• آسیب‌ها و تهدیدهای اختلافات مذهبی در جهان اسلام
  • دین اسلام حفظ وحدت امت اسلامی را از اساسی‌ترین مسائل جامعه می‌داند و منادیان وحدت را تشویق و افرادی که باعث افتراق و جدایی مردم وملت‌ها می‌شوند را مورد نکوهش قرار می‌دهد. جهان اسلام با داشتن بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان و منابع مختلف مادی و معنوی دارای ظرفیت‌ها واستعدادهای فراوانی می‌باشد. تفاوت‌های نژادی، زبانی، فرهنگی و اقتصادی و سیاسی میان کشورهای اسلامی بستری برای واگرایی و اختلاف فراهم نموده است. مقاله حاضر ضمن بررسی فلسفه تفاوت‌ها و تنوع‌های میان انسان‌ها، تنوع و اختلاف از دیدگاه اسلام و انواع اختلافات مذهبی را تبیین و سپس به عوامل پیدایش اختلاف و تفرقه مذاهب را به لحاظ درونی و بیرونی پرداخته و نتایج و آثار ناشی از آن را بیان می‌کند و در پایان راهبردها و راه‌کارهای همگرایی و برون‌رفت از بحران اختلاف و تفرقه در سه سطح عموم مسلمانان، نخبگان و اندیشمندان، دولت‌ها و حکومت‌ها را ارائه و پیشنهاد می‌دهد.

  • 1- مقدمه

    سیره گران‌سنگ امامان معصوم‰ در بذل مهرورزی و رفتار کریمانه آنان در گذشت، خطاپوشی و همچنین توصیه‌های گسترده اسلام به گشاده‌رویی و محبت، حلم و مدارا صبر و صلح و بدی را با نیکی پاسخ دادن همه نشان از نگاه ژرف اسلام به اتحاد و انسجام و پرهیز از اختلاف و نزاع است. قرآن کریم نیز مؤمنان را به دوری از ستیزه و پاسداشت شکیبایی امر کرده و می‌فرماید:

    و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و باهم نزاع نکنید که سست شوید و مهابت شما از بین برود، و صبر کنید که خدا با شکیبایان است(انفال، 46).

    پیامبر اکرم… نیز در این باره می‌فرماید:

    آدمی آن‌گاه به حقیقت و کمال ایمان می‌رسد که از مجادله و بحث‌های اختلاف‌افکن و خصومت‌آمیز بپرهیزد، هر چند حق با او باشد(محدث قمی، 1392، ماده مراء).

    ایران ظرفیت‌های بالقوه و بالفعلی را در اختیار دارد که می‌تواند منشأ تغییرات شگرفی در جهان اسلام باشد و این همان نکته است که دشمنان جهان اسلام از آن آگاهند. دشمنان به خوبی می‌دانند اگر وحدت بین ملت‌های اسلامی بیشتر شود، به قدرت بی‌نظیری تبدیل خواهند شد. کابوس تحقق این امر آنان را ناگزیر ساخته تا از هر ابزاری برای ایجاد تفرقه و اختلاف در جهان اسلام استفاده کنند. به همین جهت تمام همت خود را به کار بسته‌اند که میان شیعه و سنی به هر نحوی به اختلافات مذهبی و قومی دامن زنند.

    این مقاله در صدد است تا به استناد قرآن و روایات آسیب‌ها و تهدیدات ناشی از اختلاف و تفرقه مذهبی جهان اسلام و فراروی انقلاب اسلامی تبیین و تحلیل نماید و راهبردها و راهکارهای برون‌رفت از این بحران را در سطوح مختلف شرح دهد.

    2- مبانی وچارچوب های مفهومی

    2.1 آسیب (Path)

    آسیب در قاموس فارسی به معنای آزار، گزند، درد، رنج، صدمه، زیان و خسارت است(ر.ک:فرهنگ عمید،1363، ج 1، ص 35). و در اصطلاح عبارت است از: کلیه نواقص و یا کاستی‌هایی که جنبۀ داخلی دارند و از ناحیه درون به تضعیف ضریب امنیتی جامعه می‌پردازند(فصلنامه مطالعات سیاسی روز، سال چهارم، 1384، ص 91).

    بنابراین اگر به علل مختلف (توانمندی دشمن و یا ضعف سیستم حفاظتی خودی) تهدید عملی گشته و امنیت اهداف کاهش یابد، خسارت وارده به عنوان «آسیب» تلقی می‌شود.

    2.2 تهدید (Threat)

    تهدید که در زبان فارسی به معنای ترساندن و بیم دادن آمده،( ر.ک: فرهنگ عمید، 1363،ج 1، ص 645) در فرهنگ دفاعی ـ امنیتی این گونه تعریف می‌شود:

    قابلیت‌ها، نیات و گاه اقدام دشمنان بالقوه و بالفعل برای ممانعت از دستیابی موفقیت‌آمیز خودی به علایق و مقاصد امنیت ملّی به نحوی که ثبات سیاسی و امنیت ملی کشور به خطر افتد(نوروزی، 1385، ص 276).

    و از نظر اصطلاحی در فرهنگ حفاظتی:

    تهدید به هرگونه شرایطی گفته می‌شود که وقوع آن امنیت، اهداف باارزش را به مخاطره انداخته و یا کاهش می‌دهد(رشاد،بی تا، ص 22).

    و در اصطلاح سیاسی:

    هر اقدام و تحرک بالقوه و احتمالی سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی که موجودیت و اهداف حیاتی یک فرد یا نهاد یا کشور را به خطر بیندازد، تهدید محسوب می‌شود(فصلنامه مطالعات سیاسی ،1384، ص 90).

    به طور کلی مقام معظم رهبری تهدیدات را شامل خطراتی می‌داند که متوجه جهان اسلام است و از ورای مرزهای داخلی همراه با رعب و تطمیع می‌آیند(بیانات، 2/10/1380 و 18/2/1383).

    2.3 اختلاف

    اختلاف، مخالف اتفاق است، به این معنا که یکی بر خلاف جهت دیگری برود. به عبارت دیگر، اختلاف و مخالفت به مفهوم این است که هر کسی راهی و شیوه‌ای را بر خلاف رفتار و شیوه دیگری، در حالات و گفتارش برگزیند(راغب اصفهانی، 1412 ق، ج 1، ص 875 و 249).

    3- روش :

    روش تحقیق در این پژوهش ، توصیفی-تحلیلی با استفاده از مطالعات كتابخانه اي مي باشد كه با مراجعه به اسناد،گزارشها،كتابها و مقالات مرتبط با موضوع تحقيق انجام گرفته است .

