید» است. (جمعی از مؤلفین، بی‌تا، ص462) مسلم است که برای استقرار وحدت و همبستگی در بین یک جمع یا امت، اشتراک در عقیده و جهان بینی از مبانی اولیه می باشد و بدون وجود چنین اشتراکی هرگز نمی توان در انتظار برقراری وحدتی حقیقی در بین آن جمع بود. و اگر هم ظاهرا نشانی از وحدت و یگانگی در میان باشد، صوری و موقت بوده و هرگز نمی‌تواند وحدتی عمیق، فراگیر و پایدار باشد.(سادات، 1358، ص46)

    ایمان به خدای یگانه، غیب، فرشتگان، کتاب های آسمانی، پیامبران و روز باز پسین، بهترین پایگاه هایی هستند که همبستگی و انسجام جوامع اسلامی باید بر آن استوار شود. اصولاً نظریه ی«توحید» دیدگاهی وحدت گراست و به مثابه مرکزیت نظام تکوین و تشریع امت واحده اسلامی به شمار می‌رود. یکایک آدمیان و آفریدگان تسبیح گوی خدای یکتایند و در برابر عظمت او خاضع و خاشع اند، خدایی که صاحب و مالک روز جزاست، داد مظلوم را از ظالم می ستاند، در روز رستاخیز در میان مردم به عدالت رفتار خواهد کرد و در میانشان قسط بر پا خواهد داشت.

    قرآن کریم یکی از راه‌های همبستگی را پیروی از راه توحید دانسته و به آن سفارش فرموده است:

    «وَ أَنَّ هَاذَا صراطِى مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَ لَا تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ»[15]

    در این آیه خداوند دستور به پیروی از صراط مستقیم داده که همان توحید، حق، عدالت، پاکی و تقواست و پیروی از غیر آن را باعث پراکندگی و اختلاف و نفاق می‌داند. بر همین اساس است که همان‌گونه که قبلاً ذکر شد، در قرآن حتی از اهل کتاب و سایر شرایع آسمانی دعوت می شود که بر محور یکتاپرستی و به تعبیر بهتر حق‌پرستی گرد آیند و در سایه‌ی اتحاد و انسجام با هم زندگی کنند.

    ب) پذیرفتن ولایت خدا و رسول و اولی الامر

    گردن نهادن به ولایت خدا و رسول، از دیدگاه قرآن، سرچشمه ی وحدت و یگانگی و دوستی و محبت و مودت میان مومنین و مسلمین است، که ولایت اولی الامر نیز در ادامه ی آن می‌باشد؛ هر چند که در تفسیر کلمه‌ی «اولی الامر» اختلاف وجود دارد چه بین شیعیان و اهل تسنن و چه در هر یک از آنها، اما به طور کلی شیعه اثنی عشری، اولی الامر را، که ولایتش در ردیف ولایت خدا و رسول9 آمده، معصوم دانسته و به عنوان ائمه‌ی دوازده‌گانه : می‌شناسد. (موثقی، 1370، ج1، ص70)

    قرآن در موارد مختلف، به ویژه در طرح توحید و نفی مشترک و مسئله ی ولایت بر نقش محوری و اساسی این عامل تاکید کرده است.[16]

    در آیه 52 سوره مائده، تعبیر«حزب الله» آمده که مقصود از آن کسانی اند که ولایت خدا و رسول و مومنین را پذیرفته و به آن گردن نهاده اند:

            «وَ مَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَلِبُون »

    نکته مهمی که در این آیه نهفته است این است که تشکل و حزب، در سایه‌ی‌ تولی و با پذیرفتن ولایت پدید می‌آید و موارد استعمال کلمه حزب در قرآن نیز نشان می‌دهد که وحدت، عقیده و هدف در آن ملحوظ است و گرنه هر دسته و جماعتی را حزب نمی گویند.

    در حقیقت در جامعه اسلامی پیامبر 9 محور همبستگی میان مردمان می‌باشد:

    «يَأَيها الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنكم فَإِن تَنَازَعْتُمْ فىِ شىَ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلىَ اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَخِرِ »[17]

    طبق این آیه لازمه ی پذیرفتن ولایت خدا و رسول این است، که در همه یامور خود تابع و مطیع فرمان آنها باشند و در امور مورد تنازع خود موظفند به خدا و رسول مراجعه کنند. چرا که رجوع به پیامبر9 که جز سخن خدا نمی‌گوید، در واقع رسیدن به حق وحدت است. و مسلمین از مسیر تنازع و تشتت به جاده‌ی مستقیم فطرت و توحید، و وحدت و همبستگی سوق میدهد.

