• عوامل همگرایی و واگرایی در جهان اسلام
  • این مقاله با هدف تبیین اهمیت و ضرورت همگرایی در جهان اسلام و کشورهای اسلامی می باشد. شاید بتوان گفت هیچ موضوعی به اندازه همگرایی و همکاری کشورهای اسلامی در جهان امروز پراهمیت نباشد ، چیزی که بارها در متون اسلامی به آن تاکید شده است و از مسلمانان خواسته شده تا زمینه عملیاتی شدن آن را فراهم نمایند.البته همگرایی به معنای هم آمیزی اندیشه ها و ادغام دیدگاه ها و ذوب مذاهب گوناگون اسلامی در یکدیگر نیست، چرا که کسی نمی تواند زمام اندیشه و اعتقادات دیگری را به دست گیرد. بلکه به معنی نزدیکی دیدگاه های متفاوت و وحدت بخشیدن به مواضع و اندیشه ها و رفتارها و شیوه هاست تا مسلمانان بتوانند در برابر تجاوز قدرت های دشمن در یک صف متحد قرار گیرند.در نوشتار حاضر نگارنده تلاش دارد به بررسی این موضوع و اهمیت آن در جهان امروز و همچنین شناسایی نگرانی ها و تهدید های مشترک کشورهای اسلامی و چگونگی مقابله با آنها بپردازد وهمچنین گوشه هایی از سخنان بنیان گذار جمهوری اسلامی، امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب و دیگر منادیان همگرایی در جهان اسلام را برای خوانندگان محترم به رشته تحریر درآورد. نتایج مورد انتظار که برخی به دست آمد عبارتند از: تعریف جامع و کاملی از همگرایی و واگرایی، شناسایی آسیب ها در دو بعد خارجی و داخلی ، راهکارهای رویارویی با چالش های موجود و چند نتیجه دیگر که طی مطالعه نوشتار به دست می آید.

     


  • مقدمه

    جهان اسلام مجموعه ای به هم پیوسته از کشورهای اسلامی است که با وجود تفاوت میان بخشهای مختلف آن مانند زبان ، نژاد و مذهب، در عنصری به نام آیین اسلام اشتراک دارند. همگرایی و وحدت امت اسلامی از مهمترین موضوعاتی است که علاوه بر ضرورت عقل و وجدان ، آیات قرآن،احادیث و سیره نبوی به آن تاکید فراوان می کند. خداوند متعال در قرآن کریم  به مسلمانان صدر اسلام آموخت که به حبل خدا اعتصام داشته، از تفرقه بپرهیزند. «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا[1] » این صورت، موجب زوال قدرت آنان و شکستشان خواهد شد. «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ[2]» در راستای این پیام راهبردی، پیامبر اکرم (ص) همواره بر یکپارچگی اسلامی تأکید داشتند و هیچ فضلی را جز در سایه ارتقای معنوی یعنی «تقوی» بر اقوام و نژادها جایز نداسته اند «اَلا لا فَضْلَ لِعَرَبِىٍّ عَلى عَجَمِىٍّ، وَ لا لِعَجَمِىٍّ عَلى عَرَبِىٍّ، وَ لا لِأَسْوَدَ عَلى اَحْمَرَ، وَ لا لِأَحْمَرَ عَلى اَسْوَدَ، اِلاّ بِالتَّقْوى[3]» و انسانها را از تفرقه و جدایی برحذر داشته و عزت و شوکت مسلمین را در گرو وحدت و یکپارچگی آنان می داند.در طول تاریخ نیز شاخص عزت مسلمین انس و الفت بوده و هر زمان اختلاف ایجاد شده است ، اقتدار مسلمانان خدشه دارشده و دشمنان توانسته اند بر آنان نفوذ کنند. در عصر حاضر ضرورت این وحدت صد چندان شده ، زیرا وحدت امت اسلامی یعنی دردست داشتن بیش از 80 درصد مواهب طبیعی الهی در کره زمین، منابع  سرشار و نیروی عظیم انسانی که در اختیار آنان قرار دارد.و اگر چنین جامعه ای شکل بگیرد دارای دژهای رفیعی خواهد بود که هیچ مستکبری نمی تواند در آن نفوذ کند.علاوه بر آن داشتن همگرایی، مسلمانان و دولتمردان کشورهای اسلامی را به پیش گرفتن سیاست های واحد در عرصه های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی فرا می خواند و بهتر می تواند نقش خود را در نظام بین الملل ایفا کند. و به عزت و استقلال که در متون اسلامی که بارها به آن اشاره شده است برسند.(ابوالفضلی ،1385،ص 16) متاسفانه جهان اسلام هم از بعد خارجی و هم از بعد داخلی با مشکلات بسیاری روبه روست که رفع آنان جز در سایه همگرایی امکان پذیر نیست. اکنون که با موقعیت خطیر همگرایی کشورهای اسلامی آشنا شدیم، پرسش هایی در این زمینه مطرح می شود: مجموعه جهان اسلام و کشورهای اسلامی برای ایجاد همگرایی و رفع واگرایی چه گامهایی برداشته اند؟ و چه نقشی در نظام بین الملل ایفا کرده اند؟ در چه زمینه هایی همگرایی  دارند و عوامل واگرایی بین این کشورها چیست؟در پاسخ به این پرسش باید گفت: متاسفانه با وجود منابع مادی و معنوی فراوان نه تنها کشورهای اسلامی گامی به سوی همگرایی به صورت عملی برنداشته اند ، بلکه با پررنگ کردن اختلافات قومی ومذهبی زمینه های تفرقه را فراهم کرده اند. در ابتدا قبل از شروع بحث لازم است به اختصار به بررسی مفهوم واگرایی و همگرایی بپردازیم

    همگرایی

    این مفهوم معادل واژه انگلیسی « integration»است.اگر بخواهیم تعریف جامعی از همگرایی ارائه کنیم ، باید بگوییم همگرایی عبارت است از: « اشتراک نظر و همکاری کشورهای مختلف یک منطقه که منافع مشترک دارند، برای دست یافتن به اهداف جمعی و جلوگیری از تهدیدات احتمالی در زمینه های مختلف» (ابوالفضلی ،1385،ص 12). همگرایی زمینه اشتراک نظر و وحدت را در کشورها در زمینه های مختلف به وجود می آورد. البته بعضی ها معتقدند وحدت با همگرایی معادل یکدیگرند.نکته ای که در این زمینه حائز اهمیت است این است که وحدت عقیده و وحدت سیاسی با هم متفاوتند و نمیتوان این دو را به طور کامل بر هم منطبق کرد.هرچند با درنظر گرفتن اینکه نتیجه یکسانی دارند، میتوان آن ها را به جای هم به کار برد و راهکاری لازم برای کشورهای اسلامی دانست.

    واگرایی

    (centrifugal forces)  عواملی که مردم یک کشور را براساس تفاوت های فرهنگی از یکدیگر جدا می سازد و همبستگی ملی و یکپارچگی سرزمینی را مخدوش می کند.

    جهان اسلام

    جهان اسلام ، مجموعه ای بزرگ از کشورهای اسلامی در سراسر جهان است. در تعریف کشورهای اسلامی برخی محققان بر این باورند هرگاه تعداد مسلمانان یک سرزمین به بالای 50 درصد جمعیت آن کشور برسند ،آن کشور را میتوان اسلامی نامید. برخی دیگر بر دین اسلام تاکید نموده اند و ملاک اسلامی بودن یا نبودن کشوری را حاکمیت دین اسلام در آن کشور دانسته اند . اما تعریف رسمی این است که کشور های اسلامی به تمامی کشورهایی گفته می شود که عضو سازمان کنفرانس اسلامی ، بزرگترین سازمان بین المللی اسلامی ، هستند. در این تعریف هم کشورهایی که دین رسمی آنها اسلام است و هم کشورهایی که اکثریت آنها مسلمان هستند ولی دین رسمی آنها اسلام نیست (مانند ترکیه) گنجانده می شود. (هاشمی،1382،ص26)حال اگر مجموعه کشورهای اسلامی را متعلق مفهوم واحدی به نام جهان اسلام بنامیم، در آن صورت مشخص می شود که به دلیل پاره ای از مشکلات داخلی و خارجی اقتدار به معنای واقعی کلمه ندارد. به عبارت دیگر جهان اسلام با وجود شاخص های قدرت ، تاثیرگذاری کمتری دارد.این در حالی است که جمعیت جهان اسلام رو به افزایش است. برآوردهای مرکز تحقیقات پیو نشان می‌دهد که تا سال ۲۰۵۰ میلادی، نسبت جمعیت مسلمانان تقریبا برابر با جمعیت مسیحیان خواهد شد.گزارش‌های جدید منتشر شده توسط مرکز تحقیقات پیو در آمریکا درباره پیروان ادیان و مذاهب مختلف نشان می‌دهد که علیرغم گسترش باورهای سکولار و به تبع آن ناخداباوران (بی‌دین‌ها) در اقصی نقاط جهان، تا سال 2050 همچنان دو دین اسلام و مسیحیت بیشترین پیروان را در جهان دارا خواهند بود و مسلمانان در مقایسه با ادیان مختلف بیشترین افزایش جمعیت را خواهند داشت. تعداد پیروان آئین مسیحیت به بیش از 2 میلیارد و 900 میلیون نفر خواهد رسید. با فاصله اندکی از آن‌ها نیز جمعیت مسلمان‌ها (با بیش از 2 میلیارد و 750 میلیون نفر) قرار خواهد گرفت.(رجوع کنید به ص6)معنای این سخن آن است که قدرت برخاسته از توده های مسلمان همچون جمعیت مسیحیان می تواند باشد و از این حیث قدرت بزرگی در اختیار جهان اسلام قرار خواهد داشت.( مرکز تحقیقات پیو)[4]

    بسترها و عوامل واگرایی جهان اسلام

    عوامل واگرایی کشورهای اسلامی چیست؟آیا این عوامل درونی است یا بیرونی ؟یا تلفیقی از این دو؟  برای پاسخ به این سوالات باید به بررسی مواردی که نقش مهمی در انحطاط و عقب ماندگی کشورهای اسلامی داشته اند بپردازیم.عوامل واگرایی را در دو بعد داخلی و خارجی بررسی می کنیم و سپس در هر زمینه ای راهکاری مناسب ارائه می دهیم.

    استفاده از جنگ نرم برای مقابله با اتحاد جهان اسلام

    در عرصه مقابله با قدرت اسلام ،جنگ نرم در صدد تضعیف اندیشه و تفکر تقریبی در بین علما و شخصیت های تاثیر گذار جهان اسلام است.در این ارتباط،غرب بودجه های بسیاری را برای تقویت رسانه ای سنتی نظیر مطبوعات،رادیو و تلویزیون و رسانه های مدرن نظیر سامانه های اینترنتی، سینما، تئاتر، انیمیشن در نظر گرفته عملیاتی نیز شده است.

    روش های جنگ نرم در تقابل با همگرایی اسلامی

    ·         الف- فرقه سازی مذهبی و سیاسی

    پیدایش فرقه های مذهبی و دینی و رواج خرافات و افراط و تفریط در عمل به دستورهای اسلام زمینه دوری و فاصله گرفتن مسلمانان را از واقعیات و سنت الهی فراهم کرده است که خود می تواند باعث بروز مشکلات بسیار شود. امروزه کشورهای اسلامی زیادی در جهان وجود دارد ولی متاسفانه درک و تفسیر آنها از اسلام با یکدیگر متفاوت است. و این خود باعث چندگانگی در عمل شده است. درحالی که اسلام و دستورات اسلامی یک حقیقت واحد بیشتر نیست ولی متاسفانه سیاست ها و برداشت های متفاوت و گاه افراطی از اسلام زمینه دخالت ابرقدرت ها در این کشورها فراهم کرده است. امروز نیز همین فرقه ها بخصوص افراط گرایان اسلامی در کشورهای افغانستان،پاکستان و یمن نیز نقش خود را،عمدا یا سهوا، در جهت تامین منافع غرب ایفا می کنند .قدرت های غربی،در قرن ۱۹ وپس از شکست های متعدد اروپایی ها در جنگهای صلیبی و رویارویی با امپراتوری عثمانی،  به این نتیجه رسیدند که بهترین راه مقابله با اتحاد مسلمانان، ایجاد فرقه های جعلی و منحرف چون بابی گری و وهابیت است.این فرقه ها بتدریج با هدایت استعمار انگلستان ایجاد شد.تبلیغ و تقویت اندیشه ناسیونالیسم در جهان اسلام برای تضعیف نقش دین در همگرایی امت اسلامی هم ترفند دیگر استعمار بود.تخریب بنیان‌های فرهنگی یکی از اهداف جنگ نرم فرهنگی به حاشیه کشاندن فرهنگ دینی ، ملی جوامع است تا با حاکم کردن خواسته‌های خود ، اداره امور جهان را به دست گیرند.