    4- یافته ها :

    4.1 فلسفه تفاوت‌ها، تنوع‌ها و اختلافات میان انسان‌ها

    در قرآن کریم آیات بسیاری وجود دارد که از تنوع و گوناگونی حیات بشری سخن می‌گوید؛ اگرچه همه انسان‌ها در انسان بودن مساوی هستند و از ویژگی‌های مشترکی برخوردارند، اما تفاوت‌هایی نیز با یکدیگر دارند.

    هم‌چنین افراد بشر دارای هوش و ذکاوت متفاوتی‌اند و هر کدام نیز در زمینه خاصی از علم، استعداد و علاقه دارند، اگر چه شرایط محیطی نیز در ایجاد فرصت‌های کسب علم و دانش مؤثر است. قرآن کریم درباره اختلاف سطح علم و دانش مردمان می‌گوید:

    «درجات کسانی را که بخواهیم بالا می‌بریم و فوق هر صاحب دانشی دانشوری است»( یوسف، 76)

    برخورداری از سطح اقتصادی و معیشت زندگی انسان‌ها نیز با یکدیگر متفاوت است: بعضی فقیرند و بعضی دیگر ثروتمند. خداوند می‌فرماید:

    «ما معاش آنان را در زندگی قرار داده‌ایم تا بعضی از آنها بعضی (دیگر) را در خدمت گیرند.»( زخرف، 32)

    البته با وجود این تفاوت‌ها امکان ایجاد همزیستی، وحدت و همدلی میان انسان‌ها وجود دارد. به ویژه اینکه آموزه‌های دین مبین اسلام بر این مسأله تأکید فراوان دارند. در این نوشتار ابتدا به بیان تفاوت‌ها و تنوع‌ها میان انسان‌ها می‌پردازیم.

    4.1.1 تنوع نژادی و قومی

    به فرموده قرآن کریم نیای همه افراد بشر، یک مرد و یک زن یعنی همان آدم و حواست:

    «ای مردم، از پروردگارتان که شما را از نفس واحدی آفرید و جفتش را نیز از او آفرید، و از آن دو مردان و زنان بسیاری را پراکند، بترسید.»( نساء،1)

    اما با این وجود با گذشت زمان و ادامه نسل بشر و گسترش محل زندگی آنان متناسب با شرایط محیط زندگی و اختلاف آب و هوایی، ظاهر انسان‌ها به شکل‌های گوناگون و متفاوت از یکدیگر پدیدار گشت و نژادهای مختلف بشری در روی زمین شکل گرفت.

    4.1.2 تنوع زبانی

    وجود انواع گوناگون زبان‌های مختلف، از بارزترین تفاوت‌های به‌وجود آمده در حیات بشر به‌شمار می‌رود. خداوند متعال این قدرت را به انسان بخشیده است تا آنچه را که در درون دارد، با زبان و سخن گفتن بیان و اظهار نماید:

    «انسان را آفرید و او را بیان آموخت»

    قرآن کریم همانگونه که آفرینش آسمان‌ها و زمین را یکی از نشانه‌های خداوند معرفی می‌کند، تعدد و تنوع زبان‌های مردم دنیا را نیز از نشانه‌های خالق جهان برمی‌شمارد و می‌فرماید:

    «و از نشانه‌های او آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف زبان‌های شما و رنگ‌های شما است.»( روم،22)

    4.1.3 تنوع ادیان

    از آنجا که انسان موجودی است برخوردار از اندیشه و فهم، از همان آغاز حیات بشری، دین همراه و همزاد او بوده؛ به همین دلیل بعضی از دانشمندان تاریخ ادیان معتقدند که دین با آغاز تاریخ حیات بشری روی زمین، یعنی حدود دو میلیون سال پیش آغاز گشته است(جمعی از علما، ج 10، ص 1569).

    ازاین‌رو شمار بسیاری از مورخان باور دارند که در طول تاریخ، ملل و جوامع زیادی بوده‌اند که از هیچ علم، دانش، هنر، فلسفه و تمدنی برخوردار نبوده‌اند، اما هیچ جامعه انسانی را بدون دین نمی‌توان یافت.

    همان‌گونه که تنوع و تفاوت در ابعاد مختلف زندگی بشر پدیدار گشته، در زمینه دین نیز این تنوع مشاهده می‌شود. اما خداوند سبحان، انسان را سرگردان رها نکرده تا در برابر امواج سؤالات بی‌پناه بماند، بلکه برای یافتن پاسخ صحیح، پیامبران را فرستاد تا بشر را به دین استوار و صراط مستقیم رهنمون سازند.

    با توجه به آیات قرآن کریم درباره ادیان، درمی‌یابیم که آیات بسیاری به ادیان مختلف بشری اشاره دارد. در این باره بیان چند نکته مهم به نظر می‌رسد:

    اول: وجود تنوع و تعدد دینی را نمی‌توان نادیده انگاشت: «در دین هیچ اجباری نیست.»( بقره، 256)

    «دین شما برای خودتان و دین من برای خودم».( کافرون، 6)

    دوم: مؤمن در دعوت دیگران به دین خود باید شیوه مناسب را در پیش گرفته، از جدل و جنجال بپرهیزد: «با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن.»( نحل،125)

    سوم: انسان در دینداری و انتخاب عقیده باید رسیدن به حقیقت را هدف خویش قرار دهد، پس برای جستجوی حقیقت و یافتن راه راست نسبت به ادیان و آرای دیگر نیز باید تحقیق و بررسی نمود «آنان که به سخن گوش فرامی‌دهند و بهترین آن را پیروی می‌کنند.»( زمر، 18)

    چهارم: اختلاف ادیان در میان بشر نباید به درگیری و نزاع منجر شود؛ زیرا اصل و اساس در میان مردم جهان، همزیستی مسالمت‌آمیز و یکپارچگی و داشتن روابط براساس احترام متقابل می‌باشد.

    4.2 تنوع و اختلاف از دیدگاه اسلام

    دیدگاه اسلام درباره تنوع و تمایز میان فرزندان آدمی چیست؟

    قرآن کریم شمار زیادی از مظاهر تنوع در خلقت و حیات را برشمرده است تا انسان‌ها را به تأمل و تفکر فراخواند. بعضی از مهم‌ترین دلایل این تنوع عبارتند از:

    4.2.1 تنوع به منظور شناخت

    تنوع نتیجه تمایز در فرهنگ‌ها، روش‌ها و شرایط زندگی و یا عوامل دیگری می‌باشد. این تنوع پدیده آمده در حیات بشر راهی است برای شناخت و ارتباط جوامع مختلف بشری، زیرا هر مجموعه انسانی می‌خواهد واقعیات دیگر مجامع را بشناسد؛ چراکه انسان ذاتاً دانستن را دوست دارد و به علم و دانش گرایش دارد. از همین روی می‌خواهد با دیگر ابنای بشر ارتباط برقرار کند و با آنان آشنا گردد.

