• انقلاب اسلامی و فرصت‌های هم‌گرایی جهان اسلام
  • هم‌گرايي در سطح بین‌الملل، فرايندی در زمينه افزايش همكاري ميان دولت‌ها، گامي در راستاي همگون‌سازي ارزش‌ها و روند تدريجي انتقال اقتدار به نهادهاي فوق ملی است که در راستای رسیدن به اهداف و مصالح همگانی، اهمیت و ضرورت دارد. با توجه به اینکه يکي از آموزه‌های انقلاب اسلامي ايجاد هم‌گرايي اسلامي است، نویسنده این مقاله در پي آن است كه نشان دهد انقلاب اسلامي و آموزه‌های آن، چه فرصت‌هایی براي هم‌گرايي در جهان اسلام ایجاد کرده است؟ فرضیه این پژوهش با استفاده از نظريه کارکردگرايي نوين، این گزاره است که انقلاب اسلامي با توجه به دارا بودن جاذبه‌هاي ايدئولوژيك و هويت‌بخش، همچون حمايت از ملل مستضعف، حمايت از نهضت‌هاي اسلامی و داشتن آموزه وحدت‌گرايي اسلامي و نيز با عنايت به تسري ارزش‌هاي اسلامي و انساني به كشورهاي تحت ستم و ملل مسلمان، توانسته در مسئله هم‌گرايي جهان اسلام فرصت‌هاي زيادي ايجاد کند. همچنین در اين راستا اقدامات مهمی همچون تأسيس نهادهايي نظير جامعه‌المصطفي العالميه و مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي انجام داده كه داراي دستاوردهاي مثبتي بوده است؛ البته در سطح دولت‌ها با موانع و محدوديت‌هايي مواجه است. در این مقاله، از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است.

  • مقدمه

    انقلاب اسلامي ایران  در سال 1357 با آرمان‌هايي همانند ايجاد وحدت و هم‌گرايي در جهان اسلام، حمايت از ملل محروم و تحت ستم، و نیز حمایت از نهضت‌های دینی و جنبش‌های اسلامی در سراسر جهان، به پيروزي رسيد. در دوران اوليه انقلاب و در حدود چهار دهه‌ای كه از پيروزي آن مي‌گذرد، ايران اسلامي در سياست خارجي خود، همواره از هم‌گرايي ملل مسلمان حمايت، و در سياست اعلامي خود، براي تحقق آرمان‌هاي انقلاب و رهايي ملل محروم و تحت ستم از سلطه قدرت‌های استکباری، تلاش‌هايي كرده است؛ اما مسئله هم‌گرايي و انسجام در جهان اسلام همچنان با محدوديت‌ها و مشکلاتي مواجه است، چراکه هم‌گرایي به عنوان  يك فرايند يا وضعيت نهايي در ميان كشورهاي اسلامي، به صورت چندجانبه يا در قالب هم‌گرایي منطقه‌اي، با موانع و محدوديت‌هاي درون‌منطقه‌اي و برون‌منطقه‌اي روبه‌روست و عمدتاً‌ در ساختار نظام بين‌المللي به‌شدت تحت تأثير بازي قدرت‌هاي بزرگ بوده است. با این وصف، نویسنده این پژوهش در پي آن است كه نشان دهد انقلاب اسلامي و آموزه‌های آن، چه فرصت‌هایی را براي هم‌گرايي در جهان اسلام ایجاد کرده است. به نظر مي‌رسد كه مطالعه هم‌گرایي كشورهاي اسلامي متأثر از انقلاب اسلامي،‌ مي‌تواند گامي مؤثر در جهت شناسايي ظرفيت‌های هم‌گرایي جهان اسلام در شرایط نوين جهاني و منطقه‌اي باشد.

    پیشینه پژوهش

    در خصوص سابقه مطالعاتی در موضوع تأثیرات انقلاب اسلامی در ایجاد فرصت‌های هم‌گرایی جهان اسلام، باید اظهار داشت که درباره انقلاب اسلامي، زمينه‌ها و ابعاد مختلف آن، و بازتاب و تأثيراتش در جهان و كشورهاي اسلامي، آثار فراوانی نوشته شده است؛ اما درباره ارتباط انقلاب اسلامي با هم‌گرايي جهان اسلام، متون چندانی وجود ندارد؛ بلكه به صورت پراكنده مي‌توان این موضوع را در كتب و مقالات مربوط به بازتاب انقلاب اسلامي مشاهده کرد. ازجمله کتاب‌هایی که در این زمینه‌ها به نگارش درآمده، عبارت‌ است از: كتاب انقلاب اسلامي ايران و بازتاب جهاني آن، اثر جان. ال. اسپوزيتو كه در آن، مقالاتي از نويسندگان مختلف درباره انقلاب اسلامي، صدور آن به كشورهاي جهان و بازتاب آن، آمده است. همچنين در كتاب بازتاب جهاني انقلاب اسلامي نوشته منوچهر محمدي، درباره تأثيرات انقلاب اسلامي بر دولت‌ها و ملت‌هاي جهان، اعم از كشورهاي اسلامي و غيراسلامي بحث شده است. اما اثري كه درباره جهان اسلام نوشته شده، كتاب محمدباقر حشمت‌زاده با عنوان تأثيرات انقلاب اسلامي بر كشورهاي اسلامي است كه نويسنده در آن، به بازتاب انقلاب ايران در كشورهاي اسلامي و چگونگي تأثيرپذيري اين كشورها از انقلاب ايران پرداخته است. همچنین کتاب (مجموعه مقالات) موانع و فرصت‌های هم‌گرایی در جهان اسلام مرتبط با موضوع است و مباحثی همچون ظرفیت‌های هم‌گرایی جهان اسلام، ظرفیت‌های وحدت‌گرایی در جهان اسلام و علل درونی واگرایی در جهان اسلام، در آن مطرح شده است؛ ولی در اين كتاب، به نقش انقلاب اسلامي ايران در هم‌گرایي جهان اسلام توجه نشده است. در زمینه موضوع این پژوهش، مقالاتی نیز چاپ شده که در مقاله حاضر از آنها استفاده می‌شود؛ ازجمله: «انقلاب اسلامي ايران و هم‌گرايي جهان اسلام»، نوشته فرشته زرگر؛  «هم‌گرایی كشورهای مسلمان در پرتو انقلاب اسلامی» و «تقریب مذاهب اسلامی در پرتو انقلاب اسلامي ايران» نوشته نگارنده متن حاضر.[1] 

    ادبیات مفهومی و چارچوب نظری

    کاربرد مفهوم هم‌گرايي به عنوان معادل وحدت در آثار اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان، سابقه‌ای دیرینه در دنیا، به‌ویژه در جهان اسلام دارد؛ ولی این مفهوم به معنای رایج و مصطلح، عمدتاً از سال 1945 در چارچوب منطقه‌گرايي، در اروپاي غربي مطرح شد و از دهه 1950 مورد توجه بیشتری قرار گرفت. محققان بر اين باور شدند كه آنچه در اروپاي غربي به وقوع پيوست، مي‌توانست داراي آثاري بر نظريه روابط بين‌الملل باشد. صاحب‌نظران مانند ديويد ميتراني، كارل دويچ و ارنست هاس، با بهره‌گيري از نظريه‌هاي جامعه‌شناختي كاركردگرايي، گام‌هاي مؤثري در مطالعه هم‌گرايي در سياست بين‌الملل برداشتند كه در مرحله بعد، يعني در دهه 1970 زمينه را براي بررسي وابستگي متقابل فراهم ساخت و توجه به هم‌گرايي از دهه هشتاد رونق بيشتري گرفت. بحث هم‌گرايي منطقه‌اي، نه‌تنها در اروپا و آمريكا، بلكه در تمام مناطق جهان مورد توجه دولت‌ها قرار گرفت و پس از جنگ سرد اهميت بيشتري یافت( Stefan, 2002: 1-4).