    ·         ب- دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی

    یکی از راهکارهای غرب بهره برداری از وجود تنوع قومی و قبیله ای در کشورهای مسلمان جهت دامن زدن به اختلافات فرقه ای و مذهبی،با استفاده از جنگ روانی در فضای مجازی و رسانه ای است. ما امروز شاهد ظهور مجدد ملیت گرایی در کشورها هستیم .در این تکنیک با تشدید اختلافات فرقه ای زمینه های همگرایی جهان اسلام، به عواملی برای تفرقه و جدایی تبدیل می گردد. امروز ما شاهد هستیم که وجود درگیری های قومی و مذهبی در کشورهای مسلمان همچون افغانستان،عراق و پاکستان تا چه اندازه در ایجاد شکاف میان کشورهای اسلامی تاثیر گذارده است. درحالیکه وجود اختلاف بين پيروان مذاهب گوناگون امري طبيعي است، بحث و تبادل نظر علمي درباره آنها هم مسأله اي عادي است، اما اختلافات بيش از آن که در اصول باشد، در فروع است و نمي تواند و نبايد مانع وحدت امت اسلامي شود. مطرح کردن مسائل اختلافي و دامن زدن به آنها در بين پيروان مذاهب و در فضاهاي غير علمي، نه تنها مشکلي از مشکلات امروز مسلمانان را حل نخواهد کرد، بلکه روز به روز فاصله آنها را از يکديگر بيشتر خواهد نمود.

    ·         ج-ایجاد اختلاف میان کشورهای مسلمان

    ترفند دیگر که این روزها با شدت بیشتری نیز دنبال می شود ایجاد اختلاف میان کشورهای مسلمان است.برای مثال بزرگ نمائی تهدید نظامی ایران برای کشورهای منطقه ، برای رودررو قرار دادن ایران با کشورهای خاورمیانه عمل می کند.یا طرح موضوع ساختگی و بی اساس  هلال شیعی برای دامن زدن به اختلاف های کشورهای اسلامی دنبال می شود. تشدید اختلافات مرزی بین کشورهای اسلامی ،توسط غرب و از طریق جنگ نرم برای افزایش زمینه های اختلاف بین کشورهای اسلامی نیز در همین چارچوب قابل طرح است.درحالی که مسلمانان داراي يک کتاب آسماني، يک پيامبر و يک قبله گاه هستند و اعتقادات ديني آنان يکسان است. عقل و شرع اقتضا مي کنند که بر مشترکات فراوان تکيه شود و از برجسته کردن اختلافات جزيي پرهيز گردد. مسلمانان باید از هر فرقه و مذهبي با شعار توحيد و زير پرچم «لا اله الا الله» گرد هم آيند و در عين کثرت و تعدد، وحدتي مثال زدني خلق نمايند.

    ·          د- نخبه پروری با رویکرد نفوذ:

    مهمترین مولفه سیاسی در جنگ نرم ، پرورش نخبگان سیاسی همچون نویسندگان،شعرا و هنرمندان در کشورهای کلیدی ،به عنوان عناصر نفوذی و حمایت از این نخبگان برای ایجاد اختلاف است.پرورش نخبگان یکی از مهمترین جنبه‌های جنگ نرم و عملیات روانی است. بکارگیری نخبگان جهت تاثیر گذاری بر اندیشه های تقریبی، یک جنگ پنهان است که در شرایط صلح نیز به صورت غیرمحسوس کاربرد دارد. این قبیل نخبگان نفوذی،نخست از طریق رسانه‌ ها در قالب برگزاری مصاحبه و مناظره به عنوان چهره های اندیشمند و محبوب معرفی شده و سپس افکار و اندیشه های خاص آنان در جهت اهداف غرب در میان مردم اشاعه می یابد.در مقاطعی برای مقاصد خاص،به این افراد جوائز مطرح در عرصه اندیشه و هنر،نظیر نوبل و اسکار هم داده می شود. قدرت های بزرگ با اشاعه تفکرات این افراد از طریق شبکه های ارتباطی کوشش می کنند تا اندیشه ها و آداب خود را در دیگر جوامع نیز رواج داده و فرهنگ ملل مسلمان و بطور خاص موضوع وحدت اسلامی را متاثر نمایند. طبیعتا وقتی روح اسلام و فرهنگ مسلمان با رواج اندیشه های بدلی و جعلی از جامعه اسلام رخت بربندد، اتحاد که یکی از مظاهر فرهنگ اسلامی است نیز در حاشیه قرار می گیرد.( پاک آئین[5]،1390)

    پای بند نبودن مسلمانان به اعتقادات اسلامی در عمل به آموزه های دینی و قرآنی

    روشن است که این تضاد بین اعتقادات و اعمال که در بعضی از افراد مسلمان دیده می شود، مختص مسلمانان نیست، بلکه در تمام ادیان و مکاتبی که دارای ارزش های الاهی و روحانی اند نیز مشاهده می شود. اما از آن جایی که اسلام کامل ترین دین است و دستورات آن بالاترین دستورات و در تمام زمینه ها غنی است، تنافی بین مدعیان پیروی از اسلام با عمل آنان آشکارتر است؛ زیرا مؤمن واقعی به اسلام کسی است که در تمام زمینه ها از دستورات آن پیروی کامل داشته باشد.قرآن مجید همواره متوجه این مشکل (تضاد بین اعتقادات و اعمال) بوده و آن را یک امر ناپسند دانسته و از آن بشدت نهی کرده است و می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید.. چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید. نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی کنید. (صف/2و3)

    حال چه باید کرد؟ آیا باید دست از اعتقادات صحیح برداشت؟ آیا اشکال در ناحیه اعتقادات است یا در ناحیه انسان های مدعی ایمان و اسلام؟مسلماً اعتقادات و آموزهای دین اسلام کامل ترین و صحیح ترین آموزه ها هستند. پس باید ریشه های این تضاد را شناخت و آنها را از بین برد بعضی از این ریشه ها عبارت اند از:

     الف- جهل و ناآگاهی کامل از دستورات زندگی ساز اسلام و فلسفه و آثار آنها: طبیعی است که هر چه معرفت و شناخت بیشتر باشد، علاقه مندی و پایبندی بیشتر است، و بر همین اساس یکی از دستورات مؤکد اسلام فرمان به کسب علم و دانش در تمام مراحل زندگی است و ایمان اینان نیز با ارزش تر تلقی شده است، ولی با کمال تأسف باید اعتراف کرد که اکثر مدعیان اسلام و ایمان، اطلاعات کافی از دستورات واحکام اسلام ندارند که همین امر باعث فاصله گرفتن کردار آنها از اسلام می شود.

     ب- ضعف ایمان: از نظر اسلام ایمان دارای مراتبی است که از ضعیف ترین درجات یعنی ایمان به زبان شروع می شود تا به نقطه اوج خود یعنی یقین به باورهای دینی می رسد.امام جعفر صادق (ع) می فرماید: «با زیاد شدن میزان ایمان، درجات مؤمنان نزد خداوند برتری می یابد(بحارالأنوار، ج 66 ، ص 171)»هر گاه انسان در اعتقادات خود به درجه یقین کامل رسید، دیگر بین قول و عمل او تضادی نخواهد بود. اساساً هدف دین و انبیای این بوده تا با تقویت روح ایمان در انسان ها فاصله بین اعمال و معتقدات آنان کم گردد و کم کردن چنین فاصله ای نیاز به سعی و تلاش فراوان، و مبارزه با تمایلات شهوانی و حیوانی دارد. این گر چه عملی سخت و مشکل است، اما ممکن است و غیر از معصوم (ع) هم انسان های زیادی به این درجه رسیده و این تضادها را برطرف کرده اند.

     ج- تمایلات نفسانی: همان طور که بیان شد انسان یک موجود چند بعدی است که هر یک دارای تمایلات و جاذبه هایی هستند که دائم با هم در نبرد و مبارزه اند. اگر انسان تمایلات و غرایز نفسانی خود را کنترل نکرده باشد، در عمل به آموزه های دینی که غالبا سختی ها و مشقت هایی را به همراه دارند، دچار مشکل می شود.

     د-  تعصبات و آداب و رسوم غلط: بعضی از اقوام و ملت ها دارای تعصبات و آداب و رسوم غلط و حساسیت های بی موردی هستند که هیچ پشتوانه عقلانی ندارد، بلکه آن را از نیاکان خود به ارث برده اند و متاسفانه آن را معیار عمل خود در زندگی قرار می دهند؛ مثل چشم هم چشمی و...  و همین امر با عث فاصله گرفتن آنها از احکام نورانی اسلام می شود. اسلام شدیدا با چنین تعصباتی مبارزه کرده است. اما متأسفانه هنوز ریشه هایی از این تعصبات در زمینه های مختلف زندگی بعضی از افراد به چشم می خورد.به هر حال برای هماهنگ شدن اعمال و کردار مسلمانان با اعتقادات و آموزه های مکتبی، باید اولاً: ریشه های تضاد و فاصله را شناخت و ثانیاً: برای از بین بردن آنها اقدام کرد.(سلیم،1376،ص41)

    بحران هویت، غرب زدگی

    از منظر امام خمینی (ره) بحران اصلی موجود در جهان اسلام، نتیجه فاصله گرفتن دولت ها و ملت های اسلامی از آموزه های وحیانی و حیات بخش اسلام و اتکای مسلمانان به قدرت های استکباری غرب و شرق می باشد.در پی تحولات داخلی در جهان اسلام ، مسلمانان از یک سو گرفتار فقر ، فلاکت ،جهل، ظلم، استبداد، فساد و تباهی و خواب غفلت شدند و از سوی دیگر در معرض هجوم فرهنگ و تمدن جدید غربی قرار گرفتند که با دو چهره دانش؛ تفکر جدید و صنعت و تکنولوژی ، و چهره سیاسی استعماری و غارتگرانه متوجه جهان اسلام شده بود. در این زمینه برخی از روشن فکران جهان اسلام که تمدن و دستاوردهای فرهنگی غرب را می دیدند، دچار شگفتی شدند و به جای تجزیه  و تحلیل تمدن غرب و ماهیت آن ، غرب زده شدند؛ به گونه ای که راه ، علاج درد و رنج های کشورهای خود را در پیمودن راهی می دانستند که غربی ها پیش تر طی کرده بودند. از این رو ، آنها در حقیقت نسخه غربی برای رویارویی با مشکلات و معضلات داخلی کشور خود تجویز کردند.این افراد همه ارزش ها، گرایش ها و مایه های فکری ، اجتماعی ، تاریخی ، فرهنگی و تمدن گذشته خود را بدون ملاک و میزانی محکم رد می کنند و هرگونه پدیده جدید را کورکورانه می پذیرند.متاسفانه این روشنفکران غرب زده که اسیر تحولات غربی شده اند، زمینه ساز آسیب های فرهنگی و اجتماعی زیادی در جهان اسلام شده اند.طبق فرمایش امام خمینی (ره) تنها راه رهایی از این معضلات بازیابی مفاهیم سه مفهوم کلیدی «اسلام»،«آزادی»، و «استقلال» می باشد.در واقع بازیابی این سه مفهوم ، امکان بازسازی و بازیابی هویت اسلامی فراموش شده آنان را فراهم می کند.به علاوه علم و فن آوری غرب را باید به عنوان ابزار و میراث بشری،به شرطی که در خدمت اهداف انسانی و اسلامی قرار گیرد به صورت گزینشی اقتباس کرد.(خسروشاهی،1389،ص33-35)

    عوامل اقتصادی

    در حوزه موانع همگرایی در جهان اسلام توجه به وضعیت اقتصادی این کشورها لازم و ضروری است. زیرا همگرایی بدون توجه به مولفه های اقتصادی این کشورها امکان پذیر نیست.کشورهای اسلامی ، در حوزه مسائل اقصادی ، با موانع جدی داخلی و خارجی روبه رو هستند. مشکلات اقتصادی این کشورها و توسعه نیافته بودن آنها به این معنی نیست که این کشورها امکانات و منابع اقتصادی نداردند ، برعکس، آنها از امکانات اقتصادی مهمی مانند منابع انرژی ، نیروی کار و سرمایه های مادی و معنوی زیادی برخوردارند. ولی آنچه که باعث عدم شکل گیری اقتصاد پویا و فعال در این کشورها شده است، سیاست های نادرست اقتصادی است که برخی از آنها به دلیل دخالت استعمارگران در گذشته و با اهداف خاص بوده و برخی به دلیل سهل انگاری خود کشورهای اسلامی بوده است .از دیگر مشکلات اقتصادی در کشورهای اسلامی، پایین بودن درآمد سرانه ملی ، اقتصاد تک محصولی ،بیکاری، تورم و وابستگی اقتصادی این کشورها به کشورهای توسعه یافته می باشد.

    کشورهای اسلامی می توانند با بهره گیری از امکانات و سرمایه هایی که در اختیار دارند ، ساختارهای اقتصادی خود را بهبود بخشند.که در اینجا به شیوه های همگرایی اقتصادی می پردازیم.