    ازهمین‌روی قرآن کریم به حقیقت تنوع بشری اشاره می‌کند و آن را راهی برای شناخت یکدیگر معرفی می‌کند(ر.ک. حجرات،13).

    4.2.2 رقابت سازنده

    کاملاً طبیعی به نظر می‌رسد که هر ملت و مجموعه بشری می‌خواهد در برابر دیگر مردمان موقعیت خود را تحکیم نماید و آن را تثبیت کند. اما راه مناسب تحقق چنین هدفی چیست؟ به نظر ما برای رسیدن به این مقصود دو روش وجود دارد:

    اول: تلاش برای نابودی و به ضعف کشانیدن دیگران؛ اگر این هدف محقق شود و یک مجموعه بتواند جلوی پیشرفت دیگران را بگیرد، در میدان رقابت، خود قوی می‌ماند. زیرا قدرت مزاحمی برای خود باقی نمی‌گذارد.

    دوم: تمرکز بر تقویت خود و رشد توانایی‌ها به منظور پیشی گرفتن از دیگران. راه اولی روش نزاع و درگیری است اما راه دوم یک رقابت سازنده قلمداد می‌شود. مثال ساده آن مسابقه دومیدانی است. در نظر بگیرید دو نفر در یک مسابقه دو شرکت کرده‌اند. هر کدام از این دو تلاش می‌کند تا مسافت بیشتری بدود و جلو بیافتد.

    قرآن کریم نیز انسان‌ها را به استفاده از واقعیت «تنوع» در جهت ایجاد روحیه رقابت سازنده و مثبت فرامی‌خواند. تا هر گروه از راه ساختن خویش و تلاش در انجام امور خیر و شایسته و خدمت‌رسانی بتواند برتری و پیشرفت خود را به اثبات برساند:

    «برای هر یک از شما (امت‌ها) شریعت و راه روشنی قرار داده‌ایم و اگر خدا می‌خواست شما را یک امت قرار می‌داد ولی (خواست) تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید. پس در کارهای نیک بر یکدیگر سبقت بگیرید. بازگشت همه شما به سوی خداست. آن‌گاه درباره آنچه در آن اختلاف می‌کردید آگاهتان خواهد کرد.»( مائده،48)

    حکمت خداوند در ایجاد تفاوت میان انسان‌ها، آزمودن آنها بر اساس میزان توان ذاتی و امکانات طبیعی است که برای هر گروه و امتی فراهم ساخته است تا روشن شود کدام گروه شناخت و آگاهی از حیات و در به تسخیر درآوردن آن و در نتیجه کدام گروه در ایمان و عمل صالح برتر از دیگر اقوام می‌باشد.»( مدرسی،1419ق، ج 2، ص 393)

    بنابراین زندگی دنیوی میدان شکوفایی توان و انرژی انسان و بروز شایستگی‌ها و پیشرفت می‌باشد. رستگاری و پیروزی نیز از آن شایسته‌ترین خواهد بود.

    4.3 انواع اختلافات مذهبی

    الف. اختلاف معقول

    اختلاف معقول عبارتست از اختلافی که ناشی از چگونگی اطلاعات مربوط به مسئله و استعدادها، مخصوصاً نبوغ و عموم موضع‌گیری‌های طبیعی و قانونی است که اشخاص در ارتباط با حقائق دارند، مانند اختلاف نظر در دریافت واقعیّات عالم هستی از دیدگاه علوم نظری و فلسفه‌ها، این همان اختلاف معقول است که نه‌تنها نباید مورد تردید و انکار قرار بگیرد، بلکه موجب گسترش و عمق بیشتر در معارف نیز می‌گردد. روایت معروف «اختلاف امت من رحمت است»( محدث قمی، 1392، ج 2، ص 42) اشاره به همین اختلاف معقول می‌نماید. براساس همین نگرش بوده است که اکثریت قریب به اتّفاق دانشمندان اسلامی، چه در فقه و اصول و فهم احادیث، چه در فلسفه و کلام و ادبیات و غیر ذلک با کمال رضایت به بحث و کاوش و اظهار نظرهای مختلف می‌پرداختند و هیچیک دیگری را خارج از اسلام تلقی نمی‌کرد(ر.ک: جعفری،1363،ج7،ص45).

    ب. اختلاف نامعقول

    عبارتست از اختلافی که ناشی از عوامل غیرقانونی و انحرافی می‌باشد، مانند پیروی از هوی و هوس که از مهم‌ترین نمودهای آن، خودنمایی و شهرت‌پرستی است. در طول تاریخ، کسانی بوده‌اند که خواسته‌اند خود را مطرح کنند و با تظاهراتی مثل آزادی فکر، آزادی اراده و آزادی بیان، امّا در حقیقت با عشق به قدرت، مشهور شوند. عشقی که نهایت ناتوانی انسانی را اثبات می‌کند. همانگونه که در سازندگان و ترویج‌کنندگان مذاهب دروغین می‌بینیم، یکی از اساسی‌ترین عوامل به دست آوردن قدرت در طول تاریخ، ایجاد اختلاف در عقیده و ایده‌آل‌های متحدکنندۀ یک جامعه می‌گردد، بلکه گاهی عامل شدیدترین خصومت‌ها و تضادها در میان مردم یک یا چند جامعه می‌شود که در عمق، افکار و عقائد مشترک بسیاری با یکدیگر داشته‌اند. چون عقاید و آرمان‌ها تفسیرکنندۀ هدف و فلسفه حیات انسان‌هاست، بازی با آنها یا به وجود آوردن اختلاف‌های نامعقول میان انسان‌ها برای نیل به قدرت، یکی از ضدّانسانی‌ترین روش‌های قدرت‌طلبان محسوب می‌شود(موثقی،1375،ج 1، ص 28 ـ 26).

    4.4 عوامل پیدایش اختلاف و تفرقه

    یکی از بزرگترین ناهنجاری‌های جامعه مسئله اختلاف است روی همین جهت است که دین مبین اسلام با تعابیر تندی مسلمانان را از اختلاف و پراکندگی نهی کرده است پیامبر اکرم… می‌فرماید:

    «کسی که به اندازۀ یک وجب، از جماعت مسلمین کناره بگیرد و در آن حال بمیرد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است»(النیشابوری، 1329، ص 53)

    لذا برای ریشه‌کن کردن اختلاف و ناهنجاری‌های جامعه اسلامی ابتدا باید با علل آن مبارزه کرد نه با معلول، نفاق و اختلاف نوعی بیماری و ناهنجاری اجتماعی است و برای از بین بردن این بیماری و نیل به وحدت امت اسلامی ضروری است.