    هم‌گرایی که از لحاظ مفهوم در مقابل واگرایی قرار دارد، ارتباط نزدیکی با مفهوم وابستگی متقابل دارد. این مفهوم، هم تبیین برخی فرایندها در روابط بین‌الملل است و هم نسخه‌ای برای برطرف ساختن ستیزهای جهانی و منطقه‌ای (گریفیتس، 1388، ص1100). هم‌گرایی در علوم سیاسی، فرایندی است که طی آن، دولت‌ها یا واحدهای سیاسی برای دستیابی به اهداف مشترکشان، بخشی از حاکمیت و اقتدار عالی خود را داوطلبانه و آگاهانه به یک مرکز فراملی واگذار می‌کنند. به عبارتی دیگر، هم‌گرایی بیانگر شرایطی است که در آن، سازمان‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و دستگاه‌های ارتباطی واحدهای مختلف، با حذف عوامل اختلاف‌انگیز و تعصبات ملی‌گرایانه به نفع اهداف جمعی و منافع مشترک، به حدی به هم نزدیک می‌شوند که نظامی جدید از روابط، جایگزین نظام پیشین می‌گردد (ولایتی و محمدی، 1389، ص153).

    هم‌گرايي را در بهترين حالت، به صورت يك فرايند ‌بايد تجزيه و تحليل كرد؛ زيرا حركتي است در زمينه افزايش همكاري ميان دولت‌ها؛ روند تدريجي انتقال اقتدار به نهادهاي فوق ملي است؛ گامي در راستاي همگون‌سازي ارزش‌هاست؛ و بالاخره زمينه‌هاي لازم را براي به وجود آوردن جامعه مدني جهاني و اشكال جديد اجتماع سياسي فراهم مي‌سازد. پيشرفته‌ترين حالت هم‌گرايي، وضعيتي است كه در آن، دولت‌ها به صورت فدراتيو در مقياس كلي ظاهر شده، زمينه را براي ايجاد حكومت جهاني فراهم كنند. بنابراين مي‌توان توسعه نظام بين‌الملل را بر اساس ميزان پيشرفت هم‌گرايي ارزيابي كرد (قوام، 1384، 44).

    درباره هم‌گرایي ميان كشورها، ‌نظريه‌هاي متعددي مانند فدراليستی، كاركردگرایي و نئوكاركردگرایي مطرح شده است كه مهم‌ترين آنها در ابتدا مربوط به جنبه‌هاي ايجاد وحدت سياسي و هم‌گرایي سياسي ميان كشورها براي رسيدن به صلح پايدار بود. در اين زمينه ابتدا نظريه فدراليست‌ها، و سپس با توجه به تجربه اقتصادي اروپا پس از جنگ جهاني دوم، ‌نظريه‌هاي كاركردگرایي و نئوكاركردگرایي مطرح گرديد. در چارچوب اندیشه فدراليستی به عنوان يك نظريه هم‌گرايي منطقه‌اي يا حتي جهاني، مي‌توان مكانيسم دولت فدرالی را به سطح سياست بين‌المللي تعميم داد كه درنتيجه يك نهاد فوق ملي (دولت فدرال) و نيز تعدادي واحدهاي سياسي (ايالات) بر مبناي يك قانون اساسي مشترك به وجود آيد و با تفويض بخش عمده‌اي از اقتدار دولت‌ها به يك نهاد فوق ملي، از شدت وحدت، ملي‌گرايي، حساسيت و حاكميت‌هاي جداگانه كاسته شده، انترناسيوناليسم جايگزين آن گردد (همو، 1380، ص251). البته ايجاد سيستم فدرالي منطقه‌اي يا نظام فدرالي جهاني، با مسئله حق حاكميت سياسي كشورها مواجه است و در عمل، تحقق يافتن آن با مشكلاتي همراه است. اين وضعيت در ميان كشورهاي اسلامي به‌خوبي مشاهده مي‌شود.

    با توجه به مشکلات موجود در نظریه فدراليستی، نظریه كاركردگرايي مطرح گردید که درصدد ايجاد ساختار فدرال جهاني نيست، بلكه درصدد ايجاد صلح از طريق كنار هم گذاردن واحدهاست. اين كار را سازمان‌هاي فراملي انجام می‌دهند كه عمدتاً به جاي تسليم شدن حاكميت، بر سهيم شدن آن تأكيد مي‌ورزند. كاركردگرایي، ‌ابتدا فرض تحويل‌ناپذيري دولت‌ها و غالب بودن منافع آنها را زير سؤال می‌برد و سپس فعالانه مي‌كوشد تا طرح‌هايي براي همكاري بينديشد. توجه كاركردگرایي به سوي صلح معطوف است و مي‌كوشد از بن‌بست يك چارچوب مبتني بر برد و باخت بپرهيزد (دوئرتي و فالتزگراف، 1374، ص667). درحقيقت كاركردگرايي از نوعي راهبرد تكاملي از پايين به بالا، براي ايجاد پيوندهاي همكاري‌جويانه ميان دولت‌ها پشتيباني مي‌كند. بر اساس این نظریه، واحدهاي جداگانه سياسي، قادر به تأمين خواست‌ها و نيازهاي انساني در چارچوب بسته خود نيستند؛ زيرا تأمین احتياجات جوامع بشري را بايد در وراي مرزهاي ملي جست‌وجو كرد و همين امر، همكاري‌هاي گسترده‌ را ميان دولت‌هاي ملي ايجاب مي‌كند. در اين راستا بسط سازمان‌هاي بین‌المللي كه منافع ملي را به سطح منافع همگاني و بين‌المللي ارتقا مي‌‌دهد و دولت‌ها را از پوسته و مدار خود خارج كرده، وارد عرصه همكاري‌هاي برون‌مرزي مي‌كند، عامل عمده‌اي براي كاهش تشنج‌ها و استقرار صلح تلقي مي‌شود (قوام، 1380، ص248).

    درنهایت نظریه نوكاركردگرايي مطرح گردید که مولود فكري كاركردگرايي است. نظریه‌پردازان نوكاركردگرايي استدلال مي‌كنند كه چون در نظام بين‌الملل، دشوار مي‌توان به اجماع كلي دست يافت، بايد اين فرايند را در چارچوب يك سيستم پلوراليستي (كثرت‌گرايي) بررسي کرد. كاركردگرايان جديد بر اسلوب‌هاي چانه زدن ميان نخبگان سياسي و نيز استراتژي‌هایي كه آنها در روند هم‌گرايي به كار مي‌گيرند و همچنين بر انگيزه‌هاي نقش‌آفرینان سياسي مشاركت‌كننده و بالاخره بر پيامدهاي پیش‌بینی‌نشده كه بر اثر تعقيب منافع متعارض هريك از نقش‌آفرینان حاصل مي‌شود، تأكيد مي‌كنند. بر اساس این نظریه، هم‌گرايي فرايندي است كه طي آن، گروهي از نقش‌آفرینان (دولت‌ها) تصميم مي‌گيرند با يكديگر در سطح بين‌المللي اشتراك مساعي كنند تا بتوانند بر اساس يك سلسله كاركردهاي تكنيكي، منافع فردي و جمعي خود را تأمين كنند. رسيدن به اين اهداف، با اعطاي اقتدار بيشتر به دستگاه تصميم‌گيرنده جمعي و نيز همكاري نزديك‌تر ميان بازيگران سياسي امكان‌پذير است (همان، ص249 و 250).

    برخی از محققان کوشیده‌اند نظریه‌های نوکارکردگرایانه هم‌گرایی را اصلاح و تنقیح کنند. یکی از این محققان، جوزف ناي است. وی در برابر این انتقاد به نظريه‌هاي هم‌گرايي منطقه‌اي كه به مقتضاي يافته‌هاي محيطي اروپا تدوين شده‌اند، سعي کرده براي عرضه يك نظريه عام هم‌گرايي، طرحي نو دراندازد. ناي معتقد است که اگر هدف، طرح نظريه‌اي است كه قدرت تبيين‌كنندگي عام تحولات را در سطح همه مناطق داشته باشد، لازم است نظريه‌هاي پيشين هم‌گرايي بازسازي شوند. وي سعي کرد با تلفيق آرمان‌گرايي و واقع‌گرايي موجود در نظريه‌ها، نظريه نوكاركردگرايانه خود را تدوين كند. بدين منظور وي ابتدا هفت سازكار فرايندي موجود در نظريه‌هاي كاركردگرا و نوكاركردگرا را بازسازي کرد و سپس به امكان هم‌گرايي پرداخت. هفت سازكاري كه جوزف ناي سعي کرد اصلاح كند، عبارت‌اند از: پيوند كاركردي وظايف، افزايش مبادلات، پيوندهاي عمودي و تشكيل ائتلاف، جامعه‌پذيري نخبگان، تشكيل گروه‌هاي منطقه‌اي، جاذبه ايدئولوژيك و هويت‌بخش، و شركت بازيگران خارجي در فرايند هم‌گرايي (جيمز و فالتزگراف، 1374، ص681-683).