    الف- سیاست گذاری در زمینه تولید،توزیع و مصرف نفت در بازارهای جهانی

    کشورهای اسلامی باید با درک اهمیت وضعیت داخلی و خارجی خود و اهمیت این ماده حیاتی در اقتصاد جهانی ، به سیاست گذاری مستقل ، بدون توجه به سیاست های کشورهای قدرتمند ، اقدام کنند. در این زمینه کشورهای اسلامی باید به چند محور توجه کنند:

    اول) شناخت بیشتر وضعیت کنونی خود و توجه به امکانات و توانمندی مجموعه جهان اسلام و درک ضرورت همگرایی

    دوم) اقدام برای پرورش و آموزش نیروهای متخصص ، کارآمد و تبادل دانش و نیروی انسانی

    سوم) عدم تاثیرپذیری از سیاست های جهانی و لزوم اعتماد به نفس بیشتر

    چهارم) پی ریزی اقتصاد متوازن و اتکا نداشتن بیش از اندازه به نفت و صرفه جویی در این زمینه

    ب- طرح تشکیل بازار مشترک

    یکی راههای دیگر همگرایی اقتصادی، برای کشورهای اسلامی، تشکیل بازار مشترک اقتصادی است.این ایده سالهاست که در مقام حرف مطرح می شود ولی هنوز عملی نشده است. مهمترین دلیل و یا دلایل عدم تحقق آن می تواند پراکندگی کشورهای اسلامی و گوناگونی فرهنگهای حاکم بر کشورهای اسلامی باشد. سازمان کنفرانس اسلامی می تواند از طریق نهادهای اقتصادی خود مانند کمیته دایمی همکاری های اسلامی و تجاری در مسیر حل این مسئله گام بردارد.(حائری،1367،ص122-126)

    ج- ایجاد پول واحد اسلامی

    کشورهای اسلامی برای بهره مندی از استقلال و عزت اسلامی باید اقدام به ایجاد پول واحد اسلامی کنند.(کاری که بعد از جنگ جهانی دوم ایالت متحده آمریکا برای نفوذ بیشتر در جهان تغییر پوند به دلار- انجام داد.) این مسئله به دلیل تعداد زیاد کشورهای اسلامی (حدود 55 کشور) و برخورداری از منابع زیاد ، می تواند پشتوانه مناسبی باشد. که نتیجه اینکار همگرایی بیشتر کشورهای اسلامی در زمینه های مختلف خواهد بود.

    د- تبادل نیروی انسانی (نیروی کار متخصص)

    با توجه به اینکه کشورهای اسلامی در زمینه های مختلف اقتصادی تجربه های مختلفی دارند می توانند با تبادل نیروی کار متخصص، به اهداف مشترک اقتصادی دست یابند و همدیگر را تکمیل کنند.این کار چشم انداز مناسبی را برای همگرایی اقتصادی فراهم می کند.(هاشمی،1382،ص36)

    اختلاف‌نظر اهل علم

    از آسیب‌هایی که ممکن است متوجه جامعه شود، اختلاف زیاد در فتاوا و احکام است. هرگاه نظر خواص مردم با هم متفاوت باشد، تکلیف عامه مردم روشن است. اختلاف علما در برخی امور، همانند مسائل عبادی، مشکلی به‌وجود نمی‌آورد، اما اختلاف در مباحث اجتماعی و حکومتی، در سیر تکاملی و بهم‌پیوستگی جامعه اثر بسزایی می‌گذارد. به همین دلیل نزدیکی هرچه بیشتر علما و اندیشمندان مذاهب مختلف اسلامی که همانا نزدیکی نظریه‌های اصلی٬ مبادی و بنیان‌های هر مکتب است، می‌تواند به فروکش کردن اختلاف‌ها بینجامد.به علاوه وحدت امت اسلامی و اتحاد مسلمانان باعث روابط پایدار میان علمای مسلمان و ایجاد مراکز علمی در جهان اسلام می شود.اگر علمای مسلمان همان طوری که در طرح نظریات و تبیین افکار تقریب با تاکید بر اصول اسلام اختلاف در مسائل جزئی و فرعی را مضر به حال مسلمانان نمی دانند در عمل نیز به این افکار و نظریات ملتزم شوند و در کنار این تساهل ذهنی ، تعامل عینی را به وجود بیاورند، گام مهمی در جهت تثبیت فرهنگ همگرایی برداشته اند. تفاهم و همدلي علماي برجسته مذاهب اسلامي و کاستن از سوء تفاهمات و تشويق پيروان مذاهب به همدلي و وحدت و وادار کردن دولتمردان خود به اتحاد با کشورهاي اسلامي به جاي اعتماد به دشمنان اسلام،نیز در اين عرصه قابل توجه است. از این رو گردهمایی در سطح علمای طراز اول مذاهب اسلامی می‌تواند به تقریب مذاهب کمک کند که اين امر بدون گفتگوي مستمر و ارتباط سالم علمي و فرهنگي مداوم امکان پذير نيست.(سلیم،1376،ص42)

     بسترها و عوامل همگرایی جهان اسلام

    داستان چهار نفر که یکی فارسی دیگری رومی ، سومی عرب و چهارمی ترک که هرکدام انگور را به لفظی می خواندند و بر سر یک میوه مشترک دعوا می کردند مثل ما مسلمانان در عصر حاضر است.همگی دارای یک خدا و یک پیغمبر و یک کتاب و یک قبله هستیم . نماز ، روزه ، حج و سایر ضرورتهای دینمان یکی است ولی در اثر بی اطلاعی تصورات بیهوده ای از یکدیگر داریم.آن یکی خود را سنی می نامد به خیال اینکه تنها خودش به سنت و دستوران پیغمبر عمل می کند و آن دیگری خود را شیعه می نامد و فکر می کند تنها او دوستدار علی و اهل بیت است. در این میان دشمنان که منافع خود را در تفرقه ما می بینند سعی می کنند به طرق مختلف به این اختلافات دامن بزنند .گاهی دست به فرقه سازی می زنند و فرقه ها را با هم سرگرم می کنند.گاهی اتهامات را از این دسته نزد دسته دیگر می برند و گاهی به نبش قبور نوشته ها و مطالب تفرقه انگیزی که در طی اعصار مدفون شده است می پردازند. و گاهی به نام مستشرق عده ای به طرفداری شیعه و ذکر فضائل و مناقب ائمه و ایران و ایرانی گری و عده ای به ستودن پیشوایان اهل سنت و نژاد عرب می پردازند. و بر اسلام شیعه و اسلام سنی و نژاد عرب و نژاد ایرانی تأکید می کنند و ما چقدر خوشحال می شویم که یک نفر نویسنده خارجی وطن و مذهب مارا اینچنین می ستاید و درباره آن حماسه سرایی می کند. بلافاصله از آن استقبال می کنیم و به ترجمه و نشر آن می پردازیم، بی آنکه فکر کنیم چه انگیزه ای باعث شده که یک نفر بیگانه و غیر مسلمان به ذکر فضائل و مناقب مذهب و وطن ما بپردازد.اگر مذهب ما اینقدر برایشان مهم و باارزش است چرا خود مسلمان نمی شوند؟ چرا برای اسلام قیود و اوصافی می آورند که خود از آن بیزارند؟آیا مگر یک اسلام بیشتر داریم؟متاسفانه عده ای هم متعصب و بی اطلاع به این دسیسه ها دامن می زنند و از هرچیزی که جنبه عناد و مخالفت با دسته مقابل را دارد استقبال می کنند و بیشتر اوقات خود را به اثبات پندار خود و ابطال دسته مقابل می پردازند و همین اشتغال به اختلافات جوانان را از رسیدن به حقایق و اصول اساسی اسلام بازداشته و روح ایمان را از مردم سلب کرده ، تنها اسم و رسمی از دین در مردم به جا مانده است.(بی آزار شیرازی،1354،ص12) همگرایی مذاهب بر مبانی و اصولی کلی استوار است که مهم ترین آن ها عبارت است از:

    1.      قرآن کریم و سنت شریف نبوی دو منبع اساسی برای شریعت اسلام هستند و تمام مذاهب اسلامی در این دو اصل مشترک‌اند و حجیت سایر منابع در گرو استناد به این دو منبع اصلی است.

    2.      ایمان به اصول و ارکان زیر ملاک اسلامیت است:

    • ایمان به وحدانیت خداوند تعالی (توحید)
    • ایمان به نبوت و خاتمیت محمد و سنت پیامبر به عنوان یکی از منابع اصلی دین
    • ایمان به قرآن کریم و مفاهیم و احکام آن به عنوان اولین منبع دین اسلام
    • ایمان به معاد
    • عدم انکار ضروریات دین و تسلیم شدن به ارکان اسلام مثل نماز، زکات، روزه، حج، جهاد و(خسروشاهی،1389،ص33)

    با توجه به زمینه‌های وحدت در اصول اعتقادی مسلمانان همچون اعتقاد به توحید، نبوت، معاد، نماز، روزه، دارا بودن قبله و کتاب واحد و بسیاری از اصول دیگر دینی و نیز سنّت پیامبر (ص) و روش ائمة شیعه در دعوت به اتحاد و سفارش به پرهیز از جدال و اختلاف با برادران دینی، و توجه و هشیاری علما و سیاستمداران کشورهای اسلامی به ضرورت این امر، می‌توان امیدوار بود که این اندیشه به بار بنشیند و از تفرقه و اختلاف کشورهای اسلامی بکاهد.ترویج فرهنگ و اخلاق تقریب، محور قراردادن قرآن به عنوان متنی قطعی و مسلّم برای همه مسلمانان، جداکردن مواضع سیاسی و فکری از احکام فقهی و نیز جداکردن احکام فقهی از مواضع اعتقادی، گسترش و تعمیق مباحثات فقهی و کلامی و تفسیری و حدیثی، همراه با تضارب آرا و افکار در محیطی آرام و به دور از تشنجات حاصل از دخالت مغرضان، در تحقق تقریب بین مذاهب اسلامی تأثیر بسیار دارد. ( حکیم،1377،ص194)

    راهبردها و عوامل همگرایی در دوره معاصر

    ·         1- تاکید بر شعائر مشترک و پرهیز از لعن و طعن یکدیگر

    گرچه شایسته و بلکه لازم است شیعیان و سنیان، سبّ، لعن و طعن علیه همدیگر و رهبرانشان را ترک کنند، اما در این مسیر نباید ره افراط پیمود و مناسک غیر آسیب‌زا برای وحدت مسلمین را مورد بی‌توجهی قرار داد. چه بسا برخی از شعائر، خود می‌توانند از عوامل همگرایی شیعه و سنی باشند. (مثل مراسم عزاداری برای امام حسین (ع)) بلکه برای تعیین حد و مرز، حتی گفته شده که طرفداری از نظریه اتحاد اسلامی ایجاب نمی‌کند که در گفتن حقایق کوتاهی شود. آنچه نباید صورت گیرد، کارهایی است که احساسات و تعصبات و کینه‌های مخالف را برمی‌انگیزد، اما بحث علمی سر و کارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات؛ فرقه‌های اسلامی در عین اختلافی که در کلام، فقه و غیره با هم دارند، به واسطه مشترکات بیشتری که در میان آن‌ها هست می‌توانند در مقابل دشمنان، دست برادری بدهند و جبهه واحدی تشکیل دهند. و به صورت مشخص‌تر در این میدان به جای تأکید بر «حزب واحد» (هم‌رنگی در فکر، ایدئولوژی، راه و روش و همه خصوصیات فکری جمعی) بر «جبهه واحد»، که با وجود اختلاف در فکر و در روش در مقابل دشمن مشترک در یک صف جبهه‌بندی می‌کنند، باید پای فشرد.( مطهری،1377،ص12) نه مذهب واحد و نه دامن زدن به آتش اختلاف، بلکه با حفظ اصول اعتقادی هر یک از شیعه و سنی برای خود، سنی و شیعه می‌توانند در برابر دشمن مشترک، یار و متحد باشند و به جای وحدت اسلامی که مرگ تفکر علمی در میان سنی و شیعه است، به وحدت میان شیعه و سنی تأکید شد که ممکن، معقول، و مسئولیت‌زا و تعهد آفرین است.(شریعتی،1390،ص13)

    ·         2-طرح تأسیس حکومت واحد اسلامی

    این ایده را کسانی چون سیدجمال‌الدین اسدآبادی مطرح کرده‌اند. از جمله راه‌حل‌های وحدت‌طلبانه سیدجمال‌الدین، عبارت بودند از نفی فرقه‌گرایی و نژادپرستی، ایجاد تشکل‌های مختلف (مثلاً جمعیت عروه در هندوستان) و منشورات وسیع در کشورهای مختلف (مثل چاپ عروه‌الوثقی در پاریس)، ایجاد موتمر اسلامی در مکه به وسیله علما، طرح اتحاد بین دولت‌های عثمانی، ایران و افغانستان و... (واعظ‌زاده، 1380،ص 13و14 ). در ایران و دیگر کشورها این ایده نمی‌تواند مقبول افتد، زیرا مسلمان و غیر مسلمان بر مرزهای ملی و جغرافیایی موجود که حداقل آن چیزی است که در طی قرون و اعصار بدان‌ها به ارث رسیده تعصب و غیرت حاد دارند و حاضر نیستند به هیچ عنوان با عدول از حدود خود در کشورهای دیگر ادغام شوند و از این مسیر به اتحاد اسلامی برسند.تأسیس حکومت واحد باید به صورت «اتحاد جماهیر اسلام» نیز که ظاهراً هدف اصلی طراحان سازمان کنفرانس اسلامی بود که مسلمانان نه به صورت کشوری فدرالی (مثل آمریکا)، بلکه هر یک از کشورهای اسلامی، جمهوری مستقل با حفظ ملیت، زبان، پرچم و پول خود باشند، ولی یک نوع همبستگی، همکاری و تعادل در قلمرو سیاست خارجی، اقتصاد و صنعت و ارتش با هم داشته باشند. کنفرانس اسلامی که در عکس‌العمل به حوادث فلسطین در سال 1966، اولین اجلاس سران را برگزار نمود و هم اکنون با نهادهایی چون کمیته تخصصی، ارگان‌های فرعی، مؤسسات تخصصی و نهادهای درون سیستمی فعال است، دارای نهادهای جزئی‌تر مثل کمیته قدس، کمیته اسلامی امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، مجمع فقه اسلامی، صندوق همبستگی اسلامی، کمیسیون بین‌المللی حفاظت از میراث اسلامی، بانک توسعه اسلامی و... فعال می‌باشند که البته بیشتر این نهادها کارهای چندان مهمی انجام نمی‌دهند و فعال‌ترین و موفق‌ترین نهادهای ذکر شده بانک توسعه اسلامی است.(سارلی،1391)