    4.4.1 ناپاکی‌های درونی

    همانطور که در کلام امام علی(ع)† هم گذشت از چیزهایی که سبب تفرقه و اختلاف در جامعه است ناپاکی‌های درونی افراد است و با مصادیق متعددی می‌تواند بروز کند که در ادامه به برخی از این مصادیق اشاره می‌شود:

    4.4.1.1خودمحوری

    کسی که خودمحور است فقط دنبال هوس‌های خویش است و به غیر از منافع شخصی به چیز دیگری نمی‌اندیشد و همه چیز را فدای مصالح مادی خویش می‌نماید. در نظر امیرالمؤمنین علی† منشأ تمام عقده‌هایی که منجر به اختلافات می‌شود، خودپرستی و خودمحوری می‌باشد و این  تلازم به حدی است که ایشان از اختلاف نیروها به اختلاف هوس‌ها تعبیر می‌نمایند و خودمحوری و خودپرستی را بزرگ‌ترین خطری می‌داند که هویت جامعه اسلامی را تهدید می‌کند(محمدی ری‌شهری، 1360، ص 37)

    4.4.1.2 کینه‌ورزی و عقده‌های شخصی

    در طول تاریخ افرادی را می‌توان پیدا کرد که به خاطر کینه و عقده‌های شخصی از جرگه اسلام هم خارج شده و حتی در مقابل جبهه حق و امام معصوم هم ایستادند و باعث اختلاف و شکاف در جامعه اسلامی شدند. افرادی که در زمان حکومت علی† به دلیل کینه‌ای که از او به خاطر جنگ‌های بدر، خیبر، حنین و... در دل داشتند در مقابل حضرت ایستادند دل‌هایشان مالامال از حقد و کینه نسبت به علی† بود. آن‌ها به بهانه‌های مختلف از جبهه حق جدا گشته و باعث از هم پاشیدگی امت مسلمان شدند.

    4.4.1.3 دنیاگرایی

    این از آفات اساسی است که مخصوصاً خواص یک جامعه را در معرض تهدید قرار می‌دهد، به‌طوری که به خاطر منافع شخصی از قبیل مال‌دوستی، ریاست‌طلبی و... تمام نیرو و قدرت خود را در مقابل جبهه حق قرار داده و با جمع‌آوری عده و عده برای نیل به امیال شیطانی خویش تلاش می‌نمایند. رسول اکرم… بزرگ‌ترین نگرانی امت خویش را دنیادوستی عنوان نموده است. و می‌فرماید:

    «بیشترین نگرانی من بر شما، از برکاتی است که خداوند از زمین بر شما عنایت می‌دارد.»، وقتی از حضرت سؤال کردند که منظورتان از برکات چیست؟ ایشان در جواب فرمودند: «زهرة الدنیا»؛ «زیبایی دنیا»( فیض کاشانی، 1387، ص 358).

    4.4.1.4 تعصب و جزم‌اندیشی

    تعصب طرفداری از اعتقادی غیر مستدل و غیرموجه است و یک حالت روانی است که چشمان انسان را می‌بندد، تا حقایق و واقعیت‌ها را نبیند به گونه‌ای که در مقابل حقایق از خود مقاومت نشان می‌دهد و به هیچ صورت آن را نمی‌پذیرد افراد متعصب، عقاید و اندیشه دیگران را باطل و خود را حق می‌دانند و برداشت خود را صحیح و فهم دیگران را نادرست تلقی می‌نمایند و به عقل و منطق و استدلال توجه نمی‌کنند و در واقع اینان ایمان ندارند. زیرا ایمان ریشه در عقلانیت و آگاهی دارد. در حالی که شخص متعصب بر جهل و عدم توجه به منطق و استدلال که مایه سقوط فرد و جامعه است اصرار دارد. انسانی که تعصب دارد از مرام و مسلک و حزبی، به‌طور مطلق، حتی پس از دانستن بطلان آن، حمایت می‌نماید، همان طور که مشرکان می‌گفتند:

    «ما پدران خود را بر آئینی یافتیم و به آثار آنان اقتدا می‌کنیم»( زخرف،23).

    طرفداری از اعتقادی خاص هنگامی که با تعصب و جزم‌انگاری توأم شود، باعث می‌شود که شخص در زمان نیاز به موضع‌گیری از اظهار حقایق عاجز شود و در حق دیگران از نسبت‌های ناروا و اهانت‌ها دریغ نکند و در نهایت آن‌ها را تکفیر نماید در تاریخ قبل از اسلام مشاهده می‌شود در میان اعراب تعصبات قبیله‌ای به شدت رایج بود و این مسأله همواره باعث جنگ و خونریزی بود.

    4.4.2 کفر و بی‌ایمانی

    از مهم‌ترین اسباب تفرقه، ایمان نداشتن به خداست. در جامعه‌ای که جهان مادی را اصل می‌داند، هر دسته و گروهی برای دست‌یابی به دنیا با هر وسیله‌ای تلاش می‌کند. در نتیجه، آن جامعه دچار تفرقه و چندگانگی می‌شود. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

    آنان که به خدا و رسولان او کافر می‌شوند و می‌خواهند که میان خدا و پیامبرانش جدایی اندازند (یعنی می‌گویند که اینان فرستاده خدا نیستند) و می‌گویند که ما به برخی از گفتار پیامبران ایمان آورده‌ایم و به برخی دیگر ایمان نیاورده‌ایم و می‌خواهند میان کفر و ایمان راهی (از روی هوا و هوس) اختیار کنند(نساء،150).

    4.4.3 بی‌بهره بودن از خردورزی

    خداوند در وصف یهودیان، دلیل استقامت نکردن آنان را در جنگ‌ها، پراکندگی دل‌های آنها می‌داند و بهره نبردن از اندیشه و خردورزی را سبب پراکندگی دل‌ها می‌شمارد:

    (یهودیان از ترس) بر جنگ با شما جمع نمی‌شوند مگر در قریه محکم حصار یا پشت دیوار، دشمنی و کارزار بین خودشان سخت است، (ولی هنگام کارزار با دیگری فرار می‌کنند و) شما آنان را جمع و متفق می‌پندارید، در صورتی که دل‌هایشان سخت متفرق است؛ زیرا آن قوم دارای فهم و عقل نیستند(حشر،14).

    4.4.4 جدایی روحی و جسمی

    جدایی و دوری جسمی به تدریج به جدایی روحی و اختلاف عقاید می‌انجامد. شاید از آیه زیر همراه با تفسیر آن بتوان این نکته را نتیجه گرفت:

    و شما مسلمانان مانند ملت‌هایی نباشید که پس از آنکه آیات و ادله روشن (از جانب خدا) برای هدایت آنها آمد، باز راه تفرقه و اختلاف را پیمودند(آل عمران، 105).