    ج)اعتصام به «حبل الله»

    بطور کلی، اعتصام به حبل الله، پایه و مایه یوحدت مسلمین می باشد که در شکل ها و قالب های مختلف متجلی می شود و بزرگرین محور وحدت یعنی «الله» سبب اصلی و اول و آخر حیات و رشد و تعالی و توحید امت اسلامی، مبنای اعتصام، قرار گرفته است.

                            « وَ اعْتَصِمُواْ بحبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُواْ »[18]

    در این‌که مقصود از ریسمان الهی چیست، بین مفسران اختلاف نظر وجود دارد، و نظرات متفاوتی پیرامون آن ارائه شده که عبارتند از: قرآن (طباطبایی، 1374، ج3، ص 572)، کتاب و سنت، دین الهی، اطاعت خداوند و جماعت (فخر رازی، 1420، ج 8، ص 311)، توحید خالص (بحرانی، 1416، ج1، ص668)، ولایت اهل بیت: (طبرسی، 1360، ج4، ص 189). هرکدام از این موارد وجوهی است که در تفسیر «حبل الله» بیان شده است. برخی نیز مفهوم «حبل الله» را شامل همه‌ی این معانی دانسته اند.

    با این حال، به نظر می رسد که نزدیک ترین تفسیر برای این واژه، دیدگاه نخست یعنی قرآن است. چنان‌که در روایتی از رسول اکرم 9، قرآن ریسمان الهی کشیده شده میان آسمان و زمین معرفی شده است. (فخررازی، پیشین) علاوه بر این روایت در کتاب شریف تفسیر جامع از امام باقر 7، در طی روایتی به نقل از پیامبر اکرم 9؛ امام علی 7به عنوان حبل الله معرفی شده است. (بروجردی، 1366، ج1، ص467) و در روایتی دیگر از «آل محمد» : به عنوان مصداق «حبل الله» یاد  شده (عروسی حویزی، 1415، ج1، ص377) هر چند که الفاظی که در تعیین مصداق «حبل الله» آمده ممکن است ظاهراً متفاوت باشند اما حقیقت این است که پیامبر9، خود «ثقلین» را به مسلمانان معرفی نمود و سپس به جوار حق شتافت و تأکید فرمودند که این دو هرگز از هم جدا نمی شوند. لذا مانعی ندارد اگر قرآن و عترت را در کنار هم مصداق «حبل الله» بدانیم و برای رسیدن به حق به آن دو متمسک شویم.

    د) اخوت ایمانی

    در عصر بعثت، اسلام از مردمی آن‌چنان متفرق و در حال اختلاف و ستیز، جبهه‌ای واحد و متشکل در برابر شرک، کفر و نفاق پدید آورد و همین اتحاد و انسجام زیر پرچم توحید و رهبری رسول اکرم9عامل مهم پیروزی و غلبه ی آنان بر تمامی دشمنان سرسخت و نیرومند اسلام گردید. در موارد زیادی اخوت ایمانی به عنوان عاملی برای اتحاد قلمداد شده و بر اساس آن به وحدت و همکاری و یاری رساندن به مومنان سفارش شده است:

                          «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَين أَخَوَيْكم‏ »[19]

    هم‌چنین در آیه 103 آل عمران بعد از فرا خواندن مردم به اعتصام به حبل الله، نعمت خدا (اسلام) را برای آنان یادآوری می کند که سبب اخوت و الفت و اتحاد آنان شد:

    «وَ اعْتَصِمُواْ بحبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُواْ وَ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَين قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا»

    ه) حفظ روابط عاطفی میان رهبری و مردم

    از مزایای فوق العاده اخلاقی پیامبر 9که از صفات مهم در رهبری و باعث همبستگی است، مسئله گذشت، نرمش و انعطاف در برابر مردم است:

     «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ »[20]

     در جای دیگر درباره‌ی مهربانی پیامبر9 با مردم چنین می فرماید:

      « لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيم»[21]

    اخلاق پسندیده، رفتار نیک، مهربانی، صبر و استقامت، تحمل و بخشش همه جزء راه‌هایی است، که می شود با آن‌ها وحدت و هم‌بستگی ایجاد کرد و خداوند متعال پیامبر اکرم 9 را به انجام آن‌ها دستور داده است.

    و) تأسی به پیامبر اکرم 9

    در موارد قبل اشاره شد که قرآن مردم را به پیروی و اطاعت از رسول خدا 9، امر فرموده است. در قرآن در علاوه بر مواردی از این قبیل، پیامبر 9 را به عنوان الگویی نیکو  برای همه‌ی مسلمانان معرفی می‌کند. با توجه به نقش و جایگاه برجسته و مهمی که الگو در زندگی خردی و اجتماعی افراد  دارد می‌توان به اهمیت محوری «اسوه» بودن حضرت رسول اکرم 9در بحث اتحاد و انسجام بین مسلمین دست یافت:

                                      «لَّقَدْ كاَنَ لَكُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة»[22]

    مسلما توجه همه ی قلوب و ابصاردر هر جایی و هر زمانی هم‌گرایی واتحاد میان آنان خواهد شد و الگوی واحد داشتن، سبب اتحاد هدف و انسجام میان همه‌ی تأسی کنندگان خواهد گردید.

    ز) تولی و تبری

    این دو اصل که از اصول عمده ی سیاست داخلی و خارجی اسلام و مسلمین می باشد، نقش تعیین کننده ای در جلوگیری از تفرقه تشتت مسلمین و وحدت صفوف ایمانی و اسلامی آنان دارد.

    در آیه ی 29 از سوره ی فتح می‌خوانیم:[23]

                         «محمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلىَ الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنهم »

    هم‌چنین در آیه‌ی 4 سوره‌ی صف، خداوند کسانی را که در راه او قتال می کنند، بصورت «صف» و متحد و یک‌دست خوانده، که مورد محبت و علاقه خداوند متعال قرار می گیرند:

                      «إِنَّ اللَّهَ يحبُّ الَّذِينَ يُقَتِلُونَ فىِ سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَنٌ مَّرْصُوص»

    ح) امر به معروف و نهی از منکر

    امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ی اسلامی خود یکی دیگر از عوامل و وسایل نیل به وحدت اسلامی و ترقی و تعالی مسلمین و مومنین است.

          «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَر»[24]

    در مقابل این اتحاد مؤمنین در خیر و نیکویی و در ایمان و اطاعت اوامر الهی، منافقان قرار دارند که با اتحاد و هم‌دستی می خواهند مانع وحدت مسلمین شده و به جای امر به معروف و نهی از منکر، امر به منکر و نهی از معروف کنند!

    بنابراین مومنین و مسلمین باید به جای ظلم و ستم‌کاری و گناه و تنازع و خصومت با یکدیگر، به تعاون و هم‌یاری یکدیگر در امور خیر و نیکو برخیزند:

                     «وَ تَعَاوَنُواْ عَلىَ الْبرِّ وَ التَّقْوَى‏ وَ لَا تَعَاوَنُواْ عَلىَ الْاثْمِ وَ الْعُدْوَان»[25]

    امی است با بهره‌گیری از تعالیم ناب اسلام و توجه داشتن به راهکارهای ارائه شده در قرآن، مسمانان بتوانند به اتحاد و انسجام مورد نظر اسلام دست یافته و از توانایی ها و استعدادهای بالقوه ی  امت اسلامی بیشترین بهره را برای ترقی و تعالی به درجات کمال و سعادت ببرند.

    منابع

    1.        قرآن

    1. احمدپور، علی‌اکبر، امام علی و هم‌گرایی اسلامی در عصر خلافت، قم: بوستان کتاب، 1386ش.
    2. آذرنوش، آذرتاش، فرهنگ معاصر، تهران: نی، 1379ش.
    3. بحرانى، هاشم بن سليمان،‏ البرهان فى تفسير القرآن‏، تهران‏: بنياد بعثت، ‏1416 ق‏.
    4. بروجردى سيد محمد ابراهيم، ‏ تفسير جامع‏، تهران‏: انتشارات صدر، 1366 ش‏.
    5. حسینی، مهدی (10/6/1386)، «عوامل و اهداف اتحاد ملی و انسجام اسلامی»، روزنامه کیهان، ش 18777.
    6. سادات، محمدعلی، مبانی وحدت در امت اسلامی، تهران: الهام، 1358ش.
    7. شرف الدین عاملی، عبدالحسین، مباحثی پیرامون وحدت اسلامی، ترجمه: ابراهیم سیدعلوی، تهران: مطهر، 1380ش.
    8. شیرازی، علی، راهکارهای عملی اتحاد ملی و انسجام اسلامی، قم: خادم الرضا7، 1386ش.
    9. طباطبايى، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان‏، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى‏، قم‏: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم، ‏1374 ش.‏
    10. طبرسى، فضل بن حسن، ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن‏، گروه مترجمین، تهران‏: انتشارات فراهانى، ‏1360ش‏.
    11. عروسى حويزى عبد على بن جمعه، ‏تفسير نور الثقلين‏، قم: ‏انتشارات اسماعيليان، ‏1415 ق.‏
    12. عمید، حسن، فرهنگ اسلامی عمید، تهران: امیر کبیر، 1384ش.
    13. فخر رازى، محمد بن عمر ،مفاتيح الغيب، ‏ بيروت‏: دار احياء التراث العربي‏، 1420 ق.‏
    14. معلوف، لویس، المنجد فی اللغة، تهران: اسلام، 1383ش.
    15. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه‏، تهران‏: دار الكتب الاسلامية، 1374 ش‏.
    16. منصوری، محمدباقر(30/2/1386)، «عوامل و راهکارهای قرآنی اتحاد و انسجام»، روزنامه کیهان، ش18803.
    17. موثقی، احمد، استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1370.
    18. وحدت مسلمین (نگرشی به مقالات کنگره جهانی ائمه جمعه و جماعت)، قم: الهادی، بی‌تا.


    [1] . حجر آیه 9: ما قرآن را نازل كرديم؛ و ما به طور قطع نگه‌دار آنيم!

    [2] . انبیا آیه 22: اگر در آسمان و زمين، جز «اللَّه» خدايان ديگرى بود، فاسد مى‏شدند (و نظام جهان به هم مى‏خورد)!

    [3] . حجرات آیه 13: اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد؛ (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛

    [4] . هود آیه 118: و اگر پروردگارت مى‏خواست، همه مردم را يك امّت (بدون هيچ گونه اختلاف) قرار مى‏داد؛ ولى آنها همواره مختلفند ... .

    [5] . انفال آیه 46: و (فرمان) خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد! و نزاع (و كشمكش) نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود! و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است!

    [6] . برخی از این آیات عبارتند از: نساء آیه 1؛ حجرات آیه 13؛ روم آیه 22.

    [7] . آل‌عمران ایه 19: دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است‏.

    [8] . آل‌عمران آیات 3و4: (همان كسى كه) كتاب را بحق بر تو نازل كرد، كه با نشانه‏هاى كتب پيشين، منطبق است؛ و «تورات» و «انجيل» را. پيش از آن، براى هدايت مردم فرستاد؛ و (نيز) كتابى كه حق را از باطل مشخّص مى‏سازد، نازل كرد؛ كسانى كه به آيات خدا كافر شدند، كيفر شديدى دارند؛ و خداوند (براى كيفرِ بدكاران و كافران لجوج،) توانا و صاحب انتقام است‏.

    [9] . آل‌عمران آیه 64: بگو: «اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است؛ كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم؛ و بعضى از ما، بعضى ديگر را- غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد.» هر گاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد: «گواه باشيد كه ما مسلمانيم!»

    [10] . بقره آیه 62؛ مائده آیه 69.

    [11] . بقره آیه 256؛ توبه آیه 29.

    [12] . آل عمران آیه 64.

    [13] . مائده آیات 66 و 83.

    [14] . بقره آیه 41؛ آل‌عمران آیه 3.

    [15] . انعام آیه 153: اين راه مستقيم من است، از آن پيروى كنيد! و از راه‏هاى پراكنده (و انحرافى) پيروى نكنيد، كه شما را از طريق حق، دور مى‏سازد.

    [16] . انعام آیات 13 و 14؛ یونس آیات 28 و 35؛ ممتحنه آیات 4 و 5؛ مائده آیه 55.

    [17] . نساء آیات 59.

    [18] . آل‌عمران آیه 103.

    [19] . حجرات آیه 10: مؤمنان برادر يكديگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتى دهيد.

    [20] . آل عمران آیه 159: به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم‏] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده مى‏شدند.

    [21] . توبه آیه 128: به يقين، رسولى از خود شما بسويتان آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدايت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است‏.

    [22] . احزاب آیه 21: مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود.

    [23] . در آیات دیگری نیز چنین بحثی آمده است: ممتحنه آیات 4 و 9؛ مائده آیات 7 و 56؛ نساء آیات 8 و 137.

    [24] . توبه آیه 71: مردان و زنان باايمان، ولىّ (و يار و ياور) يكديگرند؛ امر به معروف، و نهى از منكر مى‏كنند.

    [25] . مائده آیه 2.

     

    • متن مقاله : دانلود فايل
    • <#f:7352/> : <#f:7353/>
    • <#f:9774/> : <#f:9775/>
    • <#f:9776/> : <#f:9777/>