• هندوئیسم و معنویت
  • «هندوئیسم» نام دین غالب درهندوستان و یکی از قدیمی‌ترین ادیان زنده درجهان امروز است. واژه «هندو» از زبان فارسی باستان گرفته شده ومهاجمین ایرانی درقرن هشتم این واژه را برای اشاره به ساکنین مناطق آن سوی رودخانه سند به کار می‌بردند.
    دوکتاب بسیار مقدس هندوئیسم عبارت‌اند از «رامایانا» و «مهابراتا» که نماینگر ارزش‌های نمادین دینی، اخلاقی ومعنوی هندوئیسم به شمار می‌روند. «ودا» ها که قدیمی‌ترین متون مقدس هندو هستندکهن ترین کتاب مقدس درجهان نیزمحسوب می‌شوند نزد هندوها برترین و گرانبهاترین منبع هدایت به شمار می‌روند. هندوئیسم هم دینی یکتاپرست و هم چندخدایی است زیرا خدایان والهه های بی شماری درفرقه های آن پرستش می‌شود وبا وجود این هندوها به ذات مطلقی به نام"برهمن"معتقدند. اساس هندوئیسم بر پایه‌ی فلسفه‌ی عمل، قوانین و رستگاری استواراست وروح درنظر آنان فناناپذیراست. هندوئیسم همچنین دارای روش‌هایی است که انسان با رعایت آنهابه «موکشا» یا رستگاری می‌رسد و این روش‌ها بهترین رویکرد روحانی در دین هندو هستند.

  • مقدمه
    سرآغاز ومنشأ هندوئیسم به صورت دین ودایی آریایی‌هایی بوده است که پیش ازمیلاد مسیح به هند مهاجرت کرده‌اند. تماس و برخورد دین ودایی با ادیان بومی ومحلی جاینی وبودایی تأثیر مهمی برآن برجای گذاشت درخلال چند قرن دین ودایی راه‌هایی رابه منظورادغام اعتقاد به کارما، تولد مجدد ورهایی دردرون خود پیدا کرد وآنچه ازدل این تماس وبرخورد سربرآورد دین هندویی (هندوئیسم) بود. که مجموعه ای بس پیچیده ومتنوع می‌باشد. دراین مقاله سعی برآن شده تا شناخت مختصری ازهندوئیسم ارائه گردد. که درمجموع ازپنج فصل تشکیل شده است: درفصل اول به بحث درباره‌ی کلیات هندوئیسم پرداخت شده ودرفصل دوم شرح مختصری ازاعتقادات ومفاهیم دین هندو همچون ودا، آواتار وکاست ارائه شده درفصل سوم تعاریفی ازخدا درهندوئیسم ومراتب ورابطه ی خدایان ارائه شده ودرفصل چهارم اهداف دین هندویی ودرآخردرفصل پنجم مختصری ازمناسک و رسوم وآئین دین هندوئی بیان گردیده است.
    تعریف وتبیین هندوئیسم
    هندوئیسم نام دین غالب درهندوستان ویکی ازقدیمی ترین ادیان زنده درجهان امروزاست. هندوئیسم براساس تعالیم یک کتاب یا فرد معینی استوارنیست بلکه درطول هزاران سال وتوسط فلاسفه واندیشمندان بسیاری به شکل حاضردرآمده است. هندوئیسم هم دینی یکتاپرست وهم چند خدایی است. زیرا خدایان والهه های بی شماری درفرقه های متعدد هندوئیسم پرستش می‌شود وبا وجود این همه هندوها به ذات مطلقی به نام «برهمن» که درقالب زمان ومکان نمی‌گنجد، معتقدند. هندوئیسم ازفرقه های مختلفی تشکیل شده که هریک خدا یا الهه‌ی خاصی را می‌پرستند. اساس هندوئیسم برپایه ی فلسفه‌ی عمل، قوانین ورستگاری استواراست. هندوئیسم معتقد است که روح، «آناتا» یا فناناپذیراست. یعنی هیچ گاه نمی‌میرد بلکه در کالبد دیگری وارد می‌شود یا به ملکوت می‌پیوندد (اگرزندگی او، زندگی توأم باپرهیزکاری باشد)، طبق اصل کارما (عمل)، روح براساس اعمال گذشته تناسخ می‌یابد.
    ضرورت
    در این زمانه کنونی که عصر ارتباطات وفن آوری وپیشرفت رسانه‌ها می‌باشد جای بسی تأسف است که انسان‌ها به جای آنکه با دسترسی به اطلاعات درست دید روشنی از جهان، زندگی وایمان پیدا کنند گرفتارمکاتب و ادیان مختلف و ناقص و حتی دروغینی می‌شوند که باعث گمراهی خود وحتی دیگران می‌گردند. آن هم باوجود دین کاملی چون اسلام وهنوزدرجهان دین‌های زیادی دیده می‌شوند که طرفداران کمی هم ندارند وهرروزبه پیروان این ادیان ومکاتب اضافه می‌شود وحتی گاهی مسلمانان نیزدین اسلام راترک کرده وجذب این ادیان می‌شوند که تعداد آن‌ها نیزکم نیست دین‌هایی چون مسیحیت، یهودیت، بودیسم، هندوئیسم، بابیت و وهابیت و... واین درحالی است که حتی شناختی ازاین ادیان ندارند.
    هدف
    لازم است که یک مبلغ اسلام با ادیان مختلف آشنا شده ونقاط ضعف وقوت آن‌ها را بیابد وبرای تبلیغ دین اسلام به نحواحسن ازاین اطلاعات استفاده نماید وبامقایسه بین اسلام ودیگرادیان اشکالات وعیوب آن‌ها را روشن بنماید ودیگران را ازگمراهی وغفلت برهاند. مخصوساٌعوامل جذب این ادیان راشناسایی نماید ودرصدد رفع آن برآید.
    پیشینه‌ی هندوئیسم
    تمام آنچه راجع به قدیمی‌ترین مرحله‌ی حیات دینی درهندوستان می دانیم مرحله ای که عده ای آن راهندوئیسم «پیش ازتاریخی» نام گذاری کرده‌اند ازکندوکاوها ومجسمه هایی که ازتمدن دره‌ی هند (مربوط به سال‌های 400 ـ 1750 سال قبل ازمیلاد) به دست آمده‌اند، استخراج شده‌اند. این کشفیات معمولاً چنین تفسیرمی شوند که ازپرستش خدای مذکری که به حالت ریاضت (یوگا) نشسته است و نیز از پرستش خدایان مونث (الهه)، سمبول های جنسی وپاره ای حیوانات ودرختان خاص حکایت می‌کند. برای فهم پیچیدگی جامعه ودین هندوآگاهی به این حقیقت که جامعه‌ی هندو ساخته‌ی نژادها و فرهنگ‌های بسیاراست، لازم است. درحقیقت هندوئیسم قرن‌ها مهم‌ترین عامل حفظ یگانگی هند بود. چگونگی تکامل این دین پیچیده خود سرگذشتی گیراست. نخستین تمدن شناخته شده‌ی هندی «تمدن دره‌ی سند» نامیده شده است. نشانه‌هایی وجوددارند که درحدود 2500 سال قبل ازمیلاد این تمدن شهری تقریباً کاملاً پیشرفته بود. شاید درمیانه ی هزاره‌ی دوم قبل ازمیلاد هجوم مردمی که خود را «آریا» می‌نامیدند ازمیان رفته باشد. این کلمه درتاریخ هند بسیاربه کاررفته است. «آریایی» به جزاین به معنای «نجیب وخوب» هم هست. میان تاریخ هند واین کلمه بستگی گیرایی هست. آریایی‌ها به زبانی که سنسکریت ازآن مشتق شده حرف می‌زدند ودین آنان همان است که در «ریگ ودا» عرضه شده است. دین آریایی‌ها همان گونه که اکنون از «وداها» پیدا است. به طورکلی چند خدایی بود. پیداست که آنان نخست بیش ازهمه به طبیعت توجه داشتند. زیرا که بیشترخدایان ودایی نیروهای طبیعت بودند؛ چون خورشید، ماه، آتش، توفان ومانند این‌ها. گویا اینان خدایان نروماده ای را که با اساطیربعدی هندو بستگی دارند می‌پرستیدند یکی ازنشانه های مهم یگانگی تدریجی هند راه یگانگی اساطیرآریایی وناآریایی باهم است که ازآن اساطیر مشترکی شکفته می‌شود. آریایی‌ها مردمی فعال بودند ومفهوم هایی چون ریاضت وترک خانمان آنان رابه هراس می‌افکنده است تا آن جا که می‌توان حدس زد.این مفهوم‌ها درتمدن های کهن تربومی بوده‌اند. مردم ناودائی (غیرودائی) مانند آریایی‌ها پیرامون آتش جشن گرد نمی‌آمدند جاهایی که آنان درآن برای انجام اعمال دین جمع می‌شدند غسل گاه‌های مقدس بود. گویا درآغاز هزاره‌ی اول قبل ازمیلاد این دو سنت دینی به هم می‌رسند ودین ویدئی مفموم های ترک خانمان وریاضت ومانند آن رامی پذیرد.
    واژه شناسی هندوئیسم
    تعریف لغوی: هندوئیسم درلغت به معنای دین وروش هندی معنا می‌شود.
    تعریف اصطلاحی: واژه «هندوئیسم» (دین هندوئی) برای اشاره به مجموعه دینی پیچیده ای به کارگرفته می‌شود که نخست درسرزمین هند درخلل چندین هزارسال به وجودآمده وامروزنمایشگراعتقادات وآداب و رسوم کاملاً گوناگون بیش از 650 میلیون نفرهندواست. جدای ازجماعت هندوها درکشورهای همجوار هند، آفریقای جنوب غربی وحوزه دریای کارائیب که به واسطه مهاجرت تعدادی ازهندوان به وجود آمده‌اند. امروزه اکثرهندوها درهندوستان زندگی می‌کنند. دین هندوئی درداخل خودچنان متنوع و متکثّراست که تنها راه تعریف آن به صورتی قابل قبول به نحوبیرونی ویاخارجی وبرپایه افراد واماکن است.
    واژه «هندو» دراصل کلمه ای فارسی است که ایرانیان درمورد هندوستان استعمال می‌کنند.
    فصل دوم: مفاهیم واعتقادات
    روح و معنویت
    در مقایسه باواژه «دین» روان شناسان کمترکوششی برای تعریف معنویت به عمل آورده‌اند وتردیدی نیست که معنویت مفهومی مبهم است. افزون براین معنویت خارج از چهارچوب دین، معنای زیادی دارد. ما ازانسان های با روحیه سخن می گوئی‌ام که رفتاری با روحیه به نمایش می‌گذارند. تقریباًگویی که روحیه عاملی مشخص درشخصیت انسان است. ازنوشتن یاسخن گفتن درباره روح حقیقت صحبت می‌کنیم، با این کاربرداصولاً spirit (روح) به معنای انرژی اعم ازجسمی یاروانی است. شاید مردم باستان که با تمایزدوگانه گرایانه بین جسم وروح با ما اشتراک نظرنداشتند ازاین امرخوشحال بوده‌اند. واژه spirit ازریشه لاتینی «spiritius» به معنی «نَفَس» ریشه گرفته وفرهنگ انگلیسی آکسفوردآن را روح بخش یاحیاتی انسان توصیف می کندکه با این عقیده درارتباط است که خداوند روح زندگی رادرآدم (نخستین بشر) دمید. «اوپانیشادها» یاتعلیمات سرّی که درسالهای 200 تا 600 قبل ازمیلاد نوشته شده ودر زمره مهم‌ترین متون مقدس آئین هندو قراردارد هیچ گونه تمایزی میان نَفَس وروح قائل نیست. واوّلی رابه گونه ای توصیف می کندکه مادوّمی راتعریف می‌کنیم: «حیات همه اشیاء» و «نَفَس باطنی» فاقد تجلّی. نَفَس ازدیدگاه نویسندگان این متون حلول امرنامتجلی است که درفقدان تمایزنَفَس وروح براین امردلالت دارد. که دوّمی اصل روح بخشی است که موجب بقای وجود انسان است. حقیقتی در ورای تجلّی‌ات که واقعیت جسم آن رامحدود نمی‌تواند وهنگام مرگ جسم را ترک می کندتا به اصل خود بازگردد درست مانند بازدمی که ظاهراً به بعد غیرمادی برمی گردد.
    بنابراین روح هم درمفهوم دینی وهم درمفهوم غیردینی به نیرویی اشاره داردکه اتحادبخش ابعاد مرئی ونامرئی است. به هرحال، ادیان اکنون ازاین اصطلاح به شکل خیلی محدودی بحث می کنندوصرفاًآن رابه معنای بعد ابدی وغیرمادی خودانسان می‌گیرند. ازاین رو معنویت بیانگراعتقاد به این جنبه غیرمادی است.
    که درجهان مادی جریان دارد وموجب درجات دیگروجودی است که درتجربه عرفانی ونیززندگی پس ازمرگ قابل وصول است. معنویت بیانگراندازه شناخت انسان ازماهیت معنوی خود است واجازه می دهدکه این ماهیت را به واسطه روان درزندگی دنیوی متجلّی سازد. معنویت هرچه بیشترتجلی یابد، انسان به خدا نزدیک ترشده ومشیت اورابه انجام می‌رساند همچنین معنویت درسطح عمیق تربه معنای تلاش برای تجربه منشأ معنوی خود انسان است. «والش» این تجربه رافرآیند تحوّل ورشد درونی توصیف می کندوبرای آن استعاره‌هایی چون بیداری، هیپنوتیزم، اشراق، رهایی، آزادی، دگردیسی وکمال را ذکر می‌کند.
    «ودا»ها (متون مقدس هندویی)
    برای فهم «هندوئیسم» یا «ساناتانادهارما» باید به لحظه آغازجهان بازگردیم یعنی هنگامی که یگانه موجود عالم (پارابراهمام) «بیندوویشپات» را اراده کرد واین چنین جهان راآفرید. قابل توجه آنکه «بیندوویشپات» ونظریه امروزین فیزیک درباره آغازعالم یا نظریه «مهبانگ»(بیگ بنگ) دو روی یک سکه‌اند. «بیندوویشپات» انفجاری است که «براهماندا» های (جهان‌های) بسیاری آفرید. به این ترتیب درآن لحظه آغازین، انرژی، آتشگوی اولیه «تاپاس» یاآنچه بوده است به سه نیروی الهی تقسیم گردید؛ «براهما» یاآفریننده و «ویشنو» یاحفظ کننده و «شیوا» یا نابودکننده. بنابراساطیرهندو بلافاصله پس ازانفجاربزرگ، جهان عبارت بود از ارتعاشات پیشرونده نیرومندی که آن راباصدای «اوم» نشان می‌دهند. درحقیقت دراساطیرهندوصوت «اوم» جوهروقله تمامی «مانترا» ها یا اذکاراست. وکلمه الهی به حساب می‌آید، همچنین اوم را اساس «ودا» ها توصیف کرده‌اند.
    «ودا» هاکهنترین نوشته‌های دینی درهند می باشندکه عبارتنداز منتهای سنسکریت هندوـ اروپایی، واژه «ودا» به معنی «دانش» است. این متن‌ها دربردارنده اطلاعاتی درباره مناسک مرتبط باآتش مقدس است تعیین تاریخ دقیق این متن‌ها مشکل است اماپژوهشگران معتقدندکه آن‌ها بین 600 تا 1500 پیش ازمیلاد نوشته شده‌اند. این وداها به طورشفاهی حفظ گردیدند. خانواده‌های روحانی متن‌های مزبور را نسل به نسل به دست آیندگان می‌رسانیدند وآنها را با استفاده ازشیوه های دقیق فنّ یادسپاری به خوبی نگاهداری می‌کردند. با خلاصه‌ترین توضیح وداها چهارمجموعه ازمطالبی هستندکه با مناسک وآداب دینی مرتبط‌اند. چهار ودای قدیمی ترعبارتنداز: ودای مزامیر یا «ریگ ودا»، ودای فرمولهای مقدس یا «یاجورودا»، ودای آوازهایا «ساماودا» وبالاخره ودای افسون‌ها یا «آتارودا».
    «ریگ وداسامهیتا» حاوی ده کتاب سرود درباره خدایان مختلف است. هریک ازاین کتاب‌ها توسط حکیمان وابسته به خانواده‌های روحانی به رشته تحریردرآمده بود. روحانیون این سرودها رادرهنگام برگزاری مناسک مربوط به آتش مقدس ازحفظ می‌خواندند.
    «ساماوداسامهیتا» کتابی است ازترانه ها برمبنای ریگ ودا همراه بادستورالعملهایی برای طرزیادگیری ازبرخواندن آن‌ها.
    «یاجورودا» دربردارنده عبارت‌های کوتاه منثور ومنظوم یا «مانترا» ها است که درهنگام برگزاری مناسک دینی از آن‌ها استفاده می‌شود. «آتارودا» مجموعه ای است ازسرودهای دینی وعبارتهای سحرآمیزکه بسیاری ازآنها به آداب ومناسک مربوط به قربانی کردن وابسته نیستنداما بامسائل زندگی روزمره درارتباطند. بسیاری ازعبارتهادرآتارودا به امورعادی مثل درمان بیماری‌ها، ازخود واگرداندن ارواح خبیثه وپیشگیری ازمارگزیدگی مربوط می‌شوند. اگرچه هندوهابرای وداهابه عنوان متون مقدس حرمت قائل‌اند، عده بسیار اندکی ازآنها ازمحتوایشان آگاهی دارند. وداهاراحکیمان عهدباستان مانند «شروتی» به صورت «وحی» دریافت داشتند. این متون دربردارنده معرفتی است که فراانسانی وسرمدی تلقی شده است.
    اعتقادات هندو
    خدا: دردین هندویی، هستی متعال برهمای غیرمتشخص است که یک مطلق فلسفی ودرحین آرامی وسکوت، پربرکت وسعادت بخش بوده و در ورای تمام حجاب‌های اخلاقی ویامتافیزیکی می‌باشد.
    بشر: دردین هندویی افرادبشرتجلّی ویاظهور موّقت آن هستی متعال غیرمتشخص است که ازنظرذاتی ویا به صورت دائمی ارزشمندنبوده، درمقابل خدامسئولیت نداشته وحق ندارندبابقیه افرادمانندخودرابطه برادرانه ای داشته باشند.
    دنیا: در دین هندویی دنیا یک خیال گذران وبی ارزش (مایا) است.
    گناه: در دین هندویی گناه واقعی وجودندارد. تنهاجهالت تأسف بارفلسفی (اویدیا) ونقص عملی مقررّات نظام طبقاتی کاست عیب محسوب می شودکه آنهاهم تناسخ دائمی روح راموجب می‌گردند. لیکن برتمام شرور ومصائب آشکارمی توان ازطریق فروبردن وجذب نفس دربرهمای غیراخلاقی واطاعت نسبت به رسوم ومقرّرات موروثی اجتماعی فائق آمد.
    مفاهیم اصلی دین هندوئی
    دارما: یکی ازمهم ترین ونیرومندترین مفاهیم برای تمام هندوهامفهوم «دارما» است. «دارما» سطوح معانی مختلفی دارد. خوداصطلاح «هندوئیسم» درزبان های هندی معمولاًبه صورت «دارمای هندو» ضبط می شودکه دراینجابیانگردین باشیوه درست زندگی هندوهاست. درسطح کیهانی، دارما همان «ساناتانادارما» است. دارمای ابدی وجاودانی که همان قانون نظم ثابت جهانی است. وقتی به سطح عالم انسانی، جهان بشری می آئیم، دارماسرمنشأقانون اخلاقی است. بدین ترتیب دارما، دربین معانی دیگرهم چنین به معنای نظم ابدی، راستی ودرستکاری، دین، قانون و وظیفه است. اهمیت محوری دارما باعث شده است که عده ای بگویند: هندئیسم
    نوعی شیوه زندگی است، اظهارنظری که تا حدود زیادی هرچندنه صددرصد درست است.
    کارما: اندیشه هندی ازطریق مفهوم «کارما» بیانگراین تصوراست که اصل علّیت برتجربه اخلاقی ومعنوی آدمی نیزحاکم است. اما عملکرداین اصل دراینجاشکل خاصی دارد. براساس قانون «کارما» شخصیت انسان از طریق اعمال خودوی شکل می‌گیرد. اعمال نیک یابد، شخصیت نیک یا بدراموجب می‌شوند. روشن است که شخصیت نیک می تواندبه نجات ورهایی از «سامسارا»(چرخه تولدومرگ مکرر) امیدوارباشد. درحالی که فردبدکاربیشتروبیشتردرگیر دورتناسخ خواهدبود. سرنوشت آدمی چه دراین زندگی وچه درزندگیهای بعدی توسط قانون «کارما» تعیین می شودوازآن گریزی نیست. امااین قانون خودبه عنوان نتیجه وحاصل اعمال آدمی عمل می کندبنابراین می‌توان آن رانوعی جبراختیاری دانست.
    موکشا: مفهوم دیگری که ازمفاهیم اصلی واساسی هندوئیسم می باشدمفهوم «موکشا» یعنی آزادی ونجات است. آن چیزی که این آزادی ونجات بایدازقیدآن صورت گیرد. «سامسارا» ویاچرخه تولدهای مکرر است. آن بخش ازوجودانسان که فناناپذیراست. هنگام مرگ ازخلال بهشت هاوجهنم های گوناگونی عبورمی کندتادین کارمایی خودرابه جاآوردوسپس به صورتی که استحقاق آن راپیداکرده، دوباره متولدشود. این چرخه تولدهای مکررآن قدراتفاق می افتدتااین که شخص دریکی ازدوره های زندگی خودبه درجه ای از استحقاق وشایستگی برسدکه ازطریق کوشش‌های معنوی خویش به شفاعت ومداخله یک «گورو» (آموزگاردینی) وبابه واسطه فیض ولطف الهی به «موشکا» دست پیداکندوبدان طریق ازچرخه تولدهای بی پایان نجات یابد.
    آواتار (تجسم الهی)
    مفهوم «آواتار» به معنای نازل شده ازسنگهای اصلی بنای عظیم خداشناسی هندوست. ماتنهادرآئین هندو بامفهومی به نام «آواتار» که تجلّی امرمطلق درجهان خاکی است روبرو می‌شویم، درواقع براساس آئین هندو، مسئولیت «ویشنو» به عنوان حافظ جهان ایجاب می کندکه اودرهنگام بروزمخاطرات جدّی برای جهان وموجودات آن به شکل موجودی زمینی متولدشودوجهان را ازنابودی برهاند. تقریباًتمام آواتارهای هندو تجسّم‌های «ویشنو» هستند. این آواتارهاهمواره حامل خرد ودانشی هستندکه برای حفظ بقای جهان ضروری است. درهرحال می‌توان گفت که این تجلّی‌ات بنابروضعیت کره زمین درزمانهای متفاوت اشکال متفاوتی اختیارکرده اند. سه آواتاراول «ویشنو» حیواناتی شگفت انگیزند. چهارمین آواتارموجودی نیمه انسان ونیمه حیوان است. چهارآواتاربعدی انسان‌هایی خارق العاده اند. نهمین آواتاربه اعتقادگروهی، بودا است وآخرین آواتاردرپایان جهان ظهورخواهدکرد و «کالی یوگا»(دوره اوج فریب وریا) رابه انتهاخواهدرسانید.
    کالپا (هرروزبراهما)
    مفهوم آواتاردارای ارتباط نزدیکی با زمانشناسی اسطوره ای هندوست. براین اساس، تمامی هستی ازابتدا تا انتهادریک روزکاری براهما روی می دهدکه برابربا 4300000 سال انسانی است. هرروزبراهما، یایک کالپا به چهاردروه یا «یوگا» تقسیم می شودکه به ترتیب ازآغازآفرینش عبارتنداز: «سایتایوگا»، «ترتایوگا»، «دواپارا یوگا» و «کالی یوگا».
    «سایتایوگا» که نزدیک‌ترین دوران به آغازآفرینش به شمارمی آید، دوران حقیقت است که درآن همه موجودات درپاکی وخلوص محض به سرمی برند. هرچه ازسایتایوگا دورمی شویم حقیقت کاهش می‌یابد. وبدترین دوران «کالی یوگا» است که درآن فریب وریا دراوج خویش است. این همان دورانی است که هم اکنون درآن به سرمی بریم. به این ترتیب آخرین آواتار، وظیفه سنگین چرخش یک کالپا ازکالی یوگابه «سایتایوگا» رابرعهده دارد. «کالکی»(آواتار) که درفرهنگ هندوبه شکل جنگاوری سفیدپوش، سواربراسبی سفید وباشمشیری دردست تصویرمی شودمنجی جهان دربدترین دوران آن خواهدبود.
    کاست (نظام طبقاتی)
    دین هندوئی که سرمنشأآن دین ودایی است عبارت ازیک سازمان بندی وتشکیلات مذهبی اززندگی وحی‌ات برمبنای نظام طبقاتی (کاست) ومراحل حیات واهداف آن است. پیوندواتصال نظریه «کارما» و «تناسخ» به سه طبقه اجتماعی موجود دردین ودایی به نام «وارناهای آریایی» وسپس اضافه شدن یک طبقه جدیدبودکه موجب گردیدترتیبات نسبتاً نرم وروان اجتماعی درون جامعه ودایی به صورت سفت وسخت نظام اجتماعی جامعه است بلکه درعین حال نردبانی برای نجات ورستگاری نیزمی باشد. هرفرد دریک طبقه اجتماعی خاص وشغل اقتصادی که دراثراعمال گذشته خویش درزندگی های قبلی‌اش برای خود ذخیره کرده متولدمی شود. اگروی به زندگی مبتنی برتقوی وفضیلت ادامه دهدخواهدتوانست ازطریق یک رشته تناسخ‌های متوالی دراین نردبان طبقاتی کاست به تدریج بالاتر رفته وکم کم به بالاترین پله ـ رتبه طبقاتی ـ صعودکند.
    وقتی که انسان دریک کاست (طبقه) خاص متولدشده هرگزنمی تواندبه کاست یاطبقه دیگری واردشود مگرازطریق مرگ وتولد دوباره دریک زندگی دنیوی دیگر. درهریک ازچهارطبقه یاکاست تعدادزیادی هم زیرطبقه وجود دارندکه با نام «جاتی»‌ها خوانده می‌شوند.
    دربین این طبقات خانواده‌های روحانی «کشیش» براهمنها، بالاترین مرتبه طبقاتی رابه خوداختصاص داده بودند. برای اینکه کسی بتواندیک کاهن هندویی شودحقاًبایددریک خانواده براهمنی تولدیافته وسپس به طورکامل درکتب ودائی، کتب مقدس قانون، علوم قدیمه وهمه وظایف کشیشی وتعلیم افرادجدیدآموزش یابد. طبقه دوم کاست طبقه «کشتاتریا» هابودکه ازپادشاهان نجبا، وجنگ آوران تشکیل می‌شد. درعصرودایی سومین طبقه درنظام کاست رابااصطلاح ساده «افراد» می خواندندکه درواقع همان بقیه افرادجامعه (منهای دو طبقه یادشده) بود وسومین طبقه یا کاست را «ویشیا» ها که عبارت از کشاورزان، بازرگانان و تجار می‌باشند.
    تشکیل می‌دهند. این سه طبقه تنها طبقات و یا کاست‌هایی بودند که در متون اصلی ریگ و دا مورد اشاره قرارگرفته بودند. البته به استثنای یک موردخاص دریکی ازسرودهای مذهبی متأخرترکه اشاره ای هم به یک طبقه چهارمی به نام «شودار» هاشده است. «شودرا» ها نه تنها بعدها به طرح طبقاتی اجتماعی آن عصرافزوده شده بودندیحتمل ازبین مردمی که درجنگ مغلوب گردیده بودندبلکه ازلحاظ «نوع» نیزمتفاوت پنداشته می‌شدند. تنهاسه طبقه ویاکاست نخستین بودندکه وارناهای آریایی قلمدادمی شدند. اعضای چهارمین کاست، شودارها باید «خدمتکاران» سه طبقه دیگرباشند. شودراهاحق شرکت درهیچ یک ازمراسم و آداب دینی ودایی رانداشتندوحتی مجازبه شنیدن متون مقدس ودایی هم نبودند. شودارهاآداب دینی خاص خود را دارند.
    فصل سوم: خدایان ومراتب آنان
    ارائه تعاریفی ازخدا
    آئین هندوازسه سطح سخن می گویدکه خداوند درآنها قابل درک است. حکمای هندودرعالی ترین سطح یاسطح سوم ازخدا به عنوان «برهمن» یا «حقیقت مطلق» سخن می گویند که بالاترازهرشکل وصفتی است و چیزدقیقی درباره‌ی آن نمی‌توان گفت. چنانکه تلاش برای تعریف آن صرفاً محدود ساختن امرنامحدود است وباتجربه ی مستقیم قابل شناخت است. بنابراین غالباً ازبرهمن باعباراتی سلبی مانند (نه این نه آن) سخن گفته می‌شود وبه این مفهوم است که حقیقت مطلق تنها این امور نیست وتلاش شما برای توصیف آن ناکافی است. باوجود این برهمن گاهی به صفت وجود، آگاهی وسعادت منسوب است که حداقل به ذهن عقلگرا چیزی راکه قابل فهم است، ارائه می‌کند. پائین ترازسطح برهمن، آئین هندوازخدای دارای صفات اما فاقد شکل مشخص ومحدود سخن می‌گوید این سطح دوم بیشتر به «ایشواره» منسوب است. روح کیهانی محافظ ومحرک که درسراسر هستی هویداست وغالباً تجلیات الهی آفرینش، محافظت وتغییراست و بیشتر فرقه‌های آیین هندو به ترتیب آن‌ها رابه نام خدایان «برهما»، «ویشنو» و «شیوا» می‌شناسند واساساً فاقد شکل و صورت تلقی می‌شوند اما تنها به خاطر انسان‌ها، شکل وصفاتی دارد. این سطح نوعاً باهمسران مادینه‌ی برهما، ویشنو وشیوا یعنی به ترتیب، الهه‌های «سرسوتی»«لاکشمی» و «دورگا» تصویر می‌شود. به واسطه‌ی فعالیت همسران برهما، ویشنووشیوا است که جهان پدیداری، خلق ومحافظت شده وتغییر می‌کند. آئین هندو می‌آموزد که با رشد انسان دراین مسیر معنوی، رشد وادراک اوازطریق سه سطح ازادراک خداوند میسر است هرچند این ترقی به این معنا نیست که ضرورتاً دوسطح پائین تررارها کند. درشرایط مختلف انسان می‌تواند درمورد خداوند در هریک ازاین سه سطح به تفکر بپردازد. اگرچه همیشه اذعان دارد که دوسطح پائین تر، تجلیات حقیقت مطلق است نه خود او. این سه سطح به روشنی بیانگر پیچیده تر شدن مراتب ادراکی از امر واقعی درسطح اول تا امرصوری درسطح دوم وامرانتزاعی درسطح سوم است.

    خدایان سه گانه
    «براهما»، «ویشنو» و «شیوا» سه گانه ی هندورا تشکیل می‌دهند. آن‌ها سه گونا یا خلق وخوراتصرف کرده‌اند. که عباتنداز «ساتوا»(تقدس)، «راجاس»(تحرک) و «تاماس»(سکون) وبه آفرینش، حفاظت ونابودی مربوط‌اند. آفرینش بانام براهما، حفاظت با نام ویشنو ونابودی بانام شیوا است. اساساً این سه باهم یکی هستندومی توان گفت که آن‌ها اشکال یا جنبه‌های متفاوت انرژی واحدی به حساب می‌آیند. ازطرف دیگر وجود هریک ازآنها به دیگری وابسته است یعنی هیچ یک ازآنها رانمی توان ازدوتای دیگرجداکرد. براهماوشیوا معمولاً روی زمین متولد نمی‌شوند یعنی شکل این جهانی نمی‌گیرند اما ویشنو به صدها شکل روی زمین به دنیا می‌آید تا مهم بزرگ خویش درحفاظت ازچرخه ی حیات رابه سرانجام برساند.
    ویشنوازمیان سه خدای بزرگ به آسان‌ترین وجه بافلسفه ی برهمنی هماهنگ درمی آید. ویشنوبه مثابه‌ی خدایی شاهانه، که بسیار بادارما مربوط است توصیف شده است ویشنودروداها بسان ایزدی کوچک اندام مجسم شده است تا جهان را از ارواح پلیدی که خدایان را خلع ید کرده بودند بازستاند. شیوا به عنوان خدایی که مجموعه ای ازتضادها توصیف شده است می‌باشد. زیرا اودرآن واحد فارغ ازقید تعلقات دنیوی است وهمه رئیس خانواده همه یک یوگاگر بی همسراست هم یک شوهر. اما این امردرنظام اعتقادی هندوتناقص محسوب نمی‌شود برای اینکه ریاضت گرایی موجد نیروی درونی است که شدیداً بانیروی جنسی نسبت دارد. قدرت چنین نیرویی ممکن است هم خلاق وهم مخرب باشد وپیروان شیوا باتوصیف وی هم به عنوان خلاق وهم به عنوان مخرب برقدرت مخوف ودیگربودگی خدا تأکید می‌ورزند. حالت رقصیدن این خدا که درمجسمه ی برنزی قلمروهای پادشاهی چوله‌ی جنوبی به طرزی بسیارزیبا نشان داده شده است به منزله‌ی رساله ای است موجز، درباره‌ی الهیات پیروان شیوا این مجسمه‌ی مظهرآفرینش ونابودی نظارت کردن ونادیده گرفتن، تفوق و بقاست.
    دی وی‌ها (خدایان مونث)
    مدارک اندکی ازپرستش یک بانوـ خدابه عنوان خدای برتردر دست است. اما بانوـ خدایان محلّی بسیاری وجود دارندکه درمتنهای مختلف ازآنان یادشده است. وهمین هابودندکه احتمالاًبه تدریج به درون آئین برهمنی راه یافتند. کهن‌ترین متن درباره ستودن بانوـ خدای برتر، «دی وی مهاتما» بودکه درخلال سده‌های پنجم وهفتم پیش ازمیلادتألیف شد. روزگاری اندیشه یک بانوـ خدای برترموردپذیرش قرارگرفت ازاین رو همه بانوـ خدایان به صورت واحد «دی وی» درآمدند. دی وی قدرت فعال «شاکته» است که به عنوان کائنات متجلی می‌شود. اورامی توان به عنوان «لاکشمی» بانوـ خدای نیکبختی، بخشندگی یابه عنوان «کالی» بانوـ خدای سیاه صحنه جنگ که خون دشمنانش رامی آشامد، تعریف کرد. این صورتهامتضادنیستند. آنهادو تمثال ازقدرت «دی وی» محسوب می شوندهردوی اینهاجنبه های خشم ومهرندکه اوبه وسیله آنهاازجهان مراقبت می‌کند.
    دین وهویت جنسی
    درمعبدخدایان هندویی جنس مؤنث نیزقدرت معنوی عظیمی داردگرچه وظایف خدایان مذکرومؤنث درمقایسه بادیگرمعابدازاین لحاظ معکوس است که جنس مذکرنیروی معنوی آغازگراست وجنس مؤنث به عنوان قدرتی که به این نیروی معنوی تجلی مادی می‌بخشد.
    بنابراین هرخدای هندویی همراه باالهه ی مونث یاهمسرش (شاکتی) است که باحیات بخشیدن (شکل وماهیت) به انرژی معنوی مکمل اوست واین الهه باداشتن ویژگیهای الهی پرستش می‌شود. خدا والهه چنان ازهم تفکیک ناپذیرند که به عنوان جنبه‌های یک نیرو تصویرمی شوند نه موجودات الهی جداگانه وبه دلیل این نزدیکی عاشقانه است که آن‌ها پیوسته درهنر ومعماری مقدس هندویی به تصویرکشیده می‌شوند. جنس مونث بازندگی بخشیدن به نیروهای خلاق مذکر شکل وماهیت می‌بخشد به هرحال اعضای تولید مثل مذکرآشکاروقابل مشاهده است اما اعضای تولید مثل درجنس مونث مخفی وپنهان است واگرهمراه باتفاوت هایی درمشخصه های رفتاری مدنظرقرارگیرد، انوشیت ورجولیت به این واقعیت اشاره دارد که جنس مذکردربعضی ازسنت ها به عنوان عنصری برونگرا، فعال، آگاه وعقلگرا نگریسته می‌شود وجنس مونث به عنوان عنصری درونگرا، منفعل، عنصری ناآگاه ومرموز، هم چنین جنس مونث نقش پرورش دهنده وحمایت کننده دارد وجنس مذکرنقش جنگنده وخشن را. ازاین رونقش جنس مونث را دلسوزی می‌دانند و نقش مذکر را رهبری و سلطه.
    فصل چهارم: اهداف دین هندو
    اهداف
    جنبه دیگرازسازماندهی مذهبی حیات دردین هندومربوط به اهدافی است که بایدبه آنهانایل شد دراین جانیزسه هدف اول آن‌هایی هستندکه مستقیماًازجهان بینی ودایی سرچشمه گرفته اندوهدف چهارمی انکاراین سه هدف وبه دست دادن یک حق انتخاب جداگانه است. اولین این اهداف «دارما» است به معنای تقوا وپرهیزگاری ویابه انجام رساندن تکلیف خاصّی که برمبنای نظام طبقاتی کاست ومراحل زندگی بر عهده هرفردگذاشته شده است. این هدف به طورمساوی درموردهمه افرادصادق بوده وبردوهدف دیگر، پیشی دارد. کتب قوانین دین هندویی تمام جزئیات ومقررّات ویژه «دارما» راشامل می‌شود. هدف دوم «آرتها» ویاقوانین اقتصادی وسیاسی است. دین هندویی تنهادین درعالم است که به پیروان خودتکلیف دینی می کندکه بایدتاسرحدّ امکان ثروتمندوقدرتمندشوند. قدرت سیاسی به خصوص درموردطبقه شاهزادگان و جنگجویان مصداق دارد. دستورجستجوی توفیق اقتصادی نیزاختصاصاًمربوط به مرحله تشکیل خانواده بوده ودرموردهمه کاستهامصداق دارد. هدف سوم «کاما» به معنای خوشی ولذت است که نبایدبا «کارما» اشتباه شود. کاما تمامی صورواشکال زیبای خوشی ولذت نقاشی، مجسمه سازی، موسیقی، سفالگری، درام (نمایشنامه)، رقص ولذّات جنسی راشامل می‌شود. سه هدف اول، اهدافی دنیوی می باشندکه به مشارکت کامل درامور وشئون زندگی وبه انجام رساندن وتکمیل شرایط انسانی وبرخورداری وتمنّع ازاین موقعیت منتهی می‌شود. این اهداف بایدبه یک صورت هماهنگ وموزون دنبال شودبدین ترتیب که هیچ کدام ازآنها چنان تعقیب نشودکه به پیگیری اهداف دیگرلطمه زده ویابه قلمروی آنهاتخطّی کند. درصورتی که بین آنچه وظیفه (دارما) می طلبدباخواسته های آرتها (موفقیت) ویاکاما (لذت) تضادوتصادمی پیش آید، بایداز خواسته‌های هدف انجام وظیفه (دارما) پیروی نمودامانه بدین صورت که موفقیت ولذت به طورکلّی مستثنی شوند. چهارمین هدف، حق انتخاب جدیدی رامطرح می‌سازد. هدف چهارم عبارت از «موشکا» یارهایی است.
    هدفی که بایددرجستجوی آن بود. رهاشدن ازموقعیت و وضعیت انسانی، نه اینکه مثل سه هدف نخستین به دنبال به انجام رساندن کامل (خواسته‌های) این موقعیت باشیم. سه هدف نخستین این اعتقادرابیان می‌دارند که حیات انسانی ارزشمندبوده وتحقق خواسته‌های آن مطلوب می باشددرحالیکه هدف چهارم، رها وآزاد شدن این اعتقادرابیان می داردکه تنهاپاسخی که می‌توان به مسائل ومشکلات وجودانسانی داد همانافراراز شرایط انسانی است. این دوحق انتخاب، که دریکی دنیاموردتصدیق وتأییدقرارگرفته ودرآن دیگری به طور کامل نفی می شودهرگزقابل ترکیب وسنتزکامل دردین هندویی نبودندآنهابه سادگی درکناریکدیگرعرضه می شدندامابه هرصورت تاهمین جاآشکاراست که وحدت دین هندویی نه فطری، نه اخلاقی ونه مبتنی بر میتولوژی واساطیرالأولین است بلکه تنهایک وحدت اجرایی وعملی است. فردوقتی پیرودین هندویی شناخته می شودکه اولاًدریک نظام طبقاتی هندویی متولدشده باشد، ثانیاًآداب وآئینهای اولیه واساسی ودایی رابه جاآورده وثالثاًدرحداقل ممکن هم که شده اعتبارواقتدارمتون مقدس ودایی رابه رسمیت بشناسد.
    راه دستیابی به «موکشا»(آزادی ورهایی)
    متفکران هندپنج شیوه عمده برای دستیابی به موکشاذکرکرده اندکه هریک ازاین طریقه هاتقسیمات فرعی مختلفی داردمعمولاً این راههای پنج گانه راشکل های پنچ گانه «یوگا» می‌شناسند. این پنج طریقه عبارتنداز: «هاتایوگا»، «کارمه یوگا»، «بکتی یوگا»، «جنابه یوگا» و «راجه یوگا».
    «هاتایوگا»: یوگای اتحادباخداوندازطریق تمرین‌های جسمی وتغییرشکل های جسمانی است که درغرب عده ای آن را اساساًرشته ای ازفنون تندرستی می‌دانند. هاتایوگا ماهیتاًبراین اعتقاداستواراست که انسان بامهارجسم وامیال آن می تواندانرژی های مادّی رابه انرژی معنوی تبدیل کندعمل کنندگان به این روش دو راه برای توجیه این عقیده ارائه کرده‌اند. درابتدامانندسنت های ریاضتگری ورهبانی غرب تمایل جسم به امورجنسی، غذاولذت های حسّی دیگر، موانعی عمده وگاهی پست ونفرت آور درمسیرمعنوی تلّقی می شودزیرابه جای آزادکردن روحی برای توجه به سوی خداوندبرمادیات استواراست. دوّمین شیوه ای که کاروان هاتایوگابرای توجیه آن به کارگرفته انداین است که انرژی‌های جسمی بدن توسط مجموعه ای از اسنه ها یاحالات بدنی که تمرین‌های تجسم دقیق به آن کمک می کندبه انرژی‌های معنوی تغییرشکل می‌دهند. قوی‌ترین انرژی جسمی، انرژی جنسی است ودرنتیجه پرهیزجنسی تمرین می شودنه به دلیل اینکه عمل نکوهیده ای است بلکه به این دلیل که این انرژی ارزشمندرابیهوده صرف می‌کند.
    کارمه یوگا: معمولاً «کارمه یوگا» را یوگای ایثاریایوگای اعمال خوب می‌نامند. کارمه یوگا اساساً مستلزم رفتاری نوع دوستانه و «وارسی مداوم نفس» و «خودشناسی» است که انسان راقادرمی سازدتاتشخیص دهدکه آیااعمال خوب درجهت نفس انجام می شوندیاازروی ایثار. هنگامی که چنین شناختی حاصل شود، سخن دیگرروان شناختی یعنی تمرین «بی علاقگی» درسنت های شرق توصیه می شودبنابراین انسان عمداًکارخوب را ازصحنه ذهن خارج می کندوآن رابه عنوان کارخودانکارکرده ودرنمازهای روزانه این دعاها راتکرار می کندکه خدایاهمه شایستگی‌های به دست آمده ازکارمه یوگارابه دیگرمخلوقات ببخش.
    بکتی یوگا: بکتی یوگا ـ یوگای اخلاص به خداوندیانوعی مبدأمعنوی ـ ویژگی مشترک همه سنت‌های بزرگ است وبه صورت‌های مختلفی اجرامی شودکه نمونه آن ستایش خدا یایکی ازخدایان ازطریق مزامیر، دعاها، موسیقی، اشعاروجدآور واذکارخالصانه است. عشق واخلاص بیان شده در بکتی یوگا چنان شدید است که درون مایه جنسی پیدامی کند.
    جنانه یوگا: همان یوگای معرفت به ویژه یوگای معرفت شهودی است یایوگای بصیرت‌هایی درمفهوم وماهیت حقیقت وبعدمعنوی.
    جنانه یوگا ازپیروان خود دوچیزمی خواهد:
    اول: پشتکاردرمطالعه نوشته‌های مقدس
    دوم: تفکرعمیق درمضامین این نوشته هاکه راه رابرای بصیرت‌های مناسب هموارمی کند. کسانیکه می‌خواهد ازطریق جنانه یوگاپیروی کنندمی آموزندکه بایدمطالعه وتعمقّ شدیدراباقطع تعلق ازاین جهان پدیداری همراه کنندولازم است که باتنویرفکر، برهرشکلی ازجهالت غلبه کنند.
    بصیرت دوم این است که این حقیقت مطلق ـ برهمن ـ جوهرهستی، ازخدایان گرفته تاکوچک ترین دانه شن وازاین رو، واقعیت اساسی وجودانسانهاست.
    راجه یوگا: اصول راجه یوگادریوگاسوتره هایی آمده است که تاریخ آنان به حدود قرن دوم پیش ازمیلاد برمی گرددومشهوراست که به حکیم پاتانجلی منسوب است. یوگاسوتره ها بیان می‌کنند که راجه یوگابه انسان اجازه می دهدکه تسلط روزافزون و مستمری برعناصرمختلف ماهیت خود، به ویژه برجسم، اراده فعال وذهن تحلیل گرداشته باشد. وقتی این تسلط حاصل می شودانسان به کمال معنوی «موکشا» واصل می‌شود.
    فصل پنجم: مناسک وجشن ها
    سمسکاره (مناسک چرخه زندگی)
    هندوئیسم محصول فرهنگ‌های بسیاراست واکنون این رادرقالب آئین هاوجشن های اجتماعی هندو روشن ترمی توان دید، هرگونه اعمال دینی ازجشن های ودائی گرفته تامراسم قبیله‌های ابتدایی جان پرست، همه را می‌توان درکالبدهندوئیسم یافت تهیه فهرست کامل همه اسوم دینی هندو دشواراست زیرا این رسوم درهر خطه وهرجامعه ای ازاین سرزمین بزرگ متفاوت است. «سمسکاره» ها غالباًشعایردینی هندوئیسم نامیده می شوندومناسکی هستندکه هندو رادرطول مسیر «دارما»(زندگی برخوردار ازمحسنات) هدایت می‌کند.
    واژه «سمسکاره» به معنای تکمیل کردن است. دراین مراسم عناصرپوجا، دعا، خواندن سرودهای مقدس کهن وجشن وسرورمشترک درهم آمیخته می‌شوند. تولّد، پذیرفته شدن درانجمن دینی، ازدواج ومرگ بیشترین مراسم موردنظرند:
    تولّد
    مراسم مرتبط باتولدیک کودک شامل «پوجا» های (پرستش) پدرومادر درمعبدمحلّی وازحفظ خواندن دعای حاجت برای برخوردارشدن ازیک عمرطولانی همراه بانیکبختی است. به خاطرسپردن لحظه دقیق تولد، برای دیدن طالع کودک، مهم است.
    همچنین ممکن است جشن‌های ویژه ای به خاطرنامگذاری کودک، خوردن اولین غذای غیرمایع ونخستین اصلاح سربرگزارشود. فرض براین است که برای کودکان نام‌هایی خوش یمن انتخاب کنندازاین رو نام آنان غالباًنامهای خدایان وقهرمانان توأم است.
    بلوغ
    مراسم رسیدن به حدبلوغ «اوپانی انه» نامیده می‌شود. حدّبلوغ مشخص کننده ورودیک کودک به مرحله شاگردی زندگی است. این مراسم دراصل برای پسرهای وابسته به سه کاست بالابرگزارمی شود. ولی اکنون فقط درمیان برامین های معمول است.
    پسر را برحسب رسم وآئین غسل می‌دهند و رداهای مخصوص برتنش می‌کنند و نزدیک معلم تدریس علوم ودایی کهن می‌آورند. معلم پسر را با یک ریسمان مقدس (یک رشته سه لا، مرکب ازسه نخ که روی شانه چپ انداخته می‌شود). می‌آراید و به او نخستین درس ازوداها را می‌آموزد. این نخستین درس عبارت است از: به یادسپاری مانتره گایدتری «به درخشش خورشیدمی اندیشم باشدکه آن ذهنم راروشن کند» که پسربایدهر روزدربقیه زندگی آن را ازحفظ تکرارکند.
    مراسم به حدّبلوغ رسیدن زنان
    جشن نخستین قاعدگی دختردراکثرمراسم جوامع دیده می‌شود. درمیان زنان آیارتامیل نادو، دختربه مدت سه روزدریک اتاق تاریک می‌ماند. در روزچهارم اوخودرابایک استحمام تشریفاتی تطهیرمی کندوجشنی نیزبرگزارمی شود. مادرش اورابه معبدمی بردوآنگاه به دیداردیگرخانواده ها می روندتازنان مسن تر، چراغ‌های «آره تی» رابرای اوتکان دهند.
    درسایرنواحی خانواده باپوشاندن لباس نوبرتن دخترشان، آرایش گیسوانش باگلهاوخوراندن غذاهای مخصوص به وی، برایش جشن می‌گیرند. جشنهاممکن است شکل یک عروسی کوچک راپیداکندبه طوریکه خانواده به دخترپول یاپوشاک هدیه کنند.
    ازدواج
    مراسم ازدواج ازمنطقه ای به منطقه دیگرمتفاوت است. نخست یک همسرشایسته بایدتوسط والدین در نظر گرفته شودآنهاشبکه های خویشاوندان گسترده خودرابرای پیداکردن همسرهای احتمالی، بسیج می‌کنند. به طورمطلوب عروس ودامادازیک ناحیه، متکلّم به یک زبان وبرخاسته ازکاستی یکسان خواهدبود. خانواده یک دختردرآمدبالقوه دامادرابرای تضمین امنیت آینده دخترشان بررسی می‌کنند و باید مطمئن شوند که او دارای عده زیادی خواهر یا برادرجوان تراز خود نباشد چون همین امر ممکن است به سخت کارکردن زنش برای نگهداری از آنان بینجامد. طالع عروس و داماد هم باید هماهنگ باشد. به محض اینکه یک همسر مناسب پیدا شود هر دو خانواده به طور دسته جمعی با همدیگر دیدار می‌کنند و بعداً هم عروس و داماد امکان خواهند داشت تاهمدیگرراببینند. مراسم ازدواج مستلزم دعاونیایش است. راه رفتن در اطراف آتش محراب، وخواندن مانتره های خوش یمن توسط یک نفر روحانی. دعاونیایش عروسی برای طلب توانمندی درناملایمات، تندرستی، بچه دارشدن، عمردرازو وفاداری به همدیگراست.
    مرگ
    در هنگام مرگ، افراد خانواده نعش مرده رابرای هل کردن آماده می‌کنند و آن را دسته جمعی به سوی یکی ازمحلهای مرده سوزی می‌برند و هنگامی که جسددرحال سوختن است به خواندن دعاهای مخصوص می‌پردازند. خدای مرگ فراخوانده می شودتابه شخص درگذشته مکانی مناسب درمیان نیکان عطاکندوبه سایرخدایان نیزبه نیابت ازجانب عزیزازدست رفته متوسل می‌شوند. ازخدای آتش می خواهندتاشخص مرده راسالم به قلمرونیاکانش ببرد. به محض سوخته شدن خاکسترواستخوان های متوفا رایادرون یک رودمقدس می ریزندیادفن می‌کنند. «سادهو» ها (قدیس، تارک دنیا) وبچه های کوچک رامعمولاًبی آنکه بسوزانند مدفون می‌سازند. بعدازمراسم سوزاندن جنازه وتدفین، اعضای خانواده به طرف جویباریارودخانه ای برای تطهیرسنّتی خودرهسپارمی شوندبه علت مرگ، خانواده برای مدت زمانی معین دریک حالت ناپاکی خواهندبودوبایدازبرخوردبادیگران تاآنجاکه می تواننداجتناب ورزند. روح شخص مرده برای چندروزبعداز درگذشت به حالت شبحی درمی آیدوبایدازراه برگزاری مراسمی به نام «شراده» به اوغذاداده شودتاموقعی که به قلمرونیاکان بازگردد. همین که روح رهسپارعالم دیگرشدپسربزرگ متوفابایدانجام دادن مراسم «شراده» رابرای نیاکان خود در روزاول هرماه، درنخستین سال بعد از مرگ والدینش ادامه دهد. بعداز گذشت یک سال مراسم سالیانه برگزارمی شود.
    روزها و جشن‌های مقدس
    دیپاولی یادیوالی (جشن چراغانی): دیوالی که به غره ماه نو درماه کارتیک (میان 15 اکتبرو 14 نوامبر) می افتدتقریباًیک جشن پان ـ هندواست. این روزا باتزئین خانه‌ها باچراغ، پوشیدن لباس‌های نو، وترقّه بازی جشن می‌گیرند. چراغانی کردن وسروصدا به راه انداختن شیوه‌هایی است برای طردکردن شوربختی وآماده ساختن خانه به خاطر «لاکشفی» بانوـ خدای نیکبختی برای ماندگارشدن درخانه درسال آینده.
    شیواتری (شب شیوا): این جشن درماه مارگا (نوامبرـ دسامبر) ازسوی پیروان شیوا وآن دسته ازپیروان ویشنو که شیوا رانخستین هوادار ویشنوتلّقی می کنندبرگزارمی شود. دراین شب «لینگام» درعسل وشیرشستشوداد می‌شود.
    هالی: یک جشن توأم باشوروشادی است که درماه فالگونا (فوریه ـ مارس) برگزارمی شود. مردم درجریان کارناوال به همدیگرآب رنگین وپودرهای گوناگون می‌پاشند. براساس اسطوره ای که حالی راتعریف می کندروزگاری یک اهریمن مؤنث به نام «هالیکا» وجودداشت که هرروزیک کودک رامی خورد. یک روز راهبی پیشنهادکردکه همه مردم گردهم آیندوبافحش وتوهین به دیداراهریمن مؤنث بروند. درنتیجه این کار، هالیکاازشرم وخشم مرد. به طورسنتی، هالی، روزی است که رتبه ومقام اجتماعی نادیده گرفته می‌شود ومردم می توانندبامصونیت به همدیگراهانت کنند.
    پانکانی یوتیرام: یک جشن جنوبی است که به خدای «موروکن» اختصاص داردیک جشن عمده ده روزه درمارس ـ آوریل برگزارمی شودکه درطی آن خدا ازفرازتپه معبدپلانی درتمام مسیرپیرامون تپه یک راهپیمایی دسته جمعی توأم باحرکت کامیون به راه می‌اندازد. هوادارانی که نذری برای خداتقبّل کرده‌اند به ویژه برای شفایافتن بیماران به این راهپیمایی می‌پیوندند.
    کریشناجایانتی (زادروزکریشنا): این جشن درسراسرهند درماه شراوانا (ژوئیه ـ اوت) برگزارمی شود. بعداز یک روز روزه گرفتن، جشن زادروزدرنیمه شب، درساعتی که کریشنادرزندان ماثورا زاده شد، انجام می‌گیرد.
    راکی بنده‌ام (روزراکی): روزراکی دربدرماه شراوانا (ژوئیه ـ اوت) واقع می‌شود. دختران و زنان نخ‌های رنگین را به مچ برادرانشان می‌بندند. این مراسم به خاطر محافظت کردن از برادران و تذکر دادن به مردان در مورد اینکه آنان حامیان خواهرشان می‌باشند است.
    ناگاپانچامی (پنجم مار): عمدتاًیک جشن متعلق به جنوب هنداست که درماه ساوان (ژوئیه ـ اوت) برگزار می‌شود، این جشن درطی فصل بارندگی، هنگامی که مارهادرارتفاعات به جستجوی پناهگاه مشغولندومیزان نیش زدن مارافزایش می یابدانجام می‌گیرد. زنان تصاویرمارها راروی دیوارخانه هایشان می‌کشند وبه آنهاشیرودسته گل تعارف می کننددرضمن ازمارهامی خواهندکه به افرادخانواده صدمه نزنند.
    جشن‌های سالانه فرصت‌های بزرگی برای فعالیت دینی فراهم می آورندبرخی ازاینهابه پرستش خدایان والهه های خاصّ هندومربوطندوجشن هایی به زندگی اقتصادی جامعه مربوطندوچندجشن سالانه هم مربوط به فصول‌اند. این گردهم آمدن هاکه به منظورعبادت صورت می گیردفرصت هایی برای فعالیت‌های اقتصادی مانندبازارفروش گاو ویابازارافزارهای کشاورزی نیزفراهم می‌آورند معروف‌ترین این بازارها «کومبد» است که هر دوازده سال یک بار برپا می‌شود.
    نتیجه‌گیری
    هندوئیسم مجموعه ای ازآداب ورسوم واعتقادات وباورهاومفاهیم گوناگون فرقه هاوجوامع مختلف هندو می باشدکه در اثر گذشت زمان و تماس با یکدیگر به شکل امروزی درآمده است بدون آنکه پیشینه و تاریخ روشنی از آن در دست باشد ولی شاید بتوان گفت که یک چیزآن را تا به امروز به این شکل حفظ کرده است و آن همان اهداف دینی هندو یارسیدن به رستگاری است که چیزی است برخاسته ازفطرت کمال جوی انسان‌ها که به چیزی فراتر از مادیات و زندگی جسمانی اشاره دارد و آن همان روح فناناپذیراست.

    فهرست منابع
    1. اباذری. یوسف ـ فرهادپور، مراد ـ ولی، وهاب، ادیان جهان باستان، ج 1، تهران،1372، مؤسسه مطالعات وتحقیقات فرهنگی.
    2. ا.هیوم. رابرت، ادیان زنده جهان، عبدالرحیم گواهی، چاپ اول،1369، دفترنشرفرهنگ اسلامی.
    3. بابا. سایتاسایی، گیتای جدید، مرتضی بهروان، چاپ اول، تهران، پائیز 1382، انتشارات آویژه.
    4. راداکریشنان. سروپالی، شیوه زندگی هندو، رضاحسینی آهی دشتی، چاپ اول،1379، تهران، نشرماکان.
    5. سن. ک.م، هندوئیسم، ع.پاشایی، چاپ اول،1375، انتشارات فکرروز.
    6. شاتوک، سیبل، آئین هندو، محمد رضا بدیعی، چاپ اول، تهران، انتشارات امیرکبیر.
    7. شارمه، آمریته، فرهنگ ادیان، فاطمه سمواتی، چاپ اول،1385، انتشارات مدحت.
    8. شریعتی، علی، تاریخ وشناخت ادیان (2)، چاپ نهم،1384، تهران، شرکت سهامی انتشار.
    9. فونتانا، دیوید، روانشناسی دین ومعنویت، الف. ساوار، چاپ اول، قم،1385، نشرادیان.
    10. ویتمن، سیمن، آئین هندو، علی موحدیان عطار، چاپ اول،1382، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.
    11. هاردی، فرید هلم، ادیان آسیا، عبدالرحیم گواهی، چاپ دوم،1377، دفترنشرفرهنگ اسلامی.
    12. هیفلز، جان ر، راهنمای ادیان زنده، عبدالرحیم گواهی، جلد اول، چاپ اول،1385، قم، مؤسسه بوستان کتاب.
    13. ویر، رابرت، جهان مذهبی ادیان درجوامع امروز، عبدالرحیم گواهی، جلد اول، چاپ اول،1374، دفترنشرفرهنگ اسلامی

     

    • فایل مقاله : دانلود فايل
    • <#f:7352/> : <#f:7353/>
    • <#f:9774/> : <#f:9775/>
    • <#f:9776/> : <#f:9777/>