    ·         3-تمسک به مشترکاتی مانند حج

    مسلمانها مشترکات بسیاری باهم دارند که تمسک به این مشترکات می تواند یکی از راهکارهای اساسی وحدت و همبستگی جوامع اسلامی باشد. هرچند جهان اسلام همواره با دیالکتیک عوامل اتحادبخش و تفرقه‌افکن مواجه بوده است ولی هر بار عناصر اتحادبخش در سطح وسیعی بروز کرده‌اند، زمینه اتحاد فراهم شده است. در این بین، حج به‌عنوان عبادتی جهان‌شمول که هرساله مسلمانانی را از سرتاسر جهان در قالب برقراری مناسکی یکسان در زمان و مکانی واحد گردهم جمع می‌کند، مورد توجه قرار دارد .حج با تقویت هویت تمدنی و تمرکز بر دشمن مشترک، ظرفیت برقراری همگرایی سیاسی جهان اسلام را دارد. از طرف دیگر؛ تقویت هویت دینی و سرمایه اجتماعی در حج، زمینه همگرایی ارتباطی را تقویت می‌کند. جمعی‌بودن و ساختارشکن‌بودن مناسک حج، مناسکی وحدت‌بخش را ایجاد می‌کند. همچنین فضای اخلاقی و زمینه‌های تعامل اقتصادی در حج، برای همبستگی جهان اسلام، فضای مناسبی می باشد.

    ·         4-توجه به امور مسلمانان جهان

    مسلمانان باید به سرنوشت همدیگر حساس باشند و به مصائب و مشکلاتشان ابراز احساسات نمایند. مسلمانان خارج از حوزه جغرافیای خاص خودشان، به امور مشترک دینی و باورهای ایمانی خود اهتمام به خرج دهند. حضرت امام با تعیین آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز «جهانی قدس» و «روز اسلام»، اهتمام خاص خود به امور مسلمانان را نشان دادند و نقطه عطفی در اتحاد میان مسلمانان جهان ایجاد کردند که هر روز و هر سال بر عظمت و ابهت این روز افزوده می شود. چرا همگرایی جهان اسلام در روز قدس تحقق می یابد و نقش روز قدس در ظهور قدرت اسلام چه می باشد؟ امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی در جملاتی کوتاه به این پرسش‌ها پاسخ داده‌اند. ایشان می‌فرمایند؛ «روز قدس یک روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. امام (ره) دستور کار مسلمانان را به بهانه روز قدس مشخص کرده است. مبتنی بر این دستور، کار جهاد با تبهکاران جهانی و در رأس آنها آمریکا و انگلیس و پایگاه نظامی منطقه‌ای آنان یعنی رژیم اشغالگر قدس و نیز نوکران آنها در منطقه و جهان باید وظیفه هر مسلمان انقلابی و آزاده در جهان با هر عقیده یا مذهب تلقی شود. روز قدس، روزِ آزمایش بزرگ ملت‌های مسلمان است؛ روز قدس، آن روزی است که ملت‌های مسلمان بی واسطه‌ی مقامات رسمی حرف‌شان را در دنیا مطرح می کنند. روز قدس را باید روز وحدت و همگرایی امت اسلامی و مقابله با تلاش مستکبران و رژیم غاصب صهیونیستی در تشدید واگرایی و ایجاد ائتلاف‌های شیطانی در راستای گسترش تضاد و اختلاف بین‌المللی و مذاهب اسلامی دانست(موسوی خمینی، ج 9، ،1358ص 277)

    ·         5- ایجاد انجمنها و انجام کارهای تشکیلاتی 

    برنامه ریزی، ایجاد انجمنها و انجام کارهای تشکیلاتی در مسیر همگرایی یکی دیگراز راهکارهاست. تلاشهای فردی هرچند هم مصرانه و با جدیت باشد، مثمر نیست. وحدت اسلامی و قدرت و شکوفایی جامعه اسلامی را با سیاست و برنامه ریزیهای بلند مدت از بین برده اند، لذا برای اقتدار و همگرایی اسلامی باید با برنامه و انجام کارهای تشکیلاتی و اساسی پیش رفت.از جمله:

    الف-  برای شناخت ترفندهای غرب برای مقابله با همگرایی اسلامی از طریق جنگ نرم ، برپائی میزگردهای تخصصی در کشورهای اسلامی لازم است.

    ب- توجه و پرداختن نویسندگان و فرهنگیان و دانشمندان به وحدت و تولید کتابها و مقالات و دیگر آثاری است که در زمینه وحدت و همگرایی باشند و جامعه اسلامی را به همدلی فرا بخوانند

    ب- در بعد بین المللی نهادهای اسلامی و عربی از جمله سازمان کنفرانس اسلامی موسسه فرهنگی اکو،باید با برگزاری میزگردها و نشست های منظم نقش مهمی در برقراری وحدت میان مسلمانان جهان ایجاد کنند.

    ج- داشتن راهبرد و برنامه برای مقابله با جنگ نرم :  شورای عالی مجمع بین المللی تقریب مذاهب اسلامی در دو حوزه عملیات روانی و عملیات رسانه ای ، نقش هر یک از اعضا را مشخص و و وظیفه وی را در حوزه محل فعالیت مشخص نماید.این مجمع می تواند یک گروه نظارتی برای نظارت بر فعالیت های هریک از اعضاء در این زمینه تاسیس نماید.

    د-بصیرت علما ،روحانیون و دیگر فرهیختگان نسبت به وضعیت فعلی و جوامع اسلامی و دسایس دشمن جهت شناخت و مقابله با ترفندهای جنگ نرم که با روش های نوین و پاسخگو، خلا دینی و اعتقادی موجود در جوامع اسلامی را پر کرده و از گسترش بی دینی و سکولاریسم در میان مسلمانان و بخصوص جوانان جلوگیری کنند.در واقع تقویت قوه تحلیل و ایجاد بصیرت در امت اسلامی برای شناخت اهداف جنگ نرم یک ضرورت فوری است.


    4- منادیان وحدت و همگرایی در جهان اسلام

    1-4 تقریب و همگرایی مذاهب اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

    ایشان وحدت بین مسلمانان و مستضعفان و سایر دول اسلامی را چاره ساز گرفتاری ها می دانست و از سران کشورهای اسلامی می خواست تا در برابر دشمن خارجی، توحید کلمه داشته باشند: «هان ای مسلمانان جهان و مستضعفان تحت سلطه ستم گران، به پاخیزید و دست از اتحاد به هم دهید و از اسلام و مقدرات خود دفاع کنید و از هیاهوی قدرت مندان نهراسید... (موسوی خمینی ،1387،ج12،ص126)ایشان ضرورت این اتحاد و وحدت کشورهای اسلامی را این گونه بیان می کنند: دست برادری بدهند، حدود و ثغورشان را حفظ کنند. زیرا دیگر یهود به فلسطین طمع نمی کند، دیگر هند به کشمیر طمع نمی کند. اگر توحید کلمه باشد چطور می توانند این ها، یک مشت یهود دزد، چطور می توانند فلسطین شما را از دستتان بگیرند.آن روزی می توانیم ما و شما از تحت سیطره ظلم، ظلم قدرت های بزرگ بیرون برویم که با یک میلیارد جمعیت و با آن همه ذخایری که ما داریم خودمان را پیدا کنیم و اسلام را پیدا کنیم و توجه به اسلام بکنیم و به فرمان خدا عمل کنیم» (موسوی خمینی ،1387،ج 12،ص167) تأکید بنیانگذار انقلاب اسلامی بر اتحاد جهان اسلام و تلاش برای تحقق بخشیدن به مفهوم آرمانی امت اسلامی، کشورهای اسلامی را به یکدیگر نزدیک نمود و جلوه های گوناگونی از همگرایی تحقق یافت که از آن جمله می توان به فعال شدن نقش سازمان کنفرانس اسلامی و گسترش ارتباطات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی میان کشورهای اسلامی و ایجاد تشکل هایی مانند سازمان همکاری های اقتصادی اکو و نظایر آن ها اشاره کرد.

    2-4تقریب و همگرایی مذاهب اسلامی از دیدگاه آیت الله خامنه ای

    آیت الله خامنه ای فرزند خلف مرحوم امام (ره) از منادیان امر وحدت در جهان اسلام است. ایشان بارها بر این مساله تاکید کرده و حتی وحدت را به عنوان واجب بزرگی می دانند که هر مستحبی بلکه هر واجب درجه دومی در مقام تزاحم با آن به کنار می رود.مقام معظم رهبری(مد ظله) افزون بر تأکید به ضرورت حفظ وحدت ملی و انسجام بین آحاد مردم و تبیین فواید آن، به مفهوم وحدت نیز پرداخته‌اند. ایشان در این باره فرموده‌اند:

    «وحدت ملی همان چیزی است که می‌تواند پشتوانه همه تلاش‌های دولت‌مردان و مبارزان و دل‌سوزان این کشور و این انقلاب باشد. بدون وحدت ملی این کشور بزرگ‌ترین نیروی خود و مایه عظمت خود را نخواهد دانست. وحدت ملی شعار اساسی و حیاتی برای کشور ماست و مخاطب این شعار افراد خاصی نیستند همه هستند آحاد مردم مسئولند وحدت ملی برای همه ملت شعار بزرگی است»(خامنه ای، ج1 ،1376،ص229)مقام معظم رهبری ضمن تعریف و تبیین وحدت، اظهار می‌دارند:«ما در مسئله وحدت، جدى هستیم. ما اتحاد مسلمین را هم معنا کرده‌ایم. اتحاد مسلمین، به معناى انصراف مسلمین و فِرَق گوناگون از عقاید خاص کلامى و فقهى خودشان نیست؛ بلکه اتحاد مسلمین به دو معناى دیگر است که هر دوى آن باید تأمین بشود: اول این‌که فِرَق گوناگون اسلامى (فرق سنى و فرق شیعه) -که هر کدام فرق مختلف کلامى و فقهى دارند- حقیقتاً در مقابله با دشمنان اسلام، همدلى و همدستى و همکارى و همفکرى کنند. دوم این‌که فرق گوناگون مسلمین سعى کنند خودشان را به یکدیگر نزدیک کنند و تفاهم ایجاد نمایند و مذاهب فقهى را با هم مقایسه و منطبق کنند. بسیارى از فتاواى فقها و علما هست که اگر مورد بحث فقهى عالمانه قرار بگیرد، ممکن است با مختصر تغییرى، فتاواى دو مذهب به هم نزدیک شود»(در دیدار با میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى و جمعى از اقشار مختلف مردم 24/07/1368.)