    بعید نیست که جمله « مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّناتُ» متعلق به «اخْتَلَفُوا» تنها باشد. بنابراین، مراد از اختلاف، جدایی از نظر عقیده است، چنان‌که مقصود از تفرقه، جدایی و پراکندگی از نظر بدن‌هاست. دلیل مقدّم داشتن تفرقه بر اختلاف آن است که جنبه مقدمه‌ای دارد و مؤدی به آن می‌شود؛ زیرا مردم هر اندازه در حال اجتماع باشند و با هم الفت پیدا کنند، عقایدشان به یکدیگر نزدیک‌تر می‌شود و با هم متحد می‌شوند. وقتی تفرقه داشتند و از یکدیگر جدا شدند، آن دوری و جدایی خواه ناخواه موجب اختلاف مشرب‌ها و مسلک‌ها می‌شود تا جایی که وحدت و یگانگی به‌طور کلی از میان آنان رخت برمی‌بندد. به هر حال، معنای آیه این گونه می‌شود:

    «مانند کسانی نباشید که از یکدیگر جدا شدند و از جماعت کناره‌گیری کردند تا سرانجام، آن کناره‌گیری و جدایی موجب اختلاف آنان در آرا و عقاید شد.» اگر مردمی از اجتماع و تعاون دست بردارند و به جاده اتحاد گام ننهند، ستمی بزرگ بر خویشتن روا داشته‌اند(نک: طباطبایی،1360، ج 3، ص 374، ذیل آیه 105، سوره آل عمران).

    4.4.5 فتنه‌های بیرونی

    دسته دیگری از عوامل که باعث اختلاف در درون خانواده امت اسلام می‌شود عوامل بیرونی‌اند، عواملی مثل وسوسه افراد شرور و فرصت‌طلب، کسانی که یا از طرف دشمن مأمورند یا برای منافع خود دست به توطئه زده و ایجاد فتنه کرده و بین افراد و گروه‌ها و قبیله‌ها که به طور مسالمت‌آمیز در کنار هم زندگی می‌کنند تفرقه می‌اندازند. علی† سرچشمه تمام این فتنه‌ها را شیطان می‌داند و از او به عنوان عامل ایجاد اختلاف و شکاف نام می‌برند و می‌فرماید:

    «شیطان راه‌های خود را بر شما هموار می‌کند، می‌خواهد با گسستن گروه‌های همبستگی و ایجاد شکاف در صفوف متحد شما دینتان را سست کند و به جای همبستگی و اتحاد، تفرقه و نفاق در میان شما ایجاد نماید، در نتیجه تفرقه و آشوب و فساد در جامعه پدید آورد بنابراین ضروری است که شما با وسوسه‌ها و افسون‌های او پیکار کنید.»( دشتی،1384،خطبه 121)

    در قرآن کریم «شیطان» در دو معنا به کار رفته است:

    به معنای انسان‌هایی که در صدد گمراهی و به دام افکندن همنوعان خویش هستند.

    به معنای موجودات غیبی که در دل آدمی وسوسه ایجاد می‌نمایند(محمدی ری‌شهری،1360، ص 41.).

    4.4.5.1 دوستی با کافران و دشمنان

    قرآن کریم در موارد متعدد، مسلمانان را از دوستی با کافران و دشمنان اسلام برحذر می‌دارد. از جمله می‌خوانیم:

    ای اهل ایمان، یهود و نصارا را به دوستی مگیرید. آنان بعضی دوست‌دار بعضی دیگرند و هر که از شما مؤمنان با آنها دوستی کند، به حقیقت، از آنان خواهد بود. همانا خدا، ستم‌کاران را هدایت نخواهد کرد(مائده، 51).

    باید دانست برقراری دوستی با تقلید کورکورانه و پیروی از قدرت‌های جهانی و بیگانه تفاوت دارد. عقب‌ماندگی ملت‌های اسلامی در صنعت به همراه فقر فرهنگی، بعضی از آنان را وادار می‌کند که از عادت‌ها و رسوم غرب برای خود الگو بسازند و به پندار خود می‌اندیشند تقلید در پوشاک و خوراک و وسایل تجملی، صنعت و تکنیک و علوم پیشرفته را برایشان به ارمغان خواهد آورد، غافل از آنکه جز ذلت و وابستگی و دودستگی، سودی نخواهد داشت. اصولاً بسیاری از خواری‌های مسلمانان در همین خودکم‌بینی‌ها ریشه دارد.

    4.4.5.2اختلاف نظری اهل علم

    یکی از آسیب‌هایی که ممکن است متوجه جامعه شود، اختلاف زیاد در فتاوا و احکام است. هرگاه نظر خواص مردم با هم متفاوت باشد، تکلیف عامه مردم روشن است. اختلاف علما در بعضی امور، مثل مسائل عبادی، مشکلی به وجود نمی‌آورد، ولی اختلاف در مسائل اجتماعی و حکومتی، در سیر تکاملی و به‌هم‌پیوستگی جامعه اثر بسزایی می‌گذارد. حضرت علی† از این عامل چنین یاد می‌کند:

    گاهی یک دعوا مطرح می‌شود و قاضی به رأی خود حکم می‌کند. پس از آن، عین جریان نزد قاضی دیگری عنوان می‌شود و درست بر خلاف اولی رأی می‌دهد. پس همه نزد پیشوایان که آنان را به قضاوت منصوب داشته‌اند، گرد می‌آیند. او رأی همه را تصدیق می‌کند و فتوای همگان را درست می‌شمارد. در صورتی که خدای آنها یکی، پیامبرشان یکی و کتابشان یکی است. آیا خداوند متعال آنها را به پراکندگی و اختلاف فرمان داده است و آنها اطاعتش کرده‌اند یا آنها را از اختلاف نهی فرموده است و معصیتش کرده‌اند(صالح،1414ق، ص 160؛ فیض‌الاسلام،1368، ص 74).

    4.4.5.3رهبران ناشایسته

    اگر رهبری جامعه به دست کسانی باشد که ریاست را شغل خویش قرار می‌دهند و آن را گذرگاهی برای رسیدن به منافع شخصی می‌دانند، آن جامعه روی رستگاری را نمی‌بیند. رهبری جامعه منحصر به پادشاهان و حاکمان و به‌عبارتی، گردانندگان امور سیاسی نیست، بلکه دانشمندان حتی در صورتی که در اجرای امور حکومتی نیز نقشی نداشته باشند، می‌توانند بالاترین سهم را در هدایت جامعه به عهده بگیرند. همچنین برخی از دانشمندان و رهبران فکری فاسد، با ایجاد ادیان و مذاهب منحرف و ساختن فرقه‌ها و دسته‌هایی که به ظاهر هدفمندند، ولی در واقع، جز دنیاپرستی و اجرای توطئه استعمارگران، هدف دیگری ندارند، در خدمت اهداف استعمار قرار می‌گیرند.

    4.4.5.4 تلاش استعمارگران برای اختلاف و تفرقه افکنی

    از برنامه‌های استعمارگران برای اختلاف و تفرقه‌افکنی می‌توان از این موارد یاد کرد:

    - تلاش برای قطع ارتباط امت اسلامی با تاریخ درخشانش که میان ملت‌های اسلامی مشترک است.

    - قطع ارتباط ملت با زبان قرآن و گسترش و رواج زبان‌های محلی و عامیانه و رواج زبان‌های غربی نه به هدف رواج زبانی جهانی و سودمند، بلکه به عنوان جانشینی برای زبان اصیل عربی.

    - گسترش روح تنگ‌نظرانه ملی‌گرایی که عامل دیگری برای ایجاد دشمنی و کینه‌توزی است.

    - کوشش برای نابودی آثار و نشانه‌های شخصیت اسلامی و به دنبال آن، از بین بردن هویت اسلامی.

    - پاره پاره ساختن جهان اسلام به واحدهای سیاسی

    - نابود کردن شخصیت اقتصادی مستقل امت و مرتبط ساختن آن به دایره بزرگ اقتصادی و به دنبال آن، بهره‌برداری از این وابستگی برای هدف‌های فرهنگی و سیاسی خود، راه‌کار دیگر استعمار است.

    - اجرای برنامه‌های گسترده برای ضربه زدن به اخلاقیات اسلامی، از گسترش شخصیت منسجم اسلامی جلوگیری می‌کند و نابودی روابط و علایق سالم خانوادگی و تحریک غرایز را در پی دارد. استعمارگران این کار را به‌طور یکسان در سطح نظری با رواج اندیشه‌های نابودکننده اخلاق مانند نسبیت در اخلاق (نسبی بودن معیارهای اخلاقی) و تردید در حرمت احکام دینی اجرا می‌کنند(علل انحطاط تمدن‌ها از دیدگاه قرآن، ص 240 و 241، به نقل از: مقاله «روش‌های نفوذ فرهنگی غرب در جهان اسلام و راه مقابله با آن»، از مقالات هفتمین کنفرانس اندیشه اسلامی، ص 7 ـ 9).

    5- نتیجه گیری و راهبردهای همگرایی:

    نتایج و آثار اختلافات و تفرقه‌های مذهبی

    قرآن برای اختلاف و تفرقه آثار مخربی را ذکر می‌کند و از مردم می‌خواهد به جهت رهایی از پیامدهای زشت و زیانبار این آثار دست از اختلاف و تفرقه بردارند و به اتحاد و همبستگی روی آورند. در ذیل به برخی از آثار اختلاف و تفرقه اشاره می‌کنیم:

    1. سیطره کفار و ظالمین بر مؤمنین و مسلمانان

    از نتایج تفرقه سیطره کفار بر مسلمانان است نبی مکرم اسلام… در همین زمینه می‌فرمایند:

    «هیچ امّتی پس از پیامبرشان اختلاف نکردند؛ مگر آنکه گروه باطل بر حق‌گرایان چیره و مسلّط شدند»( ابن‌شعبه حرانی، 1404 ق،ص445)

    قرآن با بیان داستان قوم موسی† به انگیزه و سیاست‌های فرعونی در ایجاد تفرقه و اختلاف میان قوم بنی‌اسرائیل اشاره می‌کند و درباره شیوه سیطره ذلت‌آفرین فرعون می‌فرماید:

    «فرعون در زمین علو و برتری جست و اهل زمین را به گروه‌ها و دسته‌های چندی تقسیم کرد تا گروهی از ایشان را ضعیف و ناتوان قرار دهد و به قتل و کشتار برخی اقدام کند و زنانشان را به بی‌حیایی کشد و آنان را برای مقاصد نفسانی و شوم، زنده نگه دارد»( قصص، 4).

    در تفسیر نمونه ذیل این آیه شریفه می‌فرماید:

    «فرعون برای تقویت کردن پایه‌های استکبار خود به چند جنایت بزرگ دست زد: نخست "کوشید در میان مردم مصر تفرقه بیندازد" (وَجَعَلَ أهلَها شِیَعاً). همان سیاستی که در طول تاریخ پایه اصلی حکومت مستکبران را تشکیل می‌داده است، چرا که حکومت یک اقلیت ناچیز بر یک اکثریت بزرگ جز با برنامه "تفرقه بینداز و حکومت کن" امکان‌پذیر نیست! آنها همیشه از "توحید کلمه" و "کلمه توحید" وحشت داشته و دارند، آنها از پیوستگی صفوف مردم به شدت می‌ترسند، و به همین دلیل حکومت طبقاتی تنها راه حفظ آنان است، همان کاری که فرعون و فراعنه در هر عصر و زمان کرده و می‌کنند»( مکارم شیرازی ، 1374، ج 16، ص 12).

    2. حاکم شدن کم‌خردان و فرومایگان

    یکی دیگر از آثار تفرقه، حاکم شدن فرومایگان و افراد پست بر افراد فرهیخته و نخبه است؛ زیرا با اختلاف، فرهیختگان و نخبگان قوم تضعیف شده و از صحنه کنار گذاشته می‌شوند و یا با ترور فیزیکی از بین خواهند رفت و زمینه برای قدرت یافتن فرومایگان فراهم می‌شود. برخی از مفسرین تعبیر برانگیختن عذاب از زیر پای مردم که در آیه 65 انعام آمده را به معنای قدرت یافتن فرومایگان و کسانی دانسته‌اند که بی‌خیرند(علی‌بن‌ابراهیم القمی، 1404 ق، ج 1، ص 211).

    3. ناامنی و خونریزی

    از دیگر آثار شوم و پیامدهای زیانبار تفرقه و اختلاف بین امت اسلامی ایجاد ناامنی و در نتیجه خونریزی در جامعه خواهد بود. قرآن هشدار می‌دهد که در پی اختلاف اگر جنگی برافروخته شود تنها دامن فتنه‌جویان را نمی‌گیرد بلکه همه از این آتش زیان می‌بینند و می‌فرماید:

    «و از فتنه‌ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد؛ (بلکه همه را فرا خواهد گرفت؛ چرا که دیگران سکوت اختیار کردند.) و بدانید خداوند کیفر شدید دارد.»( انفال، 25)

    در تفسیر نمونه ذیل این آیه آمده:

    «فتنه به معنای بلاها و مصائب اجتماعی است که دامن همه را می‌گیرد و به اصطلاح خشک و تر در آن می‌سوزند و در حقیقت خاصیت حوادث اجتماعی چنین است هنگامی که جامعه در ادای رسالت خود کوتاهی کند و بر اثر آن قانون‌شکنی‌ها و هرج و مرج‌ها و ناامنی‌ها و مانند آن به بار آید نیکان و بدان در آتش آن می‌سوزند و این اخطاری است که خداوند در این آیه به همه جوامع اسلامی می‌کند و مفهوم آن این است»(مکارم شیرازی، 1374، ج 7، ص 131)

    4. از بین رفتن هیبت و ابهت امت اسلامی

    از دیگر آثار تنازع و تفرقه، از بین رفتن ابهت و شوکت مسلمانان و جامعه اسلامی است. زمانی که مردم به مخالفت و دشمنی باهم پرداختند و نیرویی که باید صرف مبارزه با دشمن بکنند از بین رفت ضعیف شده و هیبتی که در برابر دشمن داشت از بین خواهد رفت و دشمن جرأت تعرض به خاک و مال و ناموس آنها را پیدا می‌کند خداوند می‌فرماید:

    «از خدا و رسولش اطاعت کنید و با یکدیگر به نزاع نپردازید چرا که فشل خواهید شد و ابهت شما از بین خواهد رفت»( انفال،46).

    در برخی تفاسیر «وَلاتَنَازَعُوا» به معنی اختلاف نکنید آمده است(طباطبایی، 1374، ج 9، ص 96).

    واژه «ریح» را لغت‌نویسان و مفسران از جمله صاحب مفردات این‌گونه معنا کرده‌اند:

    «ریح» گاهی به مفهوم پیروزی و غلبه به کار می‌رود. مجمع‌البیان گوید: «تذهب ریحکم» یعنی «تذهب صولتکم و قوتکم»( طبرسی، 1372، ج 4، ص 843) ذهاب ریح به معنای از دست دادن صولت و قدرت است تفسیر المحرر الوجیز می‌گوید: مراد از ریح نصر و قوت است(ابن‌عطیه اندلسی، 1413 ق، ج 2، ص 537). زمخشری می‌گوید: «الریح: الدوله»( زمخشری ، 1407 ق، ج 2، ص 226).

    به هر تقدیر، باد سمبل حرکت است، عامل حرکت کشتی‌ها، جدایی کاه از دانه، عامل گردافشانی و تلقیح گیاهان و درختان و بشارت‌دهنده باران می‌باشد. این که قرآن می‌گوید: نزاع و اختلاف مایه ذهاب ریح است یعنی آنچه جامعه دینی را به حرکت درمی‌آورد و حیات و عزتمندی و شوکت می‌دهد وحدت و همدلی است، اگر کشمکش و تفرقه در این جامعه نفوذ کرد همه این حرکت‌ها و برکت‌ها از بین خواهد رفت.

    5. فشل شدن و شکست

    از دیگر آثاری که اختلاف و تفرقه به دنبال دارد شکست است قرآن می‌فرماید:

    «منازعه نکنید و درگیری در جامعه بوجود نیاورید تا ضعیف و سست نشوید»( آل عمران، 152).

    بر اساس اصول جامعه شناختی قرآن، نزاع و درگیری باعث تضعیف و در نهایت نابودی جامعه اسلامی می‌شود. با مراجعه به تاریخ می‌بینیم چه بسیار حکومت‌هایی بر سر کار آمدند و به حق هم بودند اما در اثر سستی و کاهلی و تفرقه، شکست خوردند و دشمن بر آن‌ها غلبه کرد نمونه بارز آن شکست لشکریان اسلام در جنگ احد است. هنگامی که مسلمانان با دادن تلفات و خسارات سنگین به مدینه بازگشتند می‌گفتند مگر خداوند به ما وعده فتح و پیروزی نداده بود؟ پس چرا در این جنگ شکست خوردیم؟ خداوند در پاسخ به آنها می‌فرماید:

    «خداوند، وعده خود را به شما، (درباره پیروزی بر دشمن در احد،) تحقق بخشید؛ در آن هنگام (که در آغاز جنگ،) دشمنان را به فرمان او، به قتل می‌رساندید؛ (و این پیروزی ادامه داشت) تا اینکه سست شدید؛ و (بر سر رها کردن سنگرها) در کار خود به نزاع پرداختید»( آل عمران، 152).

    راهبردها و راه‌کارهای هم‌گرایی

    برای عبور از موانع و مشکلات و رسیدن به ثبات و نقطه مطلوب در هم‌گرایی جهان اسلام باید به دنبال راه‌کارها و راهبردهای میان مدت و بلندمدت بود. هم‌گرایی هرچه عمیق‌تر و ابعاد گسترده‌تری داشته باشد، از استحکام و پایایی بیشتری برخوردار است.

    با توجه به آسیب‌های مطرح شده در بخش قبلی می‌توان راهکارها و راهبردهای هم‌گرایی را در سه سطح زیر مطرح کرد:

    1. در سطح نخبگان و اندیشمندان

    مهمترین بخش در رساندن جامعه به هم‌گرایی و وحدت، نخبگان و متفکرین و دانشمندان هستند. راه‌کارها و راهبردهایی که می‌توان در این سطح بیان نموده و قابل پیگیری می‌باشد، به شرح زیر است:

    ـ به رسمیت شناختن اختلاف سلیقه و اندیشه پایبندی به اصول و ادبیات نقد

    ـ تکیه بر عناصر مشترک دینی

    ـ بحث و گفتگوی عالمانه و منصفانه همراه با رعایت اصول اخلاقی

    ـ رفع سوء تفاهم: شهید مطهری درباره این آسیب چنین می‌نگارد: «یکی از ابتلائات مسلمین این است که گذشته از این که از لحاظ پاره‌ای معتقدات تفرق و تشتت پیدا کرده‌اند و مذهب‌ها و فرقه‌ها در میان آنها پیدا شده است دچار سوءتفاهمات زیادی نسبت به یکدیگر می‌باشند. یعنی گذشته از پاره‌ای اختلافات عقیده‌ای دچار توهمات بیجای بسیاری درباره یکدیگر می‌باشند در گذشته و حاضر آتش‌افروزانی بوده و هستند که کوشش‌شان بر این بوده و هست که بر بدبینی‌های مسلمین نسبت به یکدیگر بیفزایند. تهدیدی که از ناحیه سوءتفاهمات بیجا و خوب درک نکردن یکدیگر متوجه مسلمین است بیش از آن است که از ناحیه خود اختلافات مذهبی متوجه آنها است.»( مطهری، 1387، ص 204)

    ـ خرافه‌زدایی

    ـ شناسایی کانون فساد و منشأ اختلاف

    ـ جلوگیری از تبلیغات منفی مذهبی

    2. در سطح ملت‌ها

    در این زمینه می‌توان به راهکارهای زیر اشاره نمود:

          ـ روحیه تعامل و مدارا در برخورد با مخالفان (همدلی):

    ـ رعایت حقوق متقابل (احترام متقابل): دلیل این اصل و قاعده روایاتی است که از اهل بیت‰ رسیده است. در وصیت امام علی† به فرزندش حسن† آمده است که فرمود: «پسرکم! خود را میان خویش و دیگری میزانی بشمار، پس آنچه برای خود دوست می‌داری برای جز خود دوست بدار. و آنچه تو را خوش نیاید برای او ناخوش بشمار. و ستم مکن چنان که دوست نداری بر تو ستم رود، و نیکی کن چنان که دوست می‌داری به تو نیکی کنند. و آنچه از جز خود زشت می‌داری برای خود زشت بدان، و از مردم برای خود آن را بپسند که از خود می‌پسندی در حق آنان، و مگوی ـ به دیگران آنچه خوش نداری شنیدن آن ـ و مگو آنچه را ندانی، هرچند اندک بود آنچه می‌دانی، و مگو آنچه را دوست نداری به تو گویند»( دشتی،1384، نامه 31).

         ـ احترام به مقدسات صاحبان مذاهب

    3. در سطح دولت‌ها

    در راستای هم‌گرایی جهان اسلام در سطح دولت‌ها می‌توان به موارد فوق اشاره نمود:

    ـ اتخاذ سیاست‌هایی که بتوان امت اسلامی را به وحدت رساند.

    ـ تصویب قوانینی در کشورهای اسلامی، برای جلوگیری عملی از اختلاف و امکان بازخواست از دولت‌های حمایت‌گر از مسببان تفرقه.

    ـ تعمیق روابط کشورهای اسلامی: هرچند وابستگی بسیاری از دولت‌های اسلامی به قدرت‌های بزرگ، روابط حسنه بین کشورهای اسلامی را با مشکل روبه‌رو ساخته، اما نزدیک‌تر شدن دولت‌های اسلامی به یکدیگر و تأکید بر منافع مشترک بر محور تعالیم اسلامی، زمینه سوء استفاده دشمنان اسلام را از جدایی بین کشورهای اسلامی کاهش خواهد داد.

    ـ استفاده از ظرفیت سازمان کنفرانس اسلامی و بخش‌های مختلف آن

    ـ تأسیس رسانه‌های فراگیر بین دولتی که بر مبنای تقریب و هم‌گرایی که به تولید آثار مشترک بپردازد.

    ـ حمایت از مجامع علمی و اندیشمندانی که در جهت هم‌گرایی جهان اسلام به کوشش علمی و عملی مشغول هستند.

    منابع و مآخذ

    1- قرآن کریم.

    2- ابن‌شعبه حرانی، حسن‌بن‌علی (1404ق). تحف العقول،قم:جامعه مدرسین.

    3- ابن‌عطیه اندلسی (1413ق). المحرر الوجیز، فی تفسیر الکتاب العزیز،تحقیق عبدالسلام عبدالشافی، محمد بنان،بیروت:دارالکتب العلمیه.

    4- النیشابوری ،مسلم (1329ق). صحیح مسلم، بیروت:دارالفکر، باب اماره.

    5- بیانات مقام معظم رهبری، 2/10/1380 و 18/2/1383.

    6- جعفری، محمدتقی (1363). تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی جلال‌الدین محمد بلخی، ج7،تهران:انتشارات اسلامی.

    7-دشتی،محمد (1384). نهج‌البلاغه، قم:مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین علیه السلام.

    8- راغب اصفهانی، حسین‌بن‌محمد (1412ق). مفردات الفاظ القرآن، بیروت: دارالقلم.

    9- رشاد، (بی تا). گاهنامه آموزشی حفاظت اطلاعات سپاه.

    10- زمخشری، محمود (1407ق). الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل،بیروت: دارالکتاب العربی.

    11- صالح ،صبحی  (1414ق).نهچ البلاغه ،قم:نشر موسسه دارالهجره.

    12- طباطبایی، محمدحسین (1360). تفسیرالمیزان، ج3،مترجم،موسوی همدانی، سیدمحمدباقر،قم:دفتر انتشارات اسلامی، ج مدرسین حوزه علمیه .

    13- طباطبایی، محمدحسین (1360). تفسیرالمیزان، ج9،مترجم،موسوی همدانی، سیدمحمدباقر،قم:دفتر انتشارات اسلامی، ج مدرسین حوزه علمیه .

    14- طبرسی ،فضل بن حسن (1372). مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن،ج4،تهران: ناصرخسرو.

    15- علل انحطاط تمدن‌ها از دیدگاه قرآن، به نقل از: مقاله «روش‌های نفوذ فرهنگی غرب در جهان اسلام و راه مقابله با آن»، از مقالات هفتمین کنفرانس اندیشه اسلامی.

    16- علی‌بن‌ابراهیم القمی (1404ق). تفسیر قمی، تصحیح: سید طیب موسوی جزائری،قم: دارالکتاب للطباعه والنشر.

    17- عمید، حسن (1363). فرهنگ فارسی،تهران: امیرکبیر.

    18- فصلنامه مطالعات سیاسی روز، سال چهارم، ش 18، زمستان 1384، ص 90.

    19- فیض الاسلام ،علی نقی (1368).نهج البلاغه،تهران:انتشارات سازمان چاپ و انتشارات فقیه.

    20- فیض کاشانی، محسن (1387). المحجة البیضاء، مجموعه ورام، آداب و اخلاق در اسلام، ترجمه عطایی،محمدرضا، مشهد: بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی.

    21- محدث قمی (1392). سفینة البحار،قم:اسوه.

    22- محمدی ری‌شهری، محمد (1360). رمز تداوم انقلاب در نهج‌البلاغه، تهران، یاسر.

    23- مدرسی، محمدتقی (1419ق). من هدی القرآن،تهران:دارمحبی الحسین.

    24- مطهری، مرتضی (1387). یادداشت، تهران: صدرا.

    25- مکارم شیرازی، ناصر (1374). تفسیر نمونه،نهران: دارالکتب الاسلامیه.

    26- موثقی، سیداحمد (1375). استراتژی وحدت در اندیشۀ سیاسی اسلام، ج 1، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیۀ قم.

    27- مجموعة من العلماء والباحثين (1419ق). الموسوعة العربیة العالمیه. ج10،بیروت:مؤسسة أعمال الموسوعة للنشر والتوزيع.

    28- نوروزی، محمدتقی (1385). فرهنگ دفاعی ـ امنیتی، تهران: انتشارات سنا.

    • متن اصلی مقاله : دانلود فايل
    • <#f:7352/> : <#f:7353/>
    • <#f:9774/> : <#f:9775/>
    • <#f:9776/> : <#f:9777/>