    جوزف ناي معتقد است‌ نظریه‌اش صرفاً معطوف به كشورهاي پيشرفته يا اروپایي نيست و قابليت كاربرد در كشورهاي جهان سوم را دارد. آنچه در ديدگاه‌هاي جوزف ناي در خور تأمل است، تأكيد وي بر جنبه‌هاي ايدئولوژي، ارزشي، هنجاري و هويت‌بخشي در فرايند هم‌گرايي است. ناي در اثر ديگر خود به نام قدرت نرم بر جنبه دوم قدرت در روابط بين‌الملل و سياست خارجي دولت‌ها توجه ويژه مي‌کند؛ وي مي‌گويد: «قدرت نرم بر قابليت شكل دادن به علایق ديگران تكيه دارد،‌ ... رهبران سياسي از مدت‌ها پيش به قدرت برآمده از جاذبه پي برده بودند. ‌اگر من بتوانم شما را متقاعد كنم كه آنچه را كه مي‌خواهم انجام دهيد، ‌ديگر نيازي به استفاده از هويج و یا چماق براي مجبور كردن شما ندارم» (نای، 1387، ص43). جوزف ناي معتقد است كه «قدرت نرم» دقيقاً همانند «نفوذ» نیست؛ زيرا نفوذ مي‌تواند شامل قدرت سخت (تهديد) يا پاداش نيز باشد؛ ولي قدرت نرم چيزي بيش از قانع كردن صرف يا توانايي حركت دادن مردم از طريق استدلال مي‌باشد. (همان، ص44).

    از سوي ديگر جوزف ناي به اهميت منابع قدرت نرم روابط ميان كشورها مي‌پردازد و مي‌نويسد: «در سياست‌هاي بين‌المللي، ‌قسمت اعظم منابعي كه قدرت نرم توليد مي‌كند، از ارزش‌هاي ارائه‌شده يك سازمان يا كشور در فرهنگش ـ به عنوان مثال، از طريق سياست‌ها و آداب و رسوم داخلي و يا از طريق نوع رابطه‌اش با ديگران ـ ناشي مي‌شود» (همان، ص47). وي قدرت نرم در هر كشور را از سه منبع اصلي مي‌داند:

    1.      فرهنگ يك كشور، ‌به‌ويژه آن بخش‌هايي كه براي ساير كشورها جذابيت دارند؛

    2.      ارزش‌هاي سياسي كه در داخل و خارج كشور، مورد توجه قرار مي‌گيرند؛

    3.      سياست خارجي، به‌ويژه در صورتي كه قانوني و مسئولانه به نظر برسد (همان، ص51).

    با توجه به ديدگاه جوزف ناي، اگر كشوري از این منابع برخوردار باشد، میزان زیادی قدرت نرم دارد. مطالعه انقلاب اسلامي نشان مي‌دهد كه آموزه‌هاي آن، از درجه بالايي از قدرت نرم براي ايجاد هم‌گرایي در جهان اسلام برخوردار است. آموزه‌هايي مانند حمايت از ملل محروم و تحت ستم،‌ مقابله با ظلم و تعدي، و ‌ايجاد برابري و دفاع از عدالت در سطح جهاني، از عوامل بسيار مؤثر براي ايجاد هم‌بستگي ميان ملت‌ها به‌ويژه كشورهاي اسلامي است. به عبارتی دیگر، با توجه به تأکید جوزف نای بر ابعاد فرهنگی و ارزشی هم‌گرایی میان كشورها از یک سو و نیز فرهنگی و ارزشی بودن انقلاب ایران از سوی دیگر، می‌توان تأثیر انقلاب اسلامی در هم‌گرایی جهان اسلام را با توجه به نظریه نای شرح داد. در بحث هم‌گرایی، این نظریه بر محورهایی مانند جاذبه ایدئولوژیك و هویت‌بخشی، گسترش و جامعه‌پذیری نخبگان، و تبادل افکار و اندیشه‌ها تأكید دارد. این مقاله نیز با توجه به محورهای بیان‌شده در این نظریه، تأثیر انقلاب اسلامی را در ایجاد فرصت‌های هم‌گرایی جهان اسلام در سطح ملت‌ها و جنبش‌ها مطالعه و بررسی می‌کند.

    تأثیر انقلاب اسلامی در ایجاد فرصت‌های هم‌گرایی ملت‌های مسلمان

    وقوع انقلاب اسلامی در دهه‌های پایانی قرن بیستم، قرنی كه از آن به عصر پایان ایدئولوژی‌ها و پایان تاریخ تعبیر می‌شد، بسان موجی خروشان، بر اندیشه‌ها و نظریه‌های مادی‌گرایانه غربی و شرقی سرازیر شد و بساطی نو درافكند. این انقلاب كه برخلاف دیگر انقلاب‌های مدرن، از رویكردی دینی و معنوی برخوردار بود، نگرش دنیامحورانه و مادی‌گرایانه حاكم بر نظام تعامل جهانی را از اساس متزلزل ساخت و موجی از شور و امید در میان ملت‌های محروم جهان و جوامع اسلامی پدید آورد؛ جوامعی که عموماً تحت سلطه حکومت‌های خودکامه بودند. دراین‌میان آنچه شگفت به نظر می‌رسید، نقش اسلام در تسریع روند پیروزی انقلاب اسلامی و ظهور آن به‌ عنوان یك ایدئولوژی غالب در ایران انقلابی بود. انقلاب ایران سبب تجدید حیات دین در جامعه ایرانی گردید (میلانی، 1381، ص15)؛ به‌ گونه‌ای ‌که پس از انقلاب، ایران به پایگاه یك حركت اسلامی نوین تبدیل شده كه مركزیت بخش اعظم دنیای اسلام را طی سال‌های گذشته در خود داشته است. این انقلاب به لحاظ ظرفیت‌های بالای جاذبه ایدئولوژیک، نه‌تنها در میان ملت‌های اسلامی، بلکه در میان همه ملت‌های محروم و تحت ستم، از پذیرش و استقبالی فزاینده برخوردار شد و مسلمانان و آزادی‌‌خواهان را تا حد زیادی مجذوب خود ساخت؛ به‌ویژه زمانی که انقلاب اسلامی ایران، با رهبری امام خمینی درآمیخت و توده‌های میلیونی مردم از آموزه‌های امام حمایت کردند. بر این اساس، انقلاب اسلامی ایران با توجه به دارا بودن جاذبه‌های ایدئولوژیك و هویت‌بخشی، همچون حمایت از ملت‌های محروم و مستضعف، حمایت از جنبش‌های اسلامی، داشتن آموزه وحدت‌گرایی اسلامی، و نیز با توجه به تسری و گسترش ارزش‌های اسلامی و انسانی در كشورهای تحت ستم و ملت‌های مسلمان، و تأسیس نهادهایی همچون جامعة المصطفی العالمیه و مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به‌ منظور تربیت نیروهای متخصص اسلامی و نزدیك ساختن دیدگاه‌های نخبگان فكری و سیاسی جهان اسلام در مسئله هم‌گرایی ملت‌های مسلمان، توانسته است فرصت‌های بسیاری به‌ وجود آورد که در ادامه به تبیین آنها خواهیم پرداخت.

    الف) جاذبه‌های ایدئولوژیک و هویت‌بخشی انقلاب اسلامی

    با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، چراغ اميدي در قلب امت جهاني اسلام روشن شد و مسلماناني كه تا آن هنگام گمان مي‌كردند براي رهايي از يك ابرقدرت، بايد به ابرقدرتی ديگر روي آورند يا بعضي كه گمان مي‌كردند امكان برقراري حكومت اسلامي در اين عصر و زمانه وجود ندارد، به‌كلي متحول شدند. همچنین پس از پيروزي انقلاب اسلامي، از نفوذ انديشه‌هاي ماركسيستي و ناسیونالیستی... در ميان مسلمانان كاسته شد و در مقابل، اسلام، راهنماي عمل انتخاب گرديد. بدين‌گونه فرياد اسلام‌خواهي مردم کشورهای مختلف جهان که متأثر از انقلاب اسلامي بودند، رساتر از گذشته شنیده شد. به عبارت دیگر، آنچه در انديشه انقلاب اسلامي ايران در سطح جهان اسلام اهمیت یافت، مربوط به احياي مذهب و تقویت جنبش‌هاي اسلامي بود و آنچه به نفوذ اين انديشه كمك مي‌كرد، آرزوهاي امام خمینی(ره) در جهت آزادي جهان اسلام از يوغ استعمارگران و طاغوتيان، مجد و عظمت مسلمانان، از بين رفتن تفرقه‌هاي سياسي، مذهبي، ملي و قومي در جهان اسلام و همچنين آگاهي بخشيدن به مسلمانان جهان، بازسازي و نجات تفكر ديني، و در يك كلام نجات مسلمانان بود (لک‌زایی، 1385، ص341).

    انقلاب اسلامي ايران به دليل جذابيت شعارها و اهداف و روش‌ها و محتوایش و سابقه مشترك ديني و تاريخي، و شرايط منطقه‌اي و بين‌المللي، پديده‌اي اثرگذار در جهان اسلام بوده است که دولت‌ها و جنبش‌ها و سازمان‌هاي ديني را در جهان اسلام، به درجات مختلف متأثر کرده و پس از چند قرن خمودي و انحطاط تمدن اسلامي، موجب بروز نوعي بيداري و احياگري اسلامي بر پايه بازگشت به ايدئولوژي و مكتب اسلام شده است؛ همچنین مكاتب همة ايسم‌هاي وارداتي را زير سؤال برد و به جاي آن، نوعي شيفتگي و بازگشت به افكار و انديشه‌هاي اسلامي، به‌ويژه در نسل جوان به وجود آورد. این آموزه‌ها و اهداف حیات‌بخش به طور طبیعی بازتابی گسترده داشته است. بي‌ترديد احياگري و بيداري جهان اسلام با پيروزي انقلاب اسلامي معنا و مفهوم جديدي پيدا كرد و از مرحله نظر به عمل و واقعيت رسيد. اگرچه از حدود يك قرن قبل، انديشمنداني چون سيدجمال‌الدين اسدآبادي در جهان اسلام ظهور كردند كه نداي بازگشت به اسلام و رويارويي با فرهنگ غرب را سر ‌دادند و در اين مسير، نهضت‌ها و گروه‌هايي نيز شكل گرفت، پيروزي انقلاب اسلامي به همه مسلمانان ثابت کرد كه بازگشت به اسلام تنها يك خيال نيست و مي‌تواند واقعيت هم داشته باشد (محمدی، 1384، ص65). در این بخش به نمونه‌هایی از جاذبه‌های ایدئولوژیک انقلاب اسلامی و هویت‌بخشی آن اشاره خواهیم کرد.

    1.      انقلاب اسلامی و حمایت از ملت‌های محروم و جنبش‌های اسلامی

    انقلاب اسلامی بنا بر ماهیت و اهداف خود كه از مكتب اسلام سرچشمه می‌گیرد، نه‌تنها در بعد ملی، احیاگر طرح‌ها و برنامه‌ها و نظریه‌های خاص برای حكومت و دولت‌مداری بوده است، بلكه با توجه به جهان‌شمولی مكتب اسلام، در سطح جهانی نیز افكار و نظریات خاصی دارد و مفاهیم، واژه‌ها و اصطلاحات ویژه‌ای به ارمغان آورده است كه برخی از آنها، دنیایی از اندیشه‌های ناب را در بر دارد. در میان این واژه‌ها و اصطلاحات نوین، می‌توان به عنوان‌هایی همچون مستضعفین، ملت‌های محروم، مستكبرین، جهان استكباری یا حاكمیت مستضعفین اشاره کرد (همو، 1385، ص117).

    ازآنجاکه انقلاب اسلامی بر پایه ارزش‌های مكتب اسلام شكل گرفته است، با محکوم کردن استكبار و سلطه‌جویی، حمایت خود را از مستضعفان جهان در سراسر عالم اعلام داشت. درواقع این انقلاب با طرح استكبارستیزی جهانی، نظام جدیدی را به عالم عرضه داشت كه در آن، تضاد واقعی میان مستكبران با مستضعفان جهان، کاملاً به چشم می‌خورد؛ زیرا جامعه جهانی روی صلح و آشتی نخواهد دید، مگر زمانی كه استكبار و مستكبران از صفحه روزگار محو گردند و مستضعفان بر همه جهان حاكم شوند (همان، ص97).

    امام خمینی (ره) از آغاز نهضت اسلامی، به‌ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همواره در بیانات و نوشته‌های خود، بر حمایت از محرومان و مستضعفان تأكید کرده است: «ملت آزاده ایران اكنون از ملت‌های مستضعف جهان، در مقابل آنهایی كه منطقشان توپ و تانك و شعارشان سرنیزه است، كاملاً پشتیبانی می‌كند. ما از تمام نهضت‌های آزادی‌بخش در سرتاسر جهان كه در راه خدا و حق و حقیقت و آزادی مبارزه می‌كنند، پشتیبانی می‌كنیم» (امام خمینی، 1378، ج12، ص138).

    در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بر لزوم توجه به مسائل جهانی، به‌ویژه حمایت از ملت‌های تحت ستم در جهان تأكید شده است؛ زیرا همه این قوانین بر پایه موازین و ارزش‌های اسلام و قرآن تهیه شده است و موازین اسلام در چارچوب مرز‌های یك كشور نمی‌گنجد، بلکه متعلق به همه جهان است. در مقدمه قانون اساسی آمده است: «قانون اساسی با توجه به محتوای انقلاب اسلامی كه حركتی برای پیروزی تمامی مستضعفین بر مستكبرین بود، زمینه تداوم این انقلاب را در داخل و خارج كشور فراهم می‌كند. به‌ویژه در گسترش روابط بین‌المللی با دیگر جنبش‌های‌ اسلامی و مردمی می‌كوشد تا راه تشكیل امت واحده جهانی را هموار كند و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان فراهم آید» (قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، 1375، ص15). در اصل سوم بند 16 قانون اساسی نیز آمده است كه دولت جمهوری اسلامی برای رسیدن به هدف‌های خود، موظف است سیاست خارجی كشور را به ‌گونه‌ای تنظیم کند كه بر اساس معیار‌های اسلام، تعهد برادرانه‌ به همه مسلمانان و حمایت بی‌دریغ از مستضعفان جهان باشد. همچنین اصول 152 و 154 بر حمایت از حقوق همه مسلمانان و حمایت از مستضعفان جهان تأكید كرده است. ‏

    از سوی دیگر، امام خمینی (ره) هم پیش از پیروزی انقلاب و هم پس از آن، از نهضت‌های آزادی‌بخش و اصلاح‌طلب، بدون حساسیت به گرایش‌های دینی و مذهب آنان، حمایت می‌کرد كه نمونه بارز آن، در نهضت مسلمانان فلسطین و قیام آنان بر ضد اسرائیل جلوه‌گر است (هاشمی، 1382، ص83). انقلاب اسلامی ایران که توانست نظام استبدادی و دست‌نشانده را سرنگون، و حكومت اسلامی را به جای آن مستقر سازد، برای ملت‌های تحت ستم، الگو به ‌شمار می‌آید که می‌تواند زمینه‌ساز الگوی رفتاری و هنجاری جدیدی باشد.

    2.       وحدت‌گرایی انقلاب اسلامی ایران

    تفرقه و جدایی سیاسی مسلمانان خطرناك است؛ چرا‌که زیان‌های فراوانی برای جهان اسلام و امت اسلامی داشته است و دارد. دشمنان اسلام و مخالفان عزت و قدرت مسلمانان، همواره درصدد ایجاد اختلاف و درگیری میان مسلمانان و پیروان مذاهب بوده‌اند و یكی از نقشه‌های استكبار جهانی برای مهار قدرت روزافزون جهانی اسلام، دامن زدن به اختلافات فرقه‌ای و مذهبی است.

    انقلاب اسلامی ایران همواره منادی وحدت اسلامی و اتحاد مسلمانان جهان بوده است. تأسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، نام‌گذاری هفته وحدت، برگزاری كنفرانس‌های بین‌المللی وحدت، رهنمودهای سازنده و عمیق رهبر كبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی و مقام معظم رهبری و تأكید فراوان ایشان بر وحدت جهان اسلام و امت اسلامی، می‌تواند زمینه هم‌گرایی كشورهای اسلامی را فراهم آورد. در اصل یازدهم قانون اساسی آمده است: «به حكم آیه كریمه «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِي»، همه مسلمانان یك امت‌اند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست كلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و كوشش پیگیر به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد» (قانون اساسی جمهوری اسلامی، اصل 11).

    بر این اساس، هدف آرمانی انقلاب اسلامی، ایجاد دولت بزرگ اسلامی است كه بتواند همه سرزمین‌های اسلامی را در خود جای دهد و قدرتی مستقل ایجاد كند. اگر دولت‌ها و ملت‌های اسلامی بتوانند بر موانع موجود بر سر راه وحدت اسلامی و تشكیل امت بزرگ اسلامی فائق آیند و توطئه‌های استعمار را بشناسند و آنها را خنثی كنند، می‌توانند یك قدرت بزرگ در جهان، به نام جهان اسلام و امت اسلام ایجاد کنند.

    3.       انقلاب اسلامی و احیای هویت اسلامی

    پیش از ظهور انقلاب اسلامی و موجودیت یافتن آن در جغرافیای سیاسی جهان، سایه افکندن عقاید و اندیشه‌های مادی بر اذهان ملت‌های مسلمان، سبب شده بود دین به حاشیه رانده شود و جهان به سوی ترویج سكولاریسم و جهانی غیردینی حرکت کند؛ ولی با وقوع انقلاب اسلامی ایران، تغییر و تحولاتی بنیادین صورت گرفت. انقلاب ایران درصدد بود با اجرای احكام و ارزش‌های اصیل اسلامی در همه ابعاد نظام حكومتی، دین را نهادینه سازد. با ظهور انقلاب اسلامی و رسیدن پیامش به گوش همه ملت‌ها، این زمینه و آمادگی در برخی ملت‌ها، به‌ویژه ملت‌های مسلمان فراهم شد تا آنان نیز از رخوتی كه در آن بودند، رها شوند و با بازگشت به ارزش‌ها و تعالیم اصیل اسلامی، از بیگانگی و دوگانگی ارزشی كه به آن گرفتار بودند، نجات یابند.

    درواقع انقلاب اسلامی به ملت‌های مسلمان كه در بند مدل‌ها و الگوهای غرب و شرق بودند، این حقیقت را فهماند كه تنها بازگشت به دین و ارزش‌های اسلامی است كه می‌تواند گره‌گشای مشكلات و تأمین‌كننده مصالح آنها باشد؛ زیرا دین مبین اسلام برای همه حوزه‌های حكومت، اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، برنامه دارد (مجرد، 1386، ص113). قرن بیستم با عقب‌نشینی اسلام در پی ضعف و ناتوانی امپراتوری عثمانی آغاز شد، ولی پیروزی انقلاب اسلامی در سال‌های پایانی این قرن، نویدبخش آغاز دوره جدید ظهور اسلام است (کدیور، 1372، ص98). ازاین‌رو در دوران معاصر، انقلاب اسلامی ایران، نقطه آغازین خیزش تفكر اسلامی به شمار می‌رود.

    انقلاب اسلامی ایران، واكنش طرف‌داران احیای تفكر دینی برای حل مشكلات جوامع اسلامی و چاره‌جویی با استفاده از اصول و مقررات ارزشمند اسلام بود. این واكنش در مقابل استبداد و استكبار شکل گرفت كه منافع خود را در نبود اسلام می‌دیدند. مبارزان اسلامی برای تحقق بخشیدن به آرمان‌های اسلام، با تأكید بر هویت اسلامی، به اتحاد و نزدیكی فرقه‌های گوناگون مذهب اسلام می‌اندیشیدند و به همین دلیل بود كه نظر مثبت مذاهب اسلامی درباره انقلاب اسلامی جلب شد.

    انقلاب اسلامی، منحصر به مسلمانان ایرانی نیست؛ بلكه آرمان‌های آن، مطلوب میلیون‌ها مسلمانی است كه در كشورهای دیگر، خواه اسلامی و خواه غیراسلامی، زندگی می‌كنند. همچنین باید گفت مبارزات انقلابی منحصر به داخل كشورها نیست؛ بلكه اعتقاد بر این است كه روند مبارزات باید در سطح بین‌المللی پی گرفته شود؛ زیرا تحقق برخی آرمان‌های اسلامی پس از تأسیس یك حكومت اسلامی، در گرو هماهنگی و نزدیكی كشورهای اسلامی است. انقلاب اسلامی، با احیای هویت اسلامی مسلمانان، آنها را به سوی مبارزات اسلامی هدایت کرد (میرآقایی، 1379، ص175).

    انقلاب اسلامی ایران، حركتی مبتنی بر بازگشت به خویشتن، با تأكید بر هویت فراموش‌شده اسلامی برای برخورد با جنبه‌های مختلف حیات بشری، و کاملاً برخلاف منافع و هدف‌های شرق و غرب است (کدیور، 1372، ص99). هدف از این حركت نوگرایانه فرهنگی، احیای هویت اسلامی و معرفی آن به‌ عنوان مكتب حیات‌بخش و الگوی تمام‌عیار سعادت و رفاه دنیوی و اخروی، نه‌تنها در ایران، بلكه در جهان بود.

    انقلاب اسلامی، بازگشت به اسلام ناب محمدی و طرد اسلام آمریكایی زورمداران را در دستور كار خود قرار داد و پیشگام زدودن انواع خرافه‌ها و تفسیرهای نادرست از اسلام شد. همچنین محوریت خدا و اتكا به یاری پروردگار متعال، شكوفا ساختن استعدادهای انسانی با بهره‌گیری از توانایی‌ها و امكانات فكری و مادی جامعه در انقلاب، از اصول مؤکد در این انقلاب بود (پوراحمدی، 1386، ص96). گفتمان هویتی انقلاب اسلامی در تقابل با مظاهر تجدد، ازجمله ناسیونالیسم بود. واژه ملت و ملت‌گرایی به مفهوم اروپایی آن، در فرهنگ ایرانی وجود نداشت؛ ولی ازآنجاكه خود را مقدم بر اسلام می‌دانست، رویاروی فرهنگ اسلامی «امت» قرار گرفت (ر.ک: همان، ص98). انقلاب اسلامی ایران به‌ عنوان یکی از مهم‌ترین انقلاب‌های قرن، در افتخارآفرینی و ایجاد اعتماد به نفس برای مسلمانان، بدون در نظر داشتن ملیت یا گرایش‌های سیاسی آنها، نقش بسزایی داشته است. این پیامد به دلیل دستاوردهایی است كه انقلاب اسلامی نه فقط در منطقه مجاور خاورمیانه و جهان اسلام، بلكه در سراسر جهان به ارمغان آورده است.

    4.       انقلاب اسلامی و طرح اسلام سیاسی

    ازآنجاكه انقلاب اسلامی ایران مبتنی بر ایدئولوژی اسلام، به‌ویژه مذهب شیعه است و مشروعیت خود را از دین الهی كسب می‌کند، با نظم بین‌المللی که مبتنی بر سیاست قدرت است، در تضاد است. هدف‌های انقلاب اسلامی نیز كه مبتنی بر فرهنگ دینی و ارزش‌های سنتی و بومی است، برای جهان غرب كاملاً غیرمنتظره بود و كشورهایی كه با ایدئولوژی‌هایی مانند لیبرالیسم و سوسیالیسم در نظام بین‌الملل خو گرفته بودند، رویكرد دینی یا احیای سنت سیاسی اسلام، به‌هیچ‌وجه برایشان پذیرفتنی نبود. بدین ترتیب، «رخداد انقلاب اسلامی با ماهیت دینی باعث غافل‌گیری صاحب‌نظران، دولت‌ها و نخبگان سیاسی شد» (ملکوتیان، 1384، ص268).

    با پیروزی انقلاب اسلامی، گفتمان اسلام سیاسی، خواهان بخشی از قدرت سیاسی شد. این گفتمان در حالی در دنیای لائیسم و سكولاریسم مطرح ‌گردید كه دین، از سیاست جدا و به گفته ماركس، افیون ملت‌ها تلقی می‌شد؛ بلكه دین را متعلق به تاریخ می‌دانستند و معتقد بودند كه دین چیزی برای عرضه به دنیای مدرن ندارد و دوره آن گذشته است. حاكم شدن این گفتمان در ایران كه كشوری در حوزه نفوذ اندیشه غربی بود، در عمل، پیوند دین و سیاست بر مبنای اسلام اصیل را نشان داد. این موقعیت جدید، رویارویی با دوران سیطره گفتمان غرب‌محور را به همراه داشت. این بار انقلاب اسلامی ایران، اسلام انقلابی را عرضه كرد كه مسلمانان را قادر می‌ساخت در پرتو آن، آزادی خویش را به دست آورند و در مقابل استعمار، صهیونیسم، سرمایه‌داری و نژادپرستی ایستادگی كنند (حنفی، 1386، ص21).

    ب) تسری و گسترش

    در بحث تسری و گسترش، مسئله تجارب كشورهای هم‌گرا در فرایند هم‌گرایی، از اهمیت خاصی برخوردار است؛ به‌ گونه‌ای ‌كه اگر كشورهای هم‌گرا، در پی همكاری با یكدیگر در عرصه‌های مختلف، شاهد تجارب مثبت و تأمین منافع متقابل باشند، این امر سبب تسری و گسترش هم‌گرایی از یك حوزه به حوزه دیگر می‌شود. تسری و گسترش هم‌گرایی در حوزه انقلاب اسلامی ایران نیز می‌تواند بدین معنا باشد كه كشورهای اسلامی با مشاهده تجربه مثبت ملت ایران در استقرار نظام اسلامی، حاکمیت اسلام و اجرای احکام و آموزه‌های اسلامی، به دست آوردن آزادی و رها شدن از سلطه، درصدد تسری دادن آن به كشور خود برآمدند. بر این اساس، الگوی انقلاب اسلامی ایران با توجه به جاذبه‌های فرهنگی و سیاسی‌اش، به‌سرعت در میان ملت‌های مستضعف گسترش یافت و با ایجاد فضای فرهنگی و سیاسی جدید، توانست به‌ عنوان یك فرصت، در هم‌گرایی جهان اسلام مؤثر باشد. تذکر این نکته ضروری است که فرصت‌های ایجادشده در عرصه هم‌گرایی جهان اسلام، به‌ویژه در بحث تسری و گسترش، بیشتر بر ملت‌ها و جنبش‌های اسلامی صدق می‌کند؛ وگرنه قطعاً این مسئله با واکنش‌های منفی دولت‌ها مواجه بوده و آنها موانع متعددی نیز ایجاد کرده‌اند. درباره استفاده از تجارب انقلاب اسلامی یا تسری تجربیات انقلاب، می‌توان به مسئله صدور انقلاب اسلامی و نقش انقلاب اسلامی در جنبش‌های اسلامی اشاره کرد که در ادامه بررسی می‌شود:

    1.      صدور انقلاب اسلامی

    انقلاب اسلامی به‌ عنوان یك انقلاب ایدئولوژیك با جهان‌بینی خاص خود كه از مكتب اسلام سرچشمه گرفته است، نه‌تنها در بعد ملی، احیاگر طرح‌ها، برنامه‌ها و نظریات خاص برای حكومت و دولت‌مداری است، بلكه با توجه به جهان‌شمولی مكتب اسلام، در بعد جهانی نیز دارای افكار و نظریات خاص و ارائه‌دهنده نظام جهانی ویژه خود است (محمدی، 1385، ص59). آنچه در بحث صدور انقلاب اسلامی ایران اهمیت دارد، نه‌تنها مربوط به جنبه انقلابی حرکت ملت ایران، بلکه معطوف به آموزه‌های انقلابی و اسلامی آن است که آن را از انقلاب‌های دیگر متمایز می‌‌سازد.

     امام خمینی که نظریه‌پرداز انقلاب اسلامی‌ هستند، صدور انقلاب را به مفهوم صدور ارزش‌ها، آرمان‌ها و تجربیات انقلاب اسلامی، همچون استقلال، نیل به خصلت‌های انسانی و خودكفایی، حمایت از مستضعفان و رنج‌دیدگان، ایجاد عدالت اجتماعی، نفی اشرافی‌گری و تبعیض‌ها و نژادگرایی می‌دانند (فاضلی‌نیا، 1385، ص76). ایشان ضمن رد شبهاتی كه دشمنان مطرح می‌کردند، بیان می‌دارند كه منظور از صدور انقلاب، به هیچ عنوان هجوم نظامی و لشکركشی به دیگر كشورهای مسلمان نیست: «ما می‌گوییم می‌خواهیم انقلابمان را صادر كنیم؛ نمی‌خواهیم با شمشیر باشد، بلكه می‌خواهیم با تبلیغ باشد» (امام خمینی، 1378، ج18، ص72).

    بنابراین منظور از صدور انقلاب اسلامی، این است كه مسلمان‌های کشورهای دیگر، از جمهوری اسلامی ایران الهام بگیرند؛ به‌ گونه‌ای ‌که در چارچوب مذهب و كشورشان، احكام اسلامی را در كشورهای خود حاكم سازند و حكومت‌هایی بر سر كار آورند كه بر اساس اسلام حکمرانی کنند و قانون اساسی كشور را بر اساس قانون اسلام تدوین کنند. بر این اساس، منظور از صدور انقلاب، صدور پیام انقلاب اسلامی است كه به‌سرعت در سراسر كشورهای تحت ستم و محروم، بازتاب، و از نقطه‌ای به نقطه دیگر گسترش یافت. نمود بارز صدور انقلاب اسلامی را می‌توان در رستاخیز مجدد جنبش‌های اسلامی در جهان اسلام دانست كه سبب تغییرات و تحولات فرهنگی و سیاسی در كشورهای اسلامی شد. ازاین‌رو می‌توان از آن به‌ عنوان فرصت ایجادشده برای هم‌گرایی جهان اسلام در پرتو انقلاب اسلامی ایران یاد کرد.

    2.       انقلاب اسلامی ایران و جنبش‌های اسلامی معاصر

    وقوع انقلاب اسلامی و سیاست حمایت از جنبش‌های اسلامی، امید و جرئت و جسارت را در آن جنبش‌ها زنده ساخت و ظهور اصول‌گرایی در قالب احزاب و جنبش‌های متعدد، شتاب فزاینده‌ای گرفت. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بیشتر جنبش‌های اسلامی در برخورد با مظاهر زندگی عصر جدید و تمدن خیره‌كننده غرب، موضع انفعالی داشتند و درباره كارآمدی تعالیم دینی در مدیریت معقول و شایسته جوامع اسلامی، در شك و تردید به سر می‌بردند؛ ولی تحول همه‌جانبه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی، این باور وثیق را در اذهان نیروهای مسلمان جای داد كه اسلام به‌ عنوان آخرین مكتب آسمانی، می‌تواند مهم‌ترین تحولات جهانی را رقم زند و به پرسش‌های عصر جدید، متقن‌ترین پاسخ را دهد و برای مدیریت جوامع، کارآمدترین برنامه را عرضه کند. این نكته، مهم‌ترین تأثیر انقلاب اسلامی بود كه از یك سو جنبش‌های موجود را در بُعد نظری بر مبنای محکم دینی استوار ساخت و از سوی دیگر، باورهای دینی را به‌عنوان عامل بالنده و تحرك‌آفرین در سرنوشت جوامع انسانی مطرح کرد.

    در لبنان كه بیش از هر كشور دیگری تحت تأثیر انقلاب اسلامی قرار گرفته است، جنبش‌های شیعی «امل»، «امل اسلامی» و «حزب‌الله» و گروه سنّی «جنبش توحید اسلامی» تحت تأثیر مستقیم انقلاب اسلامی پدید آمدند یا فعال گردیدند. همچنین در بحرین، «جبهه اسلامی برای آزادی بحرین» كه به گفته حكومت بحرین به یك كودتای نافرجام در سال 1981 دست زد و یك جنبش اسلامی در كویت به نام «حزب‌الله كویت» تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران به وجود آمدند.

    در مصر، گروه‌ها و جنبش‌هایی ازجمله «اخوان‌المسلمین»  از انقلاب اسلامی ایران دفاع کردند. در سوریه و فلسطین نیز شاهد تأثیربخشی انقلاب اسلامی بوده‌ایم. در سوریه، «اخوان‌المسلمین» تحت تأثیر انقلاب اسلامی فعالیت خود را گسترش داد. در میان فلسطینی‌ها دو گروه اصلی «جهاد اسلامی» و «سازمان مقاومت اسلامی یا حماس» در دهه 1980 بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اعلام موجودیت كردند. دراین‌میان جهاد اسلامی آشكارا از انقلاب اسلامی دفاع کرد و خواستار الگو گرفتن فلسطینی‌ها از حركت مردم ایران شد (احمدی، 1369، ص117 ـ 155).

    در منطقه خلیج فارس، افكار و ایده‌های انقلاب اسلامی بیش از هر جایی در عراق تأثیرگذار شد و نخستین برخورد انقلابی گروه‌های مذهبی شیعه با دولت بعث، بعد از بازگشت امام خمینی به تهران رخ داد. كشور عربستان نیز پس از وقوع انقلاب اسلامی، با بحران‌های چندجانبه در این كشور روبه‌رو شد و مشکل مذهبی، ایدئولوژیكی و عملی برای مشروعیت بخشیدن به حاكمیت سعودی، به مشکلات گذشته افزوده شد. پس از انقلاب اسلامی، دو قیام بزرگ در عربستان اتفاق افتاد: نخست قیام شیعیان بود و دیگری، تسخیر مسجد بزرگ كعبه (همان، ص209).

    در افغانستان، تأثیربخشی انقلاب اسلامی، به دلیل اشتراك فرهنگی و زبانی، حتی پیش از پیروزی این انقلاب آغاز شد. پس از پیروزی انقلاب ایران و در دوران اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی نیز گروه‌های شیعه (هشتگانه) و سنّی (هفتگانه) كه بیشتر نام اسلام را حمل می‌كردند، یعنی مجاهدان افغانی، از انقلاب اسلامی الهام می‌گرفتند و تأكید این گروه‌ها به اسلام، به یقین متأثر از این انقلاب بود. در پاكستان، پیروزی انقلاب ایران به ارتقای سطح فكری و بینش سیاسی نسل جوان شیعی و پیدایش «نهضت‌های اجرای فقه جعفری» كه افقی مشابه انقلاب اسلامی داشت، منتهی گشت. در آسیای مركزی، در تاجیكستان و ازبكستان، حركت‌هایی تحت تأثیر انقلاب اسلامی پدید آمد؛ هرچند حضور چریك‌های وهابی ناشی از تأثیربخشی حركت طالبان نیز دیده می‌شد. همچنین در قفقاز، چه قفقاز تحت حاكمیت روسیه و چه قفقاز جنوبی (جمهوری آذربایجان)، بازتاب انقلاب اسلامی به‌ویژه در حزب اسلامی جمهوری آذربایجان، تجلی یافته است (ملکوتیان، 1384، ص85).

    ج) جامعه‌پذیری نخبگان و تبادل افکار و اندیشه‌ها

    یكی از محورهای اساسی هم‌گرایی كشورهای اسلامی، مربوط به نخبگان فكری و صاحب‌نظران كشورهای اسلامی است؛ زیرا اگر همفكری نخبگان به نتایج ملموسی برسد، امكان و ظرفیت‌های هم‌گرایی ملت‌های مسلمان نیز افزایش می‌یابد. آنچه در این زمینه اهمیت دارد، دریافت واقع‌بینانه پیام انقلاب اسلامی، بدون دخالت دادن گرایش‌های سیاسی و سلیقه‌های فردی از سوی نخبگان فكری است. دستیابی به این هدف در گرو وحدت نظر در منشور وحدت مسلمانان و نزدیك ساختن دیدگاه‌های نخبگان در مسئله هم‌گرایی ملت‌های مسلمان است.

    برای رسیدن به این منظور و در راستای تحقق بخشیدن به آموزه‌های انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی ایران، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و جامعة المصطفی العالمیه (مرکز جهانی علوم اسلامی سابق) را تأسیس کرد تا با برقراری اتحاد میان بزرگان مذاهب اسلامی و تربیت و آموزش نیروهای متخصص و متعهد اسلامی، به هم‌گرایی كشورهای اسلامی کمک کند. انقلاب اسلامی ایران نه‌تنها مسلمانان ایران، بلکه همه مسلمانان جهان را به برادری و تفاهم اسلامی و  تحقق وحدت اسلامی دعوت می‌کند. در این راه، جمهوری اسلامی اساس کار خود را دعوت از علما و متفکران سراسر جهان اسلام برای بحث و تبادل نظر به‌ منظور آگاهی و شناخت بیشتر مذاهب اسلامی از یکدیگر و جلوگیری از هرگونه فعالیت‌های تفرقه‌افکن قرار داده است.

    به دنبال اعلام هفته وحدت از سوی جمهوری اسلامی ایران برای گسترش تفکر اتحاد میان مسلمانان، این کشور، كنفرانس‌های وحدت را برگزار كرد. هدف از برگزاری این کنفرانس‌ها، ایجاد زمینه‌های اتحاد و هم‌بستگی جهان اسلام، همفكری علما و دانشمندان به ‌منظور نزدیك‌سازی دیدگاه‌های علمی و فرهنگی آنان در زمینه‌های مختلف، ازجمله فقهی، اصولی، كلامی و تفسیری و نیز بررسی مسائل و مشكلات مسلمانان و پیشنهاد راه‌حل‌های مناسب و موضع‌گیری مشترك است.

    نتیجه‌گیری

    دستیابی به وحدت و هم‌گرایی جهان اسلام، منوط به تحقق زمینه‌های ساختاری و فرایندی در میان ملت‌ها و دولت‌های اسلامی است. آنچه درباره بازتاب انقلاب اسلامی ایران در میان ملت‌های مسلمان می‌توان بیان کرد، استقبال و همراهی چشمگیر ملت‌ها با انقلاب اسلامی و آموزه‌های آن است. در این سطح، ظرفیت‌ها و قابلیت‌های بسیاری در میان ملت‌های اسلامی برای تحقق بخشیدن به هم‌گرایی ملت‌های اسلامی ایجاد شد. انقلاب اسلامی ایران، با توجه به دارا بودن جاذبه‌های ایدئولوژیك و هویت‌بخشی (همچون حمایت از ملت‌های محروم و مستضعف، حمایت از نهضت‌های دینی و جنبش‌های اسلامی، و داشتن آموزه وحدت‌گرایی و اتحاد امت اسلامی) و نیز با توجه به تسری و گسترش ارزش‌های اسلامی و انسانی به كشورهای تحت ستم و ملت‌های مسلمان، تأثیرپذیری جنبش‌های اسلامی از انقلاب اسلامی و تأسیس نهادهایی همچون جامعة المصطفی العالمیه و مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به ‌منظور تربیت نیروهای متخصص اسلامی و نزدیك ساختن دیدگاه‌های نخبگان فكری و سیاسی جهان اسلام در مسئله هم‌گرایی ملت‌های مسلمان، توانسته است فرصت‌های بسیاری به‌ وجود آورد.

    بخش دیگر هم‌گرایی و وحدت جهان اسلام، مربوط به دولت‌ها و حكومت‌های اسلامی است كه غالباً تأثیر انقلاب اسلامی بر آنها با محدودیت و مانع روبه‌رو بوده و در برخی موارد، انقلاب اسلامی ایران، سبب ایجاد هراس و ترس در آنها شده است؛ زیرا انقلاب اسلامی، ساختار نظام بین‌الملل را ناعادلانه می‌دانست و ازاین‌رو خواستار تحول در آن و شكل‌گیری نظام عادلانه جهانی بر مبنای منافع همه كشورهای جهان و ایجاد نظم نوین منطقه‌ای بدون حضور ابرقدرت‌های جهانی شد.

     بنابراین انقلاب اسلامی ایران از سویی با مخالفت قدرت‌های بزرگ (آمریكا و شوروی) روبه‌رو شد؛ به ‌گونه‌ای ‌که آنها به مقابله با انقلاب اسلامی ایران و تضعیف آن پرداختند. از سوی دیگر، با توجه به تأكید انقلاب اسلامی بر نقش مردم، اكثریت دولت‌های اسلامی نیز که غیرمردمی و وابسته به قدرت‌های خارجی بودند، در مقابل انقلاب ایران ایستادند و اقداماتی در تضعیف آن انجام دادند. ازجمله اقدامات آنها ایجاد تفرقه میان ملت‌های اسلامی و جداسازی آنها از انقلاب اسلامی با دامن زدن به اختلاف میان شیعه و سنّی و تشدید تضاد عرب و عجم بود. آنها در شكل‌گیری نظم نوین منطقه‌ای نیز با ایجاد شورای همكاری خلیج فارس، کوشیدند نقش ایران اسلامی را محدود سازند. آنچه مسلم است، انقلاب اسلامی ایران فرصت‌های زیادی در راستای هم‌گرایی كشورهای اسلامی در سطح ملت‌ها ایجاد کرده است. در صورت استفاده مناسب از این فرصت‌ها می‌توان در سطح دولت‌ها نیز شاهد آثار مثبتی بود.


    فهرست منابع

    1.      احمدی، حمید، 1369، انقلاب اسلامی ایران و جنبش‌های اسلامی در خاورمیانه عربی، مجموعه مقالات پیرامون جهان سوم، به كوشش: حاتم قادری، تهران، نشر سفیر.

    2.      اسلامی، مسعود، 1369، ریشه‌یابی مواضع و عملكرد كویت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، تهران، نشر همراه.

    3.      امام خمینی، صحیفه امام، 1378، 22 جلدی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد انقلاب اسلامی.

    4.      پارسادوست، منوچهر، 1385، ما و عراق؛ از گذشته دور تا امروز، تهران، شركت سهامی انتشار.

    5.      پوراحمدی، حسین، 1386، انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران در بازتاب فرایند جهانی شدن، تهران، مؤسسه چاپ و نشر عروج.

    6.      حشمت‌زاده، محمدباقر، 1386، تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر کشورهای اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

    7.      حقی، محمد، 1386، «هم‌گرايی کشورهای مسلمان در پرتو انقلاب اسلامی»، فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی، ش9و10.

    8.      _________، 1394، «تقریب مذاهب  اسلامی در پرتو انقلاب اسلامي ايران با تأکید بر اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)»، فصلنامه علمی تخصصی حبل المتین، ش11.

    9.      ________، 1396، هم‌گرایی ملتها و واگرایی دولت‌های مسلمان در پرتو انقلاب اسلامی، قم، انتشارات نورالامین.        

    10.  حنفی، حسن، 1386، «اسلام سیاسی»، ترجمه محمدحسن معصومی، مجله حكومت اسلامی، سال دوم، ش1.

    11.  دوئرتي، جیمز و رابرت فالتزگراف، 1374، نظريه‌هاي متعارض در روابط بين‌الملل، ترجمه عليرضا طيب، وحيد بزرگي، تهران، نشر قومس.

    12.   زرگر، فرشته، 1386، «انقلاب اسلامي ايران و هم‌گرايي جهان اسلام»، مجموعه مقالات همايش هم‌گرايي و واگرايي در جهان اسلام، دانشگاه آزاد سمنان.

    13.  ستوده، محمد و جمعی از پژوهشگران، 1392، موانع و فرصتهای هم‌گرایی در جهان اسلام، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.

    14.  ستوده، محمد، 1384، «انقلاب اسلامی ایران و روابط بین‌الملل»، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، ش2.

    15.  ________، 1386، «انقلاب اسلامی و نظریه‌پردازی در روابط بین‌الملل»، فصلنامه دانشگاه اسلامی، سال یازدهم، ش2.

    16.  فاضلی‌نیا، نفیسه، 1385، علل نگرانی غرب از انقلاب اسلامی در منطقه (پایان‌نامه كارشناسی ارشد علوم سیاسی)، قم: دانشگاه باقرالعلوم.

    17.  فولر، گراهام، 1377، قبله عالم، ژئوپلیتیك ایران، ترجمه عباس مخبر، تهران، نشر مركز.

    18.  قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، 1375، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

    19.  قوام، عبدالعلي، 1380، اصول سياست خارجي و سیاست بين‌الملل، تهران، انتشارات سمت.

    20.  _______، 1384، روابط بين‌الملل، نظريه‌ها و تئوريها، تهران، انتشارات سمت.

    21.  كدیور، جمیله، 1372، رویارویی؛ انقلاب اسلامی ایران و آمریكا، تهران، انتشارات اطلاعات.

    22.  گریفیتس، مارتین، 1388، دانشنامه روابط بین‌الملل و سیاست جهان، ترجمه علیرضا طیب، تهران، نشر نی.

    23.  لك‌زايي، نجف، 1385، بسط تأثير انديشه‌هاي سياسي، جمعي از نويسندگان انقلابي ممتاز، جستارهايي در انقلاب اسلامي، قم، بوستان كتاب.

    24.  مجرد، محسن، 1386، تأثیرات انقلاب اسلامی بر سیاست بین‌الملل، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی.

    25.  محمدي، منوچهر، 1384، «بازتاب جهاني انقلاب اسلامي»، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامي، ش2.

    26.   _______، 1385، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

    27.  ملكوتیان، مصطفی، 1384، «تأثیرات منطقه‌ای و جهانی انقلاب اسلامی ایران»، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، ش1.

    28.  میرآقایی، سیدجلال، 1379، جهان اسلام، مشكلات و راهكارها، تهران، نشر مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی.

    29.  میلانی، محسن، 1381، شكل‌گیری انقلاب اسلامی از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی، تهران، نشر گام نو.

    30.  ناي،‌ جوزف، 1387، قدرت نرم، ترجمه سیدمحسن روحانی و مهدی ذوالفقاری، تهران، دانشگاه امام صادق(ع).

    31.  هاشمی، سیدمحمدجواد، 1382، امام خمینی و هم‌گرایی جهان اسلام، تهران، نشر نیایش.

    32.  هوبر، احمد، 1370، «دستاوردهای انقلاب اسلامی در جهان امروز»، مجله حضور، ش1.

    33.  ولایتی، علی‌اکبر و رضا سعید محمدی، 1389، «تحلیل تجارب هم‌گرایی جهان اسلام»، مجله علمی پژوهشی دانش سیاسی، ش11.

    32.Stefan.A. schirm, (2002), Globalization and the new Regionalism, (new york: Polity Press).

     



    [1] . محمد حقی.

    • متن اصلی مقاله : دانلود فايل
    • <#f:7352/> : <#f:7353/>
    • <#f:9774/> : <#f:9775/>
    • <#f:9776/> : <#f:9777/>