    3-4تقریب و همگرایی مذاهب اسلامی از دیدگاه سیدجمال الدین اسد آبادی

    سیدجمال الدین بدون شک از پیشگامان و منادیان همگرایی جهان اسلام، بلکه بنیانگذار آن محسوب می شود، چنان که رشید رضا در مجله المنار، ذیل عنوان «بحث فی المؤتمرالاسلامی» می نویسد:

    اول صوت سمعناه فی هذا العصر یدعوالمسلمین الی التعارف والاتحاد والتعاون فی الرأی والسعی علی تدارک ماحل بالمسلمین من الرزایا الاجتماعیة... هو صوت الحکمین جمال الدین والشیخ محمد عبده رحمهما الله تعالی ( واثقی،1348،ص131) نخستین فریادی که در این عصر مسلمانان را به شناخت یکدیگر و اتحاد و همکاری در رأی و کوشش برای جبران آنچه بر مسلمانان عارض شده از گرفتاریهای اجتماعی، دعوت می کرد، فریاد دو دانشمند مبارز، سیدجمال الدین و شیخ محمد عبده بود، رحمت خدای بزرگ بر آن دو باد.او یکی از نخستین کسانی است که راه چاره نابسامانیهای ممالک و کشورهای اسلامی را در اتحاد و همبستگی جهان اسلام در برابر استعمارگران می دانست و در این راه به تلاش و کوشش بسیار دست زد. خود در این باره می فرماید:فالشرق الشرق، فخصصت جهاز دماغی لتشخیص دائه، وتحری دوائه، فوجدت أقتل ادوائه داء انقسام اهله، وتشتت آرائهم واختلافهم علی الاتحاد واتحادهم علی الاختلاف، فعملت علی توحید کلمتهم وتنبیههم الخطر الغربی المحدق بهم.سازمان مغز و اندیشه خود را به تشخیص درد اصلی شرق و جست وجوی درمان آن اختصاص دادم. دریافتم که کشنده ترین درد شرق، جدایی افراد آن از یکدیگر و پراکندگی اندیشه های آنان و اختلافشان بر سر اتحاد و اتحادشان در اختلاف است. پس در راه وحدت عقیده و بیدار کردن آنان در برابر خطر غربی که ایشان را فراگرفته دست به عمل زدم.(واثقی،1348،ص135)

    نتیجه گیری

    در این نوشتار موضوع  همگرايي و واگرایی دولت‌هاي مسلمان  را مورد بررسي قرار دادیم. انقلاب اسلامي ایران با توجه به جاذبه‌هاي ايدئولوژيكي  همچون حمايت از ملل محروم و مستضعف، حمايت از نهضت‌هاي ديني و جنبش‌هاي اسلامي، داشتن آموزه وحدت گرايي و اتحاد امت اسلامي و نيز با عنايت به گسترش ارزش‌هاي اسلامي و انساني به كشورهاي زير ستم و ملل مسلمان، توانسته است در موضوع همگرايي كشورهاي مسلمان و در سطح ملت‌ها فرصت‌هاي بسياري ايجاد نمايد که  دستاوردهاي مثبتي در پي داشته است؛ اما در سطح دولت‌ها و در عرصه سیاسی با موانع و محدوديت‌هايي مواجه بوده است که می توان به واكنش قدرت‌هاي بین المللی و جبهه‌گیری برخی دولت‌های اسلامی اشاره کرد . با این توضیح مشخص میشود که همگرایی امت اسلامی امری ممکن و محتمل است زیرا در گذشته ای نه چندان دور، جوامع مختلف اسلامی در سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا تحت قلمرو حکومتی واحد قرار داشته اند به طوری که حتی توانسته اند در چندین جنگ بزرگ ، قدرتهای بزرگ جهانی را شکست دهند. فتح اندلس اسپانیا و همچنین خاطره جنگهای صلیبی که دویست سال به طول انجامید و به آزادسازی بیت المقدس منتهی شد هنوز در ذهن ها وجود دارد.فتح قسطنطنیه و فروپاشی امپراتوری روم شرقی به دست سلطان محمد فاتح ، امپراتوری عثمانی ، می توان گفت که تاریخ اروپا را تغییر داد و رنسانس و رفرماسیون را برای اروپایی ها به ارمغان آورد. بنابراین در صورتی که با این ایده ی نظریه پردازان روابط بین الملل موافق باشیم ، میتوان گفت که امت اسلامی در سایه تجارب تاریخی درخشان خود ، برای احیای دوباره همگرایی بین کشورهای مختلف اسلامی از زمینه مناسبی بهره مند است.

     

    5 -منابع

    1-                 قرآن کریم

    2-                 ابوالفضلی ، حسین(1385)، همگرایی جهان اسلام آسیب ها و راهبردها،قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما

    3-                 احمدی، ظهیر(1388)، «مفهوم­شناسی امت در قرآن و اجتماع»، مجله پژوهشنامه علوم و معارف قرآن کریم، شماره دوم

    4-                 بی آزار شیرازی، عبدالکریم(1354)، اسلام آئین همبستگی،تهران،انتشارات بعثت

    5-                 حائری، عبدالحسین(1367)،نخستین رویارویی های اندیشه گران ایران با دو رویه تمدن بورژوازی، تهران،امیرکبیر،،صص122-126

    6-                 حقی، محمد(1396)، همگرایی ملتها و وا گرایی دولتهای مسلمان در پرتو انقلاب اسلامی،قم،نورالامین

    7-                 حکیم، محمدباقر (1377)،وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و سنّت، ترجمة عبدالهادی فقهی‌زاده، تهران ، صفحه 194-199

    8-                 خامنه ای، علی(1376)، حدیث ولایت،تهران،سازمان تبلیغات اسلامی

    9-                 خسروشاهی، سید هادی (1389)،سرگذشت تقریب،تهران،مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، صفحه ۳۳-۳۷

    10-              سارلی، اراز محمد(1391)،« همگرایی اسلامی (ضرورت‌ها، نمادها و عوامل)»، پیش شماره دوم، صفحه 54-67

    11-              سلیم،محمد(1376) سازمان کنفرانس اسلامی در جهان متغیر ، وزارت امور خارجه،ص41

    12-              شریعتی،علی(1390) ، علی بنیانگذار وحدت،تهران، موسسه بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی

    13-              مطهری،مرتضی(1377) جاذبه و دافعه علی (ع)،تهران،انتشارت صدرا

    14-              موسوی خمینی، روح الله(1378)، صحیفه امام، تهران، انتشارات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

    15-              هاشمی، سید محمدجواد(1382)،امام خمینی(ره) و همگرایی جهان اسلام، زاهدان،نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت سیستان و بلوچستان

    16-              واثقی، صدر(1348)، سیدجمال الدین حسینی پایه گذار نهضتهای اسلامی، تهران، شرکت سهامی انتشار

    17-              واعظ‌زاده، محمد(1380)، زندگی آیت‌الله‌العظمی بروجردی،قم


     

     

    راهکارهای هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامی از منظر قرآن کریم و روایات

    محمدرضا رضوانی[6]

    چکيده

     وحدت و هم‌بستگي اسلامي، يکي از حياتي‌ترين و ضروري‌ترين مسائل مربوط به جهان اسلام و کشورهاي اسلامي است که در آموزه‌هاي اسلامي و دستورهای قرآن کـريم ريشه دارد و مکرر در کلام خدا و سنت نبوي بر آ‌ن تأکيد شده است. هدف از تدوين این مقاله، بررسی آموزه‌هاي قرآن به منظور دستیابی به راهکارهای قرآنی و روایی برای هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامی و تقويت آن، و فائق آمدن بر عوامل واگرايي است. بر اين اساس، با تتبع در آیات قرآن و روایات اسلامی، راهکارهايي یافت شده است. تعميق باورهاي ديني، بسترسازی نهادهاي تربيتي براي رشد ديني، بازگشت به آموزه‌هاي اسلام با محوريت قرآن کريم، عدالت اجتماعي، پرهيز از تعصب و شايعات و سخنان اختلاف‌انگيز، رعايت حقوق متقابل، سعه صدر و روحيه‌ گفت‌وگو و تعامل، ازجمله راهکارهايي است که مي‌تواند هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامی را تأمين کند و تحکيم بخشد. اميد اينکه با تمسک به حبل­الله و آموزه­های قرآن و نیز درک شرايط حساس کنوني و توطئه‌هاي شوم استکبار، و عمل بر مبنای راهکارهای قرآن و پیشوایان دینی، بر عوامل واگرايي و اختلافات فائق آييم تا در سایه امنیت و آرامش کشورهای اسلامی، شاهد حاکميت اسلام، هم‌بستگي و يکپارچگي روزافزون و عزت و سربلندي مسلمانان جهان باشيم.

    واژگان کلیدی: قرآن، وحدت، هم‌گرایی، هم‌بستگي اسلامي، همزيستي مسالمت‌آميز و راهکارها.


    مقدمه

    پژوهش حاضر در نظر دارد ضمن اشاره به ضروت و اهمیت موضوع و بررسی پیشینه بحث، با هدف تقويت هم‌گرايي و فائق آمدن بر عوامل واگرايي، راهکارهایی هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامی را از منظر آیات قرآن کریم و روایات اسلامی مورد بحث و بررسی قرارداده و به این پرسش اساسی پاسخ دهد که قرآن کریم و روایات اسلامی چه راهکارهایی را برای ایجاد و استحکام هم‌بستگی اسلامی معرفی می­نماید؟ در پاسخ به همين سئوال،‌ اين مقاله «توصيفي تحليلي» تهيه ‌و‌ تدوين گرديده است.

    ضرورت و اهداف تحقيق:

    در هر زماني و به‌خصوص در شرايط حساس کنوني، هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامي از حياتي‌ترين و ضروري‌ترين مسائل مربوط به جهان اسلام و کشورهاي اسلامي است که مکرر در کلام خدا و سنت نبوي بر آ‌ن تأکيد شده است. با توجه به فرمايش نوراني رسول مکرم اسلام‌ˆ‌ که فرمودند: «مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِم» (کليني، 1365، ج2، ص163، باب الاهتمام بأمور المسلمين، ح1)، اهتمام به امور مسلمانان به‌ حدي بر هر مسلماني واجب است که آن حضرت، ترک آن را ملازم و مرادف با مسلمان نبودن مي‌داند.

    بنابراين تلاش در راستای وحدت و هم‌بستگي اسلامي، ازجمله وظايف انکارناپذیر مسئولان، علماي اسلام، تشکل‌هاي فرهنگي سياسي، و هر مسلمان دردمند وظيفه‌شناس و آشنا به مسائل زمانه است. از سوی دیگر، بی­توجهی به این مهم، نشانه­ غفلت از سرنوشت مسلمانان و جایگاه امت اسلامی و توطئه­های دشمنان است که قطعاً مورد توبیخ قرآن و در پی­داشتن ذلت دنیوی و ندامت اخروی است.

    پيشينه تحقيق

    دعوت به هم‌بستگي و پرهيز از گسستگي، از مسائل مهمي بوده که مکرر در کلام خدا، سنت نبوي و احاديث ائمه ‌اطهار‌‰ بر آ‌ن تأکيد شده است. نداي اتحاد و توحيد کلمه، زمانی از پيامبر(ص) و اصحاب وفادارش برخاست که زمزمه‌هاي تفرقه‌انگيز در ميان موحدان پراکنده شد؛ زمزمه‌هايي که در آداب و عادات و کينه‌هاي ديرين جاهلي ريشه داشت و با ادعاهاي واهي، به مسئله­ برتري‌هاي قومي و نژادي و اختلاف در جامعه اسلامی دامن مي‌زد.

    سابقة‌ طرح موضوع وحدت و هم‌بستگي اسلامي در متون و منابع اسلامي، به دستورهای قرآن کـريم و سنت ائمه معصوم‌‰ برمی‌گردد. به دلیل اهميت اتحاد و يکپارچگي مسلمانان، اين مسئله از دغدغه‌هاي مهم علما، نخبگان و انديشمندان مسلمان  -از شيعه و سني- بوده و در اين­راستا صدها اثر گرانقدر را به يادگار گذاشته‌اند. نویسنده در يک پژوهش اجمالی به بيش از دویست کتاب به زبان فارسی و عربی دست ­يافت که به­ طور مستقيم در موضوع وحدت و اخوت و هم‌بستگي با رويکرد ملي، اسلامي، تقريب بين‌المذاهب و... نگارش يافته‌اند يا فصلي در این کتاب‌ها به این موضوع اختصاص یافته است. در خصوص «راهکارهای هم‌گرایی و هم‌بستگی»، کمتر کتاب مستقلی نگاشته شده، ولی غالباً در ضمن مباحث مربوط به وحدت اسلامی، این موضوع نیز مطرح شده است.

    نویسنده در يک پژوهش اجمالی به بيش از 200 کتاب به زبان فارسی و عربی دست­يافت که به­ طور مستقيم در موضوع وحدت و اخوت و هم‌بستگي با رويکرد ملي، اسلامي، تقريب بين‌المذاهب و... نگارش يافته‌اند و يا فصلي را در اين زمينه اختصاص داده‌اند. اگرچه در خصوص «راهکارهای هم‌گرایی و هم‌بستگی» کتاب مستقلی کمتر نگاشته شده، ولی غالباً در ضمن مباحث مربوط به وحدت اسلامی این موضوع را مطرح نموده­اند. بعد از قرآن کريم و نهج‌البلاغه که پيشتاز دعوت به هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامی است، به برخي از اين کتب در پی­نوشت­ها اشاره مي‌شود.[1]

    ضمن ارج نهادن به تلاش‌هاي صورت‌گرفته و ارجاع محققان ارجمند به آثار مفيد و گرانقدر دلسوزان به امت اسلامي، با توجه به اهميت و ضرورت اين موضوع، و شدت گرفتن توطئه‌هاي شوم استکبار برای جدايي مسلمانان و برادران ايماني از همديگر، رسالت ديني و اسلامي ما اقتضا مي‌کند که در راه تحقق دستور اکيد قرآن کريم و به ثمر نشستن تلاش‌ها و زحمات بزرگان دين، هرکدام در حدّ وسع و بضاعت خويش، در تأليف قلوب مسلمين و ايجاد زمينه براي وحدت و هم‌بستگی اسلامي بکوشیم. اين جستار هرچند کوچک نيز بدين منظور به رشته تحرير درآمده است.

    مباحث این ­نوشتار در دو محور اصلی ساماندهی و پیگیری می‌شود: مفهوم­شناسی؛ و راهکارهای هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامی از منظر قرآن و روایات. در پایان نیز از مجموع مباحث نتيجه­گيری خواهيم کرد.

    1. مفهوم‌شناسی

    الف) هم‌گرایی

    هم‌گرایی را در لغت به پیوستگی و نزدیکی اعضا یا اجزای یک ­مجموعه به یکدیگر (انوری، 1379، ج8، ص8411)، یا گرایش دو اندیشه و تفکر به سمت یک­جهت (بابایی، 1385، ص361) معنا کرده­اند. در فرهنگ علوم اجتماعی، هم‌گرایی را نوعی فرایند تغییر، معنا کرده‌اند که طی آن، مشخصه­های دگرسان در فرهنگ اقوامی که از لحاظ جغرافیایی جدا از یکدیگرند، آنچنان با گذشت زمان به­ هم نزدیک می­شود که همه­ آنها به حد بالایی از همانندی یا همانی می‌رسند (گولد/ کولب، 1385، ص914).

    ب) هم‌بستگی

    واژه هم‌بستگی، در لغت به معنای پیوند، وابستگی، اتصال و ارتباط متقابل میان دو یا چند چیز یا شخص به کار رفته است (دهخدا، 1377، ج15، ص23526 ؛ انوری، 1379، ج8، ص8381). در اصطلاح جامعه‌شناسان، این ­واژه برای اشاره به صف‌بندی نزدیک اجزای یک جمع و به‌موازات اصطلاح رایج­تر «یگانگی» به­ کار می­رود (گولد/ کولب، 1385، ص904).

    ج) راهکار

    واژه راهکار در لغت به ­معنای شیوه و روش انجام ­دادن کاری تعریف شده است (انوری، 1379، ج5، ص4959).

    2. راهکارهاي هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامي

    شناخت صحيح راهکارهای قرآن کریم و روایات ائمه اطهار(ع) برای هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامي، نقش مؤثری در هم‌بستگي اسلامي و فائق آمدن بر عوامل واگرايي و اختلاف‌انگيز دارد. این راهکارها همچون علایم منصوب در جاده­ها و شوارع است که انسان­های حقیقت‌طلب را  به سوی هدف و جاده اصلی رهنمون گردیده، افراد بی­شماری را از تحیر و سردرگمی نجات می­بخشد. در اين­قسمت مهم‌ترين راهکارهای هم‌گرایی و هم‌بستگي اسلامي را از منظر قرآن کریم و روایات بررسي قرار می­کنيم.  

    1. تقويت و تعميق باورهاي ديني و فراهم کردن زمينه‌های رشد،آگاهی و شناخت

    باور و ايمان نقش مهمی در کنترل آسيب‌های اجتماعی و بروز اختلافات دارند؛ زيرا اعتقادات دينی دارای خاستگاه حقيقی و الهی هستند که آسيب‌های واقعی را شناسايی، و در جلوگیری از بروز آنها بسيار مؤثر عمل می‌کنند. هر اندازه که در محيط خانوادگی، اجتماعی، اداری و... ، باورها و اعتقادات دينی عميق‌تر و آگاهانه‌تر باشند، اتحاد و يکپارچگي افراد نیز شکاف‌ناپذيرتر، و ضريب دستيابی به سلامت اخلاقی، اجتماعي، حقوقی و همزيستي مسالمت‌آميز، بالاتر است.

    پژوهش­هاي انجام‌شده در جهان نيز اين مطلب را به اثبات رسانده كه افراد مذهبي، كمتر دچار بحران­هايي چون بحران هويت مي­شوند و كمتر در ميان ايشان بزه‌هاي اجتماعي گسترش و رواج می‌یابد و کشمکش و تنازع بسيار اندک است (نجاتی، 1387، ص161ـ163؛ رضايي ­اصفهاني، 1389، ص257). ازاین­رو، قرآن کريم در آيات متعدد بر نقش سازنده ايمان و معنويت تأکيد دارد (ر.ک: فرقان: 16؛ روم: 21؛ آل‌عمران: 164و 185؛ عنکبوت: 64؛ انعام: 32؛ غافر: 39؛ توبه: 111؛ انبياء: 35؛ نساء: 78 ؛ زمر:74 و...).

    تقويت و شکوفايي باورهاي ديني و ايماني به صورت اتفاقي و يا با آرزو و آمال به وجود نخواهد آمد، بلکه نياز به ايجاد شرايط و فراهم کردن زمينه‌هاي لازم براي رشد و کسب آگاهي و معرفت دارد. انسان برای کامل شدن و به تماميّت رسيدن همانند غنچه‌ای است که بايد زمينه و شرايط مساعد برای او فراهم باشد تا شکوفا شود. انسان ابعاد و لايه هايی دارد که در فرايند تعليم و تربيت شکوفا می­شود. انبياء الهي براي همين منظور آمده‌اند«وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول»(نهج‏البلاغه، خطبه1)؛ (تا اين گنجينه‌  الهي [عقل بشري] را شکوفا سازند).

    قرآن کريم هدف از بعثت پيامبر را رشد و شکوفايي بشر معرفي‌ مي‌کند: «وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَه (جمعه: 2)؛ [آنان را] رشدشان مي‌‏دهد [و پاكشان مي‌‏گرداند] و كتاب [خدا] و فرزانگي به آنان مي‌‏آموزد».

    تربيت ديني، تقويت و تعميق باورها، تعامل و هم‌گرايی ملي و مذهبي، محصول کارکرد تمام دستگاه­های فرهنگی­ـ­ تربيتی مانند مدرسه، خانواده، رسانه­های جمعی، نهادهای سياسی، اقتصادی و... در کنار محيط اجتماعی است که با استفاده از روش­های مطلوب در پرورش مذهبی، ايجاد انس ديني و... مي‌توانند به نتيجه‌ مورد نظر برسند.

    2. بازگشت به آموزه‌هاي اسلام و محور قرار دادن قرآن کريم

     وجود گرايش‌هاي سياسي، نحله‌هاي فکري و فرقه­هاي مذهبي مختلف در حوزه عقيده و شريعت، و نيز خوانش‌ها و قرائت‌هاي گوناگون از متون ديني، کشمکشي مداوم و بی­پايان و گاه بي‌حاصل را شکل­ داده و درد و رنجي توان‌فرسا بر امت اسلامي تحمیل کرده است. انتظار اينکه چنين گروه‌ها و فرقه‌هايي برچيده شوند يا باورها و رفتار خود را به‌آساني تغيير دهند، غيرممکن و دور از واقعيت مي‌نمايد؛ اما اين انتظار، دور از واقعيت نيست که گروه‌ها و فرقه­هاي اسلامي با رويکرد به آموزه­هاي قرآن کريم و با ميزان قرار دادن این آموزه­ها، به ­يکديگر نزديک شده، از دامنه اختلافات و کشمکش­ها بکاهند و بر اساس مصالح عموم مسلمين رفتارهايي را که گاهي چندان اساس ديني هم ندارند، در همان حوزه رفتاري فرقه­ها محدود کنند و منافع مسلمانان را بر ديگر امور ترجيح دهند.

    اسلام و معارف تمدن‌ساز قرآن کريم که عرب جاهلي متفرق و دائم در حال تنازع را از گرفتاري و آتش فتنه نجات ­بخشيد و با ايجاد الفت و برادري در ميانشان، آنان را به امت واحده و متمدن تبديل کرد، هم‌اکنون نيز در اختيار ماست و به ما هشدار مي‌دهد: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُم (انفال: 24)؛ اي كساني كه ايمان آورده‏ايد! [دعوت‏] خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامي كه شما را به ‌سوي چيزي مي‌‏خواند كه شما را حيات مي‌‏بخشد».

    اسلام ثابت کرده است ظرفيت آن را دارد که امت خود را به اعتلاي مدني و علمي و عزت و قدرت سياسي برساند. ايمان، تلاش و مجاهدت، تمسک به حبل­الله و پرهيز از تفرقه، تنها شروط تحقق اين هدف بزرگ است. قرآن به ما مي‌آموزد: «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (آل‌عمران: 139)؛ سست نشويد و غمگين نگرديد! و شما برترين[ملل دنيا] هستيد اگر ايمان داشته باشيد!»

    «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ‌(عنکبوت: 69)؛ و كساني كه در [راه] ما تلاش كنند، قطعاً به راه‏هاي خود، رهنمونشان خواهيم كرد و مسلماً خدا با نيكوكاران است».

     «وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ(انفال: 46)؛ و [فرمان] خدا و پيامبرش را اطاعت کنید و نزاع [و كشمكش] نكنيد، تا سست نشويد و قدرت و شوكت شما از ميان نرود!».

    3. عدالت اجتماعي و تضمين حقوق و منافع آحاد مختلف جامعه

    عدالت مفهومی عالی است که هم‌بستگی اسلامی را به ارمغان می‌آورد و سبب استحکام پايه‌هاي اخوت و استواري قوانين و تبعيت آحاد مختلف مردم و رعيت از آن مي‌گردد؛ زيرا اگر هر يک از مجموعه‌هاي بشري احساس کند که حقوقش از سوي طرف ديگر ناديده گرفته شده و به منافعش دست‌اندازي شده، شرايط همزيستي مسالمت‌آميز فراهم نمي‌شود. معمولاً در جوامع بشري درگيري و نزاع زماني رخ مي‌دهد که گروهي‌ به حقوق خود نرسيده و به وضعيت موجود معترض است. لذا آنان از برقراري روابط مناسب با ديگر گروه‌ها و طوایف خودداري کرده، هميشه به دنبال انتقام و آشوب‌اند.

    در جوامعي که عدالت اجرا نشود، جهالت بيداد مي‌کند؛ زيرا نيروهاي خفته جهل، تحريک و فعال می‌گردد و به بهانه‌ اعتراض به وضع موجود و دستيابي به منافع شخصي، حزبي، قومي و طایفه‌اي و...، پيکان بغض و انتقام را بر قلب پيکر متحد جامعه رها مي‌سازند و با تبر استبداد و انتقام، ريشه هرگونه رشد و تعالي را از زمين وجود انسان‌ها و پهنه‌ زندگی آنها برمي‌آورند. قوام راستين جامعه در گرو يکپارچگی و وحدت همه قشرهاست. اين هدف تحقق نخواهد يافت مگر با وجود آرمان‌هاي مشترك در جامعه که به سود همه افراد و قشرها باشد؛ يعنی همه به حقوق حقه و نيازها و خواسته‌هاي لازم خويش برسند. در اين‌ صورت است که رسيدن همگان در همه سطوح، به طمأنينه‌‌ قلبي و آرامش اجتماعی ميسر خواهد شد؛ چنان‌که حضرت زهر‌ا‌ƒ‌ در خطبه‌ فدکيه، هدف از اجرای عدالت را آرامش­دهی به دل‌ها معرفی مي­کند: «وَ الْعَدْلَ تَسْكِيناً لِلْقُلُوب...» (ابن‌بابويه (شيخ صدوق)، 1413ق، ج3، ص567، باب معرفة الكبائر، ح4940).

    به همين دليل قرآن کريم به لزوم رعايت عدالت و تعدي نکردن به حقوق ديگران و حتي مخالفان، تأکيد دارد (بقره:190؛ مائده: 8)، و هدف اصلي بعثت پيامبران را نيز اجراي عدالت اجتماعي معرفي مي‌کند: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط‌(حديد: 25)؛ ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب و ميزان [شناسايي حق از باطل] نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند».

    حضرت علي‌† که آيينة تمام‌نماي عدالت است مي‌فرمايد: «عدالت را بگستران و از ستمگری پرهيز کن که ستم، رعيت را به آوارگي می‌کشاند‌ و بيدادگري به مبارزه و شمشير مي‌انجامد» (نهج‌البلاغه، حکمت 476).

    4. پرهيز از تعصب افراطي، شايعات و سخنان اختلاف‌انگيز

    یکی از راهکارهای قرآن کریم برای دستیابی به هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامی، پرهیز از تعصب‌هاي افراطي، شايعات بي‌اساس و سخنان اختلاف‌انگيز است؛ زيرا سخنان نابجا و بي‌دليل، عصبيت‌هاي بي‌منطق و هواداري‌هاي بيجا، افراد را به صف‌آرايي در مقابل هم مي‌کشاند و به وحدت اجتماعي آسيب مي‌زند (محدثي، 1386، ص25).

     قرآن کريم اشاره می‌کند که تعصب و تفرقه در اسلام جایگاهی ندارد و با محکومیت هرگونه تعصب و تبعیض، آن را از رسوم و نشانه­های جاهلي قلمداد کرده، به عنوان استفهام انكارى مي­فرمايد: «آيا اينها كه مدعى پيروى از كتب آسمانى هستند، انتظار دارند با احكام جاهلى و قضاوت‌هاى آميخته با انواع تبعيض‌ها در ميان آنها داورى كنى: «أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ‏»؛ درحالی­كه هيچ ­داورى براى افراد باايمان، بالاتر و بهتر از حكم خدا نيست: «وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ‏» (مائده: 50؛ اعراف: 28).

    همچنین قرآن کريم اوصاف و معیارهایی براي قول و سخن بيان مي‌دارد که اگر به اين معيارها توجه و عمل شود، ثمره و ارمغان آن برای جامعه بشری، جز محبت و مهرورزی و هم‌گرایی و هم‌بستگی نخواهد بود (ر.ک: نساء:62و63؛ انعام:54و152؛ بقره: 83 ؛ اسراء: 23، 28 و 53 ؛ طه: 43و44 ؛ حج: 24؛ نور: 61؛ زخرف: 89؛ فرقان: 63).

    امام علي‌† نیز با برحذر داشتن از گفتار باطل و بدون واقعيت (نهج‌البلاغه، خطبه141، ص260)، در نهي از کينه‌ورزي‌هاي تعصب‌آلود مي‌فرمايد: «آتش عصبيت و کينه‌هاي جاهلي را در درون خود فرونشانيد. اين‌گونه تعصب‌ها در دل مسلمان از خطرها و وسوسه‌هاي شيطاني است. تاج فروتني را بر سر نهيد و نخوت و غرور را زير پايتان بگذاريد و تکبر را از خودتان جدا کنيد و تواضع را به عنوان سلاح دفاعي ميان خود و دشمنتان ابليس و سپاه او قرار دهيد» (همان، خطبه192، ص384).

    وقتي به سيره رسول اکرم‌ˆ‌ هم نگاه کنيم،‌ مشاهده خواهيم کرد که آن حضرت اهل مدارا، وحدت و اتفاق بودند و از مسائل و سخناني که موجب تفرقه و جدايي بين صفوف مسلمين مي‌شد، به‌شدت پرهيز مي‌کردند. هرگز مطالب اختلاف‌انگيز از زبان پيامبر اکرمˆ شنيده نشد و هميشه تلاش آن‌ حضرت در راه ايجاد انس و الفت ميان مسلمانان بود؛ چنان‌که در روايت مي‌خوانيم: «كَانَ‌ˆ‌‌ يَخْزُنُ لِسَانَهُ إِلَّا عَمَّا يَعْنِيهِ وَ يُؤْلِفُهُمْ وَ لَا يُنَفِّرُهُمْ...‏» (ابن‌بابويه (شيخ صدوق)، 1378ق، ج1، ص318، باب29، ح1)؛ پيامبر‌ˆ جز از سخنان سودمند، لب فرو مي‌بست و سخناني مي‌گفت که بين مردم الفت ايجاد کند و از بازگويي سخنان تفرقه­انگيز پرهيز مي‌کرد...».

    شايسته است مؤمنان و پيروان آن حضرت نيز با دوري از افراط و تفريط و با گزينش راه مستقيم و اعتدال، از اختلاف و تفرقه بپرهيزند و همچون نبي‌ مکرم‌ˆ‌ براي وحدت و اتحاد تلاش کنند.

    5. رعايت حقوق و احترام متقابل

    ازجمله راهکارهاي هم‌گرایی و هم‌بستگی که در پيشرفت و اداره بهتر امور مسلمين تأثیر به­سزايي دارد، رعايت حقوق متقابل مردم، دولت، مذاهب و گروه‌هاي مختلف در قبال همديگر است. انسانيت، جوهر واحد و مشترک ميان تمام بني‌آدم است. پس بايد همه انسان‌ها، با وجود گرايش‌ها و جهت‌گيري‌هاي متفاوت، به يکديگر احترام بگذارند؛ زيرا همگي در جوهره انساني با يکديگر مساوي‌اند. امام علي† مي‌فرمايد: «وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ اما  أَخٌ‏ لَكَ‏ فِي‏ الدِّينِ‏ وَ اما  نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ(نهج‌البلاغه، نامه53، ص567) ؛ مهربانى با مردم را پوشش دل خويش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش. مبادا چونان حيوان شكارى باشى كه خوردن آنان را غنيمت دانى؛ زيرا مردم دو دسته‏اند: دسته‏اى برادر دينى تو، و دسته ديگر، در آفرينش همانند تو هستند».

    از سوي ديگر، زندگي اجتماعي اقتضا مي‌کند که همگان حقوق متقابل را درباره همديگر رعايت کنند. اگر در اين زمينه بتوانيم به وظايفمان خالصانه و به نحو احسن عمل کنیم، روحيه مودت و برادري و اتحاد و همدلي تقويت خواهد شد؛ زيرا طبقات مختلف مردم، احزاب و گرو‌هاي سياسي، دولت و ملت با مشاهده احترام و رعايت حقوق متقابل، شيفته و دلگرم همديگر مي‌شوند؛ اما  ناعدالتي و تبعيض، تعدي به حقوق و بی‌احترامي به‌ باورها و مقدسات و... را هرگز نمي‌پذيرند.

    قرآن کريم مسلمانان را به داشتن رابطه حسنه، احترام متقابل، احسان به همديگر، رعايت حقوق، و پرهيز از ظلم وخشونت، حتي نسبت به مخالفان ديني خود تشويق نموده (ممتحنه/8 ؛ نحل/125 ؛ نسآء/135 ؛ مائده/8 و...)، و همگان را به رفتار وگفتار مهرورزانه سفارش مي‌کند که ثمرة آن ايجاد همدلي والفت ومحبت در ميان آنان خواهد بود>وَقُل لِّعِبَادِى يَقُولُواْ الَّتِى هِيَ اَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ<(اسراء/53)؛ >...فَقُولاَ لَهُ قَوْلاً لَّيِّناً لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ اَوْ يَخْشَي<(طه:44).

    قرآن به مسئله احترام متقابل به حدی اهمیت می­دهد که حتی توهین و جسارت به بت­ها و معبودهاى مشركان را جایز نمی‌داند، زيرا اين عمل سبب مى‏شود كه آنها نيز از سر ستم و نادانى، به ساحت قدس خداوند توهین و جسارت کنند: «وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْم‏» (انعام: 108).

    6. سعه صدر و تحمل عقايد يکديگر

    يکي ديگر از راهکارهاي هم‌گرایی و هم‌بستگي اسلامي، داشتن سعه صدر و روحيه تعامل، و پذيرش تنوع عقاید و نظریات ديگران است. اختلاف نظر و عقيده در همه­جا وجود دارد؛ اگر قرار باشد که اين اختلاف‌ها را در تعاملات روزمره دخالت دهيم، با مشکلات زيادي مواجه خواهيم شد.

    مسلمانان در بسياري از اصول و ارزش‌ها مشترک هستند و در برخي مسائل نيز ديدگاه‌هاي متفاوتي دارند. آنان بايد با سعه صدر و تحمل همديگر، دست اتحاد و همدلي به‌ هم‌ داده، اختلافات جزئي را که جاي بحث و گفت‌وگو درباره آنها در محافل علمي و کلامي و... است، به کوچه و بازار، روزنامه و مجلات و راديوهاي بيگانه نکشانند و با بزرگ کردن اختلافات کوچک و اختلاف سلايق، دشمنان را شاد نکنند؛ بلکه با سعه صدر حرف همديگر را درک کنند و اگر گروهي حاکم شد، با رعايت حقوق همه قوميت‌ها و مشارکت دادن آنان در جهت رشد و شکوفايي، پيشرفت و آباداني و عمران کشور تلاش کند؛ ديگران نيز او را با کمال صداقت در عبور از مشکلات ياري دهند تا منافع ملي و وحدت و انسجام اسلامي حاصل شود و ثمره آن عايد جامعه و ملت گردد.

    خداوند در قرآن کریم خطاب به پیامبر اعظمش که در راه تبلیغ دین و نشر معارف الهی، انواع مشکلات و زخم زبان­ها را متحمل شد، می‌فرماید: «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَك (انشراح: 1)؛ آیا ما به تو شرح صدر ندادیم». در جای دیگر از زبان حضرت موسی(ع) می­فرماید: «رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري(طه: 25)؛ پروردگارا! شرح صدرم عطا فرما [كه از جفا و آزار مردم تنگدل نشوم])».

     در آیه 125سوره انعام نیز از شرح صدر به عنوان نشان هدایت، و از تنگی سینه به عنوان پلیدی و نشان ضلالت، یاد شده است: «فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يُؤْمِنُون»‏.

    بنابراین شرح صدر و تحمل­پذیری، آثار بسیار زیادی در زندگی انسان و جوامع اسلامی دارد و نقش مهمی در هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامی ایفا می­کند. به تعبیر قرآن، وجود این ­خصلت در انسان، به معنای آراسته­ شدن او به نور الهی است که توسط آن، در تاریک­راه­های زندگی، حق را مي‌بيند و آن را از باطل باز مي‌شناسد: «أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَي نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَى قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (زمر: 22)؛ آيا كسى كه خدا سينه‏اش را براى اسلام گشاده است و بر فراز مركبى از نور الهى قرار گرفته، [همچون كوردلان گمراه است؟!] واى بر آنان كه قلب‌هايى سخت در برابر ذكر خدا دارند! آنها در گمراهى آشكارى هستند!».

    7. مشارکت فعالانه، رابطه حسنه و روحيه گفت‌وگو و تعامل

    يکي از مهم‌ترين راهکارهايی دستيابي به هم‌گرایی و هم‌بستگي اسلامي، مشارکت فعالانه در تأمین منافع و رقم زدن سرنوشت ملي و اسلامي و رابطه­ حسنه و روحيه تعامل با همديگر است.

    قرآن کريم در آیات مختلف، مسلمانان را به رابطه حسنه، احترام متقابل، احسان به همديگر، رعايت حقوق، و پرهيز از ظلم و خشونت و سخن ناروا، حتي درباره مخالفان ديني خود توصیه و تشويق کرده (ممتحنه: 8؛ نحل: 125؛ نساء: 135؛ مائده: 8؛ اسراء: 53 و...)، و درآيه 64 سوره آل­عمران با استدلال و منطق و با تکيه بر عقاید مشترک ميان اسلام و اهل­کتاب، آنان را به صلح و آشتی و توحيد و يگانه­پرستي دعوت مي‌کند: «قُلْ يَا اَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَي كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ اَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً اَرْبَاباً مِّن دُونِ اللهِ... ؛ بگو اي اهل­کتاب، بياييد به سوي سخني که ميان ما و شما مشترک است که جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزي را شريک او قرار ندهيم و بعضي از ما بعضي ديگر را غير از خداوند يگانه به خدايي نپذيرد».

    این آيه، ندايی وحدت­بخش است خطاب به تمام مکاتب آسماني و مذاهب دینی که آنها را دعوت می‌کند به اینکه با روحیه گفت‌وگو و تعامل و با تکیه بر مشترکات و مصالح عمومی، در صلح و صفا و به دور از خشونت و نزاع زندگی کنند و از استضعاف و استعمار همدیگر خودداري کنند.

    جالب است که پيامبر گرامي اسلام ˆنیز در نامه­هايی که به زمامداران جهان فرستاد، با تکيه بر این آيه و با اين روش و منطق، آنان را به سوي توحيد و اسلام فرا مي‌خواند؛ کمترین ثمره و نتيجه اين رفتار ملايم و دلسوزانه و صلح‌طلبانه، نرم شدن قلوب آنان و تمايلشان به اسلام بود (مکارم شیرازی، 1374، ج2، ص596ـ600).

     لذا مي‌بينيم که مسلمانان صدر اسلام،‌ بااینکه از قوميت‌هاي مختلف بودند و سابقه جاهليت و منازعات طایفه‌اي و... داشتند، با عمل به ارزش‌هـا و آموزه‌هاي اسـلام که تمام اقوام، نژادها و ملت‌ها را در بر مي‌گيرد، توانستند با مشارکت فعالانه همه مليت‌ها، بناي ساختمان عظيم جامعه متمدن اسلامي را پي‌ريزي کنند. حتي بعد از رحلت پيامبر اسلام‌ˆ‌ علي‌رغم اختلافات سياسي و... امام علي‌†‌، ضمن بازگو کردن حقايق و انتقاد از برخي عملکردها، برای حفظ مصلحت اسلام، مسئوليت شرعي و ديني و علمي و فرهنگي جامعه اسلامي را می‌پذیرد و حتي در امور حکومتي و سياسي، مشاوره و مشارکت دارد؛ تا جايي‌که خليفه دوم در مناسبات مختلف ابراز کرده است: «لا أبقاني لمعضلة ليس لها أبوالحسن علي». همچنين ياران نزديک امام † همچون سلمان فارسي، عمار و... در جنگ‌ها و مناصب مختلف در زمان خلفا مشارکت داشته‌اند (حکيم، 1417ق، ‌ص180).

    رابطه ميان امامان و علماي مذاهب نيز رابطه علمي و همراه با احترام متقابل و تعامل بود. زيدبن‌علي‌بن‌الحسين، پيشواي مذهب زيدي، با علماي زمان خويش رابطه مستحکمي داشت و علماي معاصر وي مانند واصل‌بن‌عطا و ابوحنيفه نيز با او در ارتباط بودند و از دانش وی بهره مي‌جستند. به‌ویژه ابوحنیفه بـه او تمايل زيادي داشت و به شدت از وی حمايت مي‌کرد. وي درباره خروج زيدبن‌علي در برابر لشکريان اموي گفته است: «خروج او، مانند خروج پيامبرˆ در روز جنگ بدر است؛ او امام به‌حقي است که اگر نتوانستم با جانم به او ياري کنم، با مالم او را ياري خواهم کرد» (ابوزهره، 1996م، ص364ـ365).

     لذا ايشان و امام مالک به دلیل حمايت از قيام زيد و خروج ابراهيم‌بن‌عبدالله‌‌بن‌حسن و برادرش نفس زکيه، آزار و اذيت فراوان ديدند (همان، ص367).

    ابوحنيفه، امام مذهب حنفي، با امامان شيعه از فرزندان حضرت علي(ع) نیز ارتباط داشت. وي به ايشان احترام مي‌گذاشت و به ايشان بسیار محبت داشت و بدون آنکه تشيّع و پيروي از آنان را بپذيرد، از دانششان بهره مي‌جست. ابوحنيفه از زيدبن‌علي، امام باقر† و امام صادق† و عبدالله‌بن‌حسن‌بن‌حسن علم آموخت، بدون اينکه از نظر فکري تابع آنها باشد (همان، ص350). ابوحنيفه چهل سؤال علمي و بسيار مشکل و پيچيده در حضور منصور از امام صادق‌†‌ ‌پرسید که امام(ع) پاسخ داد و آنگاه ابوحنيفه با اقرار به هيبت و شکوه آن حضرت عرضه داشت: «جعفربن‌محمد همانا دانشمندترين مردمان و آگاه‌ترين ايشان به نظرات مختلف مردم است» (همو، بي‌تا، ص28).

    همچنين مالک‌بن‌انس، امام مذهب مالکي، در مجلس امام صادق‌† شرکت مي‌کرد و فضايل زيادي را از امام نقل کرده است. او مي‌گويد: «به نزد جعفربن‌محمد مي‌رفتم، او مردي شوخ‌طبع و خندان بود... مدت زماني که با او بودم يا نماز مي‌خواند يا روزه داشت و يا قرآن مي‌خواند» (همو، 1996م، ص390).

    با اين توصيف، مي‌بينيم رفتار امامان و فقهاي صالح امت در برابر تنوع و تعدد آرا و مذاهب، بر احترام متقابل و تعامل نيکو استوار بود. امام صادق‌†‌ به شاگردانش امر مي‌فرمايد که هنگام پاسخ دادن به پرسش ديني مردم، نظر ديگر مذاهب را نيز بازگو کنند. آن حضرت به ابان‌بن‌تغلب، از شاگردان خاصشان که در مسجد شريف نبوي براي افتا حاضر مـي‌شد، فرمود: «آنچه را که از نظرات ايشان (ائمه مذاهب) مي‌داني، براي مردم بيان کن» (خوئي، 1413ق، ج 1، ص131و136).

    توصیه هميشگي امام ابوحنيفه به شاگردانش اين بود: «با مردم جز با انس و الفت رفتار نکنيد و هنگام نقل فتوايم، از نام ­بردن من به ­طور مشخص خودداري کنيد و حتي در مباحث و جلسات علمي اگر با ديگران نظر خلافي داريد‌، اظهار نکنيد تا وحدت و الفت و محبت و عظمت عالمي خدشه‌دار نشود» (ابوزهره، ،1996م، ص355).

    زماني‌که هارون‌الرشيد تصميم ‌گرفت کتاب الموطاء مالک‌بن‌انس را به عنوان يک ‌قانون عمومي بر کعبه بياويزد تا همگان از آن آگاهي يابند، مالک‌بن‌انس به دليل احترام به نظر ديگر مذاهب، اين‌ خواسته هارون را نپذيرفت (همان، ص420).

    نتيجه‌گيري

    هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامي از حياتي‌ترين و ضروري‌ترين مسائل مربوط به جهان اسلام و کشورهاي اسلامي است که مکرر در کلام خدا و سنت نبوي بر آ‌ن تأکيد شده است. دراین‌میان شناخت صحيح راهکارها و شیوه­هایی که در قرآن کریم و احادیث ائمه ­طاهر‰ برای هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامي مطرح شده است، در هم‌بستگي اسلامي و فائق آمدن بر عوامل واگرايي و اختلاف‌انگيز، نقش مؤثری دارد. راهکارها همچون علائم منصوب در جاده­هاست که انسان­های حقیقت­طلب را به سوی هدف و جاده اصلی رهنمون گردیده، افراد بی­شماری را از تحیر و سردرگمی نجات می­بخشد.

    در این پژوهش با توجه به اهمیت موضوع، بعد از بررسی پیشینه بحث، با استفاده از آیات قرآن کریم و روایات اسلامی، راهکارهای هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامی با هدف تقويت هم‌گرايي و فائق آمدن بر عوامل واگرايي بررسی شده است. تقویت و تعميق باورهاي ديني، بسترسازی نهادهاي تربيتي براي رشد ديني، بازگشت به آموزه‌هاي اسلام با محوريت قرآن کريم، عدالت اجتماعي، پرهيز از تعصب و شايعات و سخنان اختلاف‌انگيز، رعايت حقوق متقابل، سعه صدر و روحيه‌ گفت‌وگو و تعامل، از جمله راهکارهايي است که مي‌تواند هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامي را تأمين کند و تحکيم بخشد.

    امید اینکه جوامع اسلامی با تمسک به حبل‌الله و استفاده از ارزش‌هاي مشترک و راهکارهای قرآن مجید، با درک شرايط و موقعيت کنوني جهان اسلام، از خواب غفلت بيدار شده، اختلاف و تفرقه را به اتحاد و همدلي و هم‌گرایی تبديل کنند و به ‌‌جاي کشمکش و ستيز با يکديگر، توان خود را صرف کارهاي اساسي ديگر کنند و براي علاج دردهاي امت ‌اسلامي و نجات اسلام و بازگرداندن عزت ‌اسلامي و آباداني بلاد اسلامی تلاش کنند.


    پی­نوشت­ها:

    ...............................................................................................................................................­­­

    [[1]] برخی از منابع مربوط به هم‌گرایی و هم‌بستگی اسلامی عبارت‌اند از:

    1.      تفاسیر قرآن (ابن­کثیر، طبری، قرطبی، فخر رازی، سید قطب، المیزان،‌ مجمع البیان،‌ نمونه و...) ذیل آیات 46 انفال؛ 103و200 آل‌عمران ؛ 153 انعام؛ 208 بقره و... ؛

    2.      احمد کاتب، آلیة الوحدة و الحریة فی الاسلام؛

    3.      علی بن حسن‌ خنیزی، الدعوة الاسلامیة الی وحدة اهل السنة و الامامیة؛

    4.      احمد حسین، یعقوب اردنی، الخطط السیاسیة لتوحید الأمة الاسلامیة؛

    5.      حسن سعید، الرسول یدعوکم (ندای وحدت، ترجمه محمود ناطقی)؛

    6.      محمد محمد مدنی، دعوة التقریب من خلاق رسالة الاسلام؛

    7.      عبدالحسین شرف‌الدین، الفصول المهمة فی تألیف الأمة؛

    8.      لطف‌الله صافی، صوت الحق و دعوة الحق؛

    9.      مرتضی رضوی، فی سبیل الوحدة الاسلامیة؛

    10.  شهاب‌الدین حسینی، الوحدة الاسلامیة فی الاحادیث المشترکة بین السنة و الشیعة؛

    11.  مصطفی رافعی، اسلامنا فی‌التوفیق بین السنة و الشیعة؛

    12.  حمید بن عبدالله جامعی، الوحدة الاسلامیة؛

    13.  محسن حسینی، نظرات فی الوحدة الاسلامیة؛

    14.  محمد واعظ‌زاده خراسانی، نداء الوحدة و التقریب بین المسلمین و مذاهبهم؛

    15.  محمدعلی تسخیری، رسالتنا تقریب الفکر و توحید العمل؛

    16.  مجمع جهانی تقریب بین المذاهب الاسلامیه، آوای تقریب؛

    17.  مجمع جهانی تقریب بین المذاهب الاسلامیه، آوای وحدت؛

    18.  محمدآصف محسنی، تقریب مذاهب از نظر تا عمل؛

    19.  سیدمحمدباقر حکیم، الوحدة الاسلامیة من منظور الثقلین؛

    20.  محسن، دهقانی، اتحاد ملی، انسجام اسلامی از منظر نهج‌البلاغه و رهبران اسلامی؛

    21.  علی‌اکبر سبزیان، منشور اتحاد ملی و انسجام اسلامی؛

    22.  سیدیحیی صفوی، وحدت جهان اسلام: چشم‌انداز آینده؛

    23.  ابوالفضل حسینی، هم‌گرایی جهان اسلام، آسیب‌ها و راهبردها؛

    24.  عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، هم‌بستگی مذاهب اسلامی؛

    25.  محمد سعید معزالدین، منشور هم‌بستگی؛

    26.  علی شیرازی، راهکارهای عملی اتحاد ملی و انسجام اسلامی؛

    27.  محمد ستوده، موانع و فرصت­های هم‌گرایی در جهان اسلام؛

    28.  راهکارهای وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و حدیث (پایان‌نامه جامعه­المصطفی)

    29.  محمد­رسول حسینی، وحدت، عرصه‌ها، موانع و راهکارها، از منظر قرآن و حدیث (پایان‌نامه جامعه­المصطفی).


    فهرست منابع

    1. ققرآن کريم

    2. ننهج‌البلاغه،1380ش، (ترجمه محمد دشتي)، قم،‌ انتشارات مشهور، چ8.

    3. اابوزهره، محمد، 1996م، تاريخ المذاهب الاسلاميه، قاهره، دارالفکر العربي.

    4. ـــــــــــــــ، بي‌تا، الامام الصادق حياته و عصره، آرائه و فقهه، بغداد، مطبعه مخَيمر.

    5. ببابایی، غلامرضا، 1385ش،  فرهنگ روابط بین­الملل، تهران، وزارت امور خارجه، چ­4.

    6. اانوری، حسن، 1379ش،  فرهنگ بزرگ سخن، تهران، نشرسخن، چ1.

    7. ححکيم، سيد محمدباقر، 1417ق، الوحدة الاسلامية من منظور الثقلين، قم، مجمع جهاني اهل‌البيت‌.‌

    8. خخوئي، سيدابوالقاسم، 1413ق،‌ معجم رجال الحديث، بي‌جا، مرکز نشر الثقافة الاسلامية، چ5.

    9. ددهخدا، علی­اکبر، 1377ش، لغت­نامه، تهران، دانشگاه تهران، چ­2.

    10. ددهقاني، محسن، 1386ش، اتحاد ملّي انسجام اسلامي از منظر نهج‌البلاغه و رهبران اسلامي،‌ قم، گلستان ادب، چ1.

    11. ررضايي اصفهاني، محمدعلي، 1389ش ، اعجاز و شگفتي‌هاي علمي قرآن، قم، انتشارات پژوهش‌هاي تفسير و علوم قرآن، چ‌2.

    12. سبزيان، علي­اکبر، 1386ش ، منشور اتحاد ملي و انسجام اسلامي، قم، انتشارات خادم‌الرضا، چ1.

    13. ششيخ صدوق، محمد بن علي‌بن‌حسين بن بابويه، 1378ق، عيون‏ أخبار الرضا(ع)، تهران، نشر جهان.

    14. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1413ق، من ‏لايحضره ‏الفقيه، تصحيح: علي‌اكبر غفاري، قم، انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، چ3.

    15. ککليني، محمد بن يعقوب،1365ش، الکافي، تهران، دار‌الکتب الاسلاميه، چ4.

    16. کريمي، رضا، 1386ش، اتحاد ملي و انسجام اسلامي، رمز پيروزي، قم،‌ نسیم حيات، چ1.

    17. گگولد، جوليوس و ويليام کولب، 1376ش ، فرهنگ علوم اجتماعي، ترجمه مصطفي­ازکيا و همکاران، تهران، مازيار، چ1.

    18. ممکارم شيرازي، ناصر،1374ش، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلاميه، چ1.

    19. ممحدثي،‌ جواد، 1386ش، وحدت و انسجام، مشهد،‌ بنياد پژوهشهاي اسلامي،‌ چ3.

    20. ننجاتي، محمد عثمان، 1387ش ، قرآن و روانشناسي، ترجمه دکتر عباس­عرب، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي، چ8.



    -(آل عمران/103)[1]

    -(انفال/46)[2]

    5- أحمد باقي مسند الأنصار22978

     

    3- مرکز تحقیقات پیو به انگلیسی Pew Research Center یک اندیشکده آمریکایی مستقر در واشینگتن دی. سی. است که به ارائه اطلاعات درباره مسائل، نگرش‌ها و روندهای شکل‌دهنده ایالات متحده و جهان می‌پردازد. این مرکز بودجه‌اش را از تراست خیریه‌های پیو دریافت می‌کند.

    7- محسن پاک‌آیین (زاده ۱۳۳۳) از دیپلمات‌های اهل ایران و کارمندان وزارت خارجه کشور یادشده است. وی پیشینه سفیر بودن در کشورهای زامبیا ، ازبکستان و آذربایجان را در کارنامه سیاسی خود داراست. او کارشناس علوم سیاسی ومسلط به زبان انگلیسی است.

    [6] دانشجوی دکتری مدرسه حجتیه

     

    • متن اصلی مقاله : دانلود فايل
    • <#f:7352/> : <#f:7353/>
    • <#f:9774/> : <#f:9775/>
    • <#f:9776/> : <#f:9